……………….
«بویسار سایتیف» یکی از افسانهایترین کشتیگیران آزادکار تاریخ روسیه و جهان است. با ۹ مدال طلا در مسابقات جهانی و المپیک، او به عنوان یکی از برترین کشتیگیران تاریخ شناخته میشود. سایتیف که در سه دوره المپیک موفق به کسب مدال طلا شد، تأثیر زیادی در دنیای کشتی و ورزش داشت
بوایسار افسانه ای خیلی زود و تو سن پنجاه سالگی از دنیا رفت. بخشی از سرگذشت اورا از زبان خودش می خوانیم که هم جالب و هم ناراحت کننده است؛
“شما بدبختی را ندیدهاید. من و بدبختی برادر بودیم. من برای هر مدال بارها درون خلوتم مانند کودکی اشک ریختم. زندگی من خود بدبختی بود. نبود حتی غذا یا محبت.
من بهخاطر کشتی فحش شنیدم و کتک خوردم. اصلا باورکردنی نیست؛ حالا هنوز وقتی به آن روزها فکر میکنم، میگریم. کاری بهغیر از سر تعظيم فرود آوردن به سرنوشت خود نخواهم داشت.
من مسیر خانه تا محل تمرین را دویدهام، نه از فرط دوری، بلکه از ترس، از سرما، از شغالها و گرگها. اما کشتی گرفتهام.
من برای زنده ماندن، تبدیل به ورزشکاری خاص در کشتی شدم. من زور شنیدهام، آنقدر که باورکردنی نیست. من زیر دستان پربرکت پدرم اگرچه خالی بود، کتک از این میخوردم که به من گفته بود باید دنبال کار باشی نه کشتی.
انگشت شستم در هشت سالگی شکست. یادگار بچههای بزرگتر همسایهمان بود. نمیدانم چهطور جوش خورد، اما زنده ماندم،. سه روز و سه شب در هفته، شاید چیزی در اندازههای صد و پنجاه تا سیصد گرم غذا میخوردم، اما زنده ماندم.
بزرگتر شدم. چچِن داستان خودش را داشت. سربازان دولتی هر بار اشکم را با مستی شان در آوردند. اما باز زنده ماندم. غرورم شکست، اما دست روی کسی دراز نکردم.حالا هر کودکی را که کمی آشفته میبینم، بغضم میگیرد.من بدبختی بینهایتم را تا رسیدن به این جای کشتی جهان، حتی نمیتوانم، حتی نمیتوانم ترسیم کنم… “