«تاسیان» (دلتنگی یا خفگی)

IMG_۲۰۲۵۰۸۰۹_۰۷۳۶۵۱

…………………..

✍بهروز سپیدنامه

«تاسیان» یک مجموعه نمایش خانگی به نویسندگی و کارگردانی «تینا پاکروان» است. این سریال دومین سریال از سه‌گانه پاکروان پس از خاتون و پیش از ماهدخت محسوب می‌شود داستان سریال تاسیان با رابطه‌ای عاشقانه یک زوج در سال ۱۳۵۶ آغاز می‌شود و تا انقلاب ۱۳۵۷ ادامه می‌یابد (ویکیپدیا).

این یادداشت در پی نقد یا توصیف سریال «تاسیان» نیست بلکه به معنی این واژه و معادل آن در زبان‌ها و گویش‌های مختلف پرداخته و با توجه به نشانه های موجود در پوستر و سریال، معنای آن در  کُردی ایلامی را به عنوان معنای مختار برگزیده است.

در خصوص واژه معنی واژه «تاسیان» و ترمینولوژی آن، اظهار نظرات متعددی منتشر شده است. در وبگاه فیلیمو آمده: کلمه تاسیان ریشه گیلکی دارد. کلمه‌ای که سرشار از اندوه و بغض و دوری و جدایی است. تاسیان یعنی حالتی که به خاطر نبودن کسی به انسان دست می‌دهد. از جمله تعاریفی که برای این واژه آورده‌اند یعنی؛ دل و دماغ هیچ کاری را نداشتن، دلتنگی و بی‌قراری غریب، غم فزاینده و ویران‌کننده (filimo.com)

البته باید بدانید تاسیان نام کتابی از شاعر مشهور ایران، «امیر هوشنگ ابتهاج سمیعی گیلانی» (سایه) است و دربرگیرنده ۸۷ اثر از او در اوزان نیمایی و قالب‌های غیرکلاسیک است که در سال‌های ۱۳۲۵ تا ۱۳۸۰ سروده شده. مهدی یزدانی خرم در تعریف این واژه نوشته: «گویا به حالتی می‌گویند بعد از مرگ، سکراتی که بعد از رها شدن جان، انسان به آن دچار می شود. شاید مترادف تولد باشد در جهان فانی. منتهی با درکی همه جانبه و غیرقابل اغماض. اما به تعریفی شاعرانه‌تر، تاسیان حالتی است که در اولین غروبِ پس از رفتنِ یک عزیز که مدتی مهمان خانه ما بوده، به ما دست می‌دهد. حالتی که به خاطر نبودن اوست. و همین شده ریشه اصلی شعار این سریال عاشقانه: تاسیان می‌شود بی‌تو… (همان)

هوشنگ ابتهاج در شعر تاسیان چنین سروده:

خانه دلتنگ غروبی خفه بود / مثل امروز که تنگ است دلم / پدرم گفت چراغ / و شب از شب پُر شد / من به خود گفتم: یک روز گذشت / مادرم آه کشید / زود بر خواهد گشت / ابری آهسته به چشمم لغزید / و سپس خوابم برد / که گمان داشت که هست این همه درد / در کمین دل آن کودک خرد؟ / آری آن روز چو می‌رفت کسی / داشتم آمدنش را باور / من نمی دانستم / معنی هرگز را / تو چرا باز نگشتی دیگر؟ / آه ای واژه شوم / خو نکرده ست دلم با تو هنوز/ من پس از این همه سال / چشم دارم در راه / که بیایند عزیزانم آه.

«تاس» در فرهنگ لغت فارسی به معنی:  بی طاقتی، اضطراب، بی تابی، اندوه، تاسا و تاسه و تالواسه و تالوسه و تلواسه هم گفته می شود (بهشتی، ۱۳۷۰).

کلمه «تاسیان» در زبان گیلکی به معنای حالتی است که به دلیل نبودن کسی یا چیزی در انسان ایجاد می‌شود. این حالت شامل دلتنگی شدید، بی‌حوصلگی و غم و اندوه عمیق است

تاسه و تاسیدن در زبان لری کهگیلویه و بویراحمدی یعنی گریه ای که شبیه بغض طولانیه و دیگه صدا نداره بدترین حالت گریه که معمولا برای کودکان زیر دوسال اتفاق میافته

بختیاری ها هم این کلمه را برای بغض در گلو مانده استفاده می‌کنند

در زبان گنابادی واتاسیدن به معنای بی قراری زیاد است

تاسا در ترکی به معنی غم و اندوه  و نگرانی می باشد (abadis.irabadis.ir)

در زبان کُردی سورانی «تاسه» یا «تاسه کسی کردن» به معنی بسیار دلتنگ کسی شدن در نبود آن شخص.

مثال: زوور تاسه ی  ئه و  هه مو که سمو کردووه

برگردان: خیلی دلتنگ کسی هستم که همه کسم بود

اما در کُردی ایلامی:

تاسا (tâsâ) به معنی میل کردن، بهانه گرفتن دل برای کسی، تقاضای دیدار، اشتیاق دیدار ، دلتنگ کسی بودن است:

د ڵم تاسات که‌ێ  وه‌ێ  وارانه‌وه

تا  شه‌و  ناڵنێ  ده پای ساناوه

(دکتر حبیب الله بخشوده)

برگردان: دلم در این باران بهانۀ تو را می گیرد و تا شبانگاه کنار این سنگ به یادت ناله سر می دهد

تاساو بردن (tâsâw berden) (ص مر): بیهوش شدن، از حال رفتن، چشم سیاه شدن

تاسیاگ (tâsiyâg) : خفه شده

تاسیان (tâsiyân)  خفه شدن (درخشنده، ۱۳۹۸).

در پوستر سریال تاسیان شاهد یک ماهی هستیم که بیرون از آب و روی خشکی افتاده و خفه شده . سریال نیز با خفه کردن امیر در استخر به پایان می رسد. تمامی این نشانه ها معنای کُردی ایلامی واژه «تاسیان» که به معنی خفگی و خفه شدن است را بیشتر به ذهن متبادر می کند.

🔹منابع

بهشتی، محمد. (۱۳۷۰)، فرهنگ صبا فارسی، تهران: چاپ فرهنگ

درخشده، رقیه. (۱۳۹۸). فرهنگ واژگان کُردی ایلامی (کردی به فارسی)، ایلام: زانا

وبگاه ویکیپیدیا

وبگاه فیمیلو

وبگاه آبادیس

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *