………………………
✍دکتر کرم علیرضایی
نگارنده از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۹۴ خورشیدی، بنیانگذار و مدیر دانشگاههای پیام نور و آزاد در شهرستان دهلران بودهام. آنچه در ادامه میآید، نتیجهی گذرا و اندکی از تجربهها و مشاهدههای تلخی است که در روند آموزشی و دانشگاهی این مراکز دانشگاهی و دیگر دانشگاهها چون علمی کاربردی، غیر انتفاعی ها و… به دست آوردهام. حقیقت آن است که در چند دهۀ اخیر، آموزش عالی ایران با رشد شتابان در تعداد دانشجو و گسترش دانشگاهها در مناطق محروم و دورافتاده مواجه شده است. این پدیده در ظاهر، نشانهای از عدالت آموزشی و توسعه به شمار میرود، اما در عمل، پیامدهایی ویرانگر برای کیفیت علمی داشته و به پیدایش پدیدهای همگانی و مخرب انجامیده که میتوان آن را «فلافلیزه شدن مدرک تحصیلی در ایران» نامید.
مدرک دانشگاهی در ایران، همان سرنوشتی را یافته که فلافل در خیابانها؛ همهجا در دسترس است و ارزان و بیکیفیت به دست میآید. روزگاری مدرک تحصیلی، نشانۀ دانایی، کوشش و پشتکار بود، اما امروز در بسیاری موارد به کالایی بازاری و کماعتبار بدل شده است. همانگونه که فلافل با سادهترین مواد در هر گوشه و برزن هر دیاری عرضه میشود، مدارک دانشگاهی، پایاننامهها و حتی مقالات علمی نیز در بسیاری نقاط کشور بدون پشتوانۀ واقعی علمی چون فلافل خریدوفروش میشوند.
مدرک، روزگاری تاج افتخار جویندگان دانش بود؛ اما امروز به برگهای بیاعتبار بدل شده است که هر کس میتواند به آسانی به آن دست یابد، بیآنکه نشانگر دانش و رنج علمی وی باشد. این تورم مدرک، ارزش واقعی علم را کاسته و جامعه را با انبوهی از دانش آموختگان بیمهارت و ناکارآمد روبهرو کرده است. چنین وضعیتی، نتیجۀ گسترش بیضابطۀ دانشگاهها، قطع پیوند میان دانشگاه و بازار کار و سلطۀ فرهنگ مدرکگرایی در ایران است؛ وضعیتی که به بحران بیکاری تحصیلکردگان و بیاعتمادی اجتماعی دامن زده است.
امید غایی، آن است که در آینده، دانش و مدرک، بار دیگر به جایگاه واقعی و شایستۀ خویش بازگردد و بیانگر علم و معرفت و دانایی باشد(سخن بالا،بخشی از گفتاری است که در کتاب«پیشینه آموزش نوین در شهرستانهای آبدانان، بدره، دره شهر و دهلران» از نگارنده آمده که در حال چاپ است.)