اسطوره‌ی سیزیف و روزگار ما، ایرانیان

IMG_۲۰۲۵۱۰۰۵_۱۵۱۱۴۸

……………………….

✍ دکتر کرم علیرضایی

هنگام مطالعه‌ی کتاب افسانه‌ی سیزیف – sizif، اثر آلبرکامو، نویسنده‌ی بنام فرانسوی(مترجمان: صدوقی و سپانلو، نشر دنیای نو، ۱۳۸۲، ص ۱۹۱)، همانندی‌هایی میان این اسطوره‌ و روزگار کشورمان در گستره‌ی تاریخ آن از گذشته تا کنون دریافت نمودم.

سیزیف در اسطوره‌های یونانی، محکوم است که تخته‌سنگی بزرگ را تا ستیغ کوه بغلتاند و هر بار درست پیش از رسیدن به اوج، سنگ فرو می‌غلتد و او ناچار است که از نو آغاز کند. آلبرکامو، این رخداد را نماد «پوچی، پیروزی و شکست» در زندگی انسان می‌داند: جهانی که معنای مطلقی به ما نمی‌دهد و تکرارِ بی‌پایان تلاش و شکست است و حقیقتِ وجودی ما را رقم می‌زند. اما  سیزیف اگرچه محکوم است، اما در لحظه‌ای که سرنوشتش را می‌پذیرد و همچنان سنگ را به حرکت درمی‌آورد، به نوعی از عصیان و آزادی می‌رسد.

زندگی امروز ما، ایرانیان نیز بسیار همانند همین سرنوشت سیزیف اسطوره‌ای است. هر روز با مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فردی فراوان و  همه‌گیری روبه‌رو می‌شویم؛ بارها تلاش می‌کنیم و هر بار شکست می‌خوریم. گویی در هر گام، سنگی که بر دوش داریم، به پایین فرو می‌غلتد. اما آنچه زندگی ما را ارزشمند می‌کند، نه رسیدن به ستیغی نهایی، بلکه همین بازآغاز کردن است. هر بار که از نو برمی‌خیزیم، معنایی تازه می‌آفرینیم؛ معنایی که نه بیرون از ما، بلکه در درونِ خودِ تلاش و مقاومت ماست. به این ترتیب، سختی‌های زندگی تنها، دشواری، بار و رنج نیستند، بلکه فرصتی‌اند برای ساختن معنا در جهانی که پاسخی آماده برای ما ندارد. شاید راز ماندگاری و دوام ما ایرانیان در همین باشد: هر بار فرو می‌افتیم؛ اما دوباره از نو آغاز می‌کنیم و به گفته‌ی آلبرکامو،  پیروزی سیزیف در آگاه شدن وی است و ما ایرانیان نیز باید به عنصر آگاهی ایرانی که آمیخته‌ای از خرد تاریخی، روح شاعرانه، تجربه‌ی رنج، و اشتیاق به رهایی و آزادی و نوآوری است، دست یابیم.

به فرموده‌ی فردوسی بزرگ:

     ز یزدان و از ما بر آن کس درود

     که تارش، خرد باشد و  داد، پود

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *