…………………
✍️بهروز سپیدنامه
(آمار را چنان به کار میگیرد که مرد مست تیر چراغ را ، نه برای استفاده از روشنایی آن، بلکه به خاطر تکیه بر آن)
پدیدههای اجتماعی دارای ابعاد، لایهها و سطوح مختلفی هستند که درک آنها با تقلیلگرایی و تکیه بر دادههای منفرد امکان پذیر نیست.
«شناخت عمیق» پدیدههای اجتماعی وامدار «درون فهمی» و «ذوب افق» های بین محقق و پدیده است که از طریق پارادایم کیفی و روشهای تفهمی و تفسیری امکان پذیر است.
«شناخت دقیق» پدیدههای اجتماعی متکی بر آمار و دادههای کمی است که از طریق آنها امکان مقایسه و تعمیم فراهم میشود. اما بهرهگیری از آمار باید به صورت ضربدری انجام پذیرد زیرا تکیه بر دادههای منفرد، نیم رخی از پدیدۀ اجتماعی را به ما نشان میدهد.
طلاق یکی از «آسیب های اجتماعی» است که کارکرد نامناسب آن به گسست و حتی فروپاشی روابط خانوادگی منجر خواهد شد اما این آسیب میتواند کارکردهای مثبتی نیز در پی داشته باشد. زیرا اگر به طلاق به عنوان «راه حلی» برای خروج از بحران و حتی پیشگیری از جرم نگریسته شود ، تلقی ما از آن تغییر خواهد کرد.
«تابو» شدن طلاق در جوامع ، کارکرد «راه حلی» آن را از بین خواهد برد. این که با توجه به شرایط فرهنگی و مقتضیات مختلف باید با یک فرد «نامتناسب» تا زمانی نا معلوم زندگی کرد و شرایط بسیار دشوار زیستن با او را تحمل کرد و این که هیچ راه برون رفتی از بحران ایجاد شده وجود ندارد، ممکن است «خودکشی» و «دیگر کشی» (قتل) را به عنوان تنها راه ممکن برای خروج از بحران در دستورالعمل افراد قرار دهد.
لذا همیشه آمار پایین طلاق را نمی توان به عنوان شاخصی برای «استحکام نظام خانواده» در نظر گرفت. این آمار باید در کنار نرخ «خودکشی» و «دیگر کشی» های خانوادگی تفسیر نمود.
پی نوشت:
استان ایلام؛ رکورددار کمترین آمار طلاق در کشور است. بر اساس جدیدترین گزارشهای رسمی ثبت احوال کشور، استان ایلام موفق شده است عنوان کمترین میزان طلاق در میان استانهای ایران را به خود اختصاص دهد.