جامعۀ متمدن و شهر پاک برآیند شرم اجتماعی و رفتار مسئولانه شهروندان

IMG_20250803_211536_533

……………………

✍علی فیض‌اللهی

الیاس (۱۹۳۹) در نظریۀ فرآیند متمدن‌شوندگی استدلال می‌کند که همراستا با پیشرفت و مدرن شدن جوامع و نیز پیچیده‌تر شدن ساختارهای اجتماعی و فرهنگی، بازاندیشی، تغییر و اصلاح هنجارهای اجتماعی در جامعه موجب کنترل رفتارهای فردی و جمعی می‌گردد. این فرآیند شامل افزایش خودکنترلی، حساسیت به شرم و رعایت آداب اجتماعی است که به تدریج منجر به شکل‌گیری رفتارهای متمدنانه می‌شود.

آیزن (۱۹۹۱) در نظریۀ رفتار برنامه‌ریزی‌شده توضیح می‌دهد که رفتار افراد تحت تأثیر نگرش‌ها، هنجارهای ذهنی و کنترل رفتاری درک‌شده (مانند دسترسی به امکانات) قرار دارد. این نظریه فرض می‌کند که رفتار مبتنی بر نیت شخص است و نیت تابعی است از نگرش شخص نسبت به رفتار، هنجار ذهنی مربوط به آن رفتار(فشار اجتماعی) و تصور از کنترل بر روی آن رفتار.

رابرت سیالدینی(۲۰۰۳) در مقالۀ تدوین پیام‌های هنجاری برای حفاظت از محیط زیست بر تأثیر هنجارهای توصیفی (آنچه دیگران انجام می‌دهند) و هنجارهای دستوری (آنچه باید انجام شود) بر رفتار تأکید دارد. به‌عبارتی اگر افراد ببینند که دیگران زباله‌های خود را رها می‌کنند (هنجار توصیفی)، احتمالاً این رفتار را تکرار می‌کنند. در مقابل، اگر رفتارهای اجتماعی معطوف به حفظ نظافت (هنجارهای دستوری) تقویت شوند، رفتارها تغییر می‌کنند.

موضوع نظافت و بهداشت شهر ایلام مدتهاست در رسانه‌های اجتماعی مورد بحث قرار می‌گیرد. این پدیده هم محصول کردار اجتماعی شهروندان است و هم نشانگر ناتوانی نهادی ولیکن مخاطب این یادداشت شهروندان محترم‌اند. رعایت نظافت در اماکن عمومی شهر می‌تواند به‌عنوان بخشی از فرآیند مدنظر سیالدینی دیده شود، زیرا وقتی که در اماکن عمومی، افراد تحت فشار هنجارهای اجتماعی قرار گیرند از ریختن زباله پرهیز نموده و به رعایت بهداشت و احترام به خود و دیگران در اینگونه فضاها اهتمام خواهند ورزید. از طریق همسو کردن هنجارهای توصیفی با هنجارهای دستوری بهتر می‌توان قدرت جذابیت‌های هنجاری را بهینه کرد مانند تأکید بر ارزش‌های مذهبی یا تولید هنجارهای توصیفی مثبت بصری در تبلیغات شهری.

مطابق آموزه‌های آیزن می‌توان گفت: چنانچه نگرش‌های افراد نسبت به نظافت محیط زیست ضعیف باشد و هنجارهای ذهنی (مانند پذیرش اجتماعی رها کردن زباله در محیط) این رفتار را تقویت کنند، کمبود امکانات (مانند سطل‌های زباله) باعث کاهش کنترل رفتاری افراد می‌شود. برای تغییر رفتار می‌توان نگرش‌ها را از طریق آموزش، بهبود داد. همچنین فشار نهادی، شرمنده‌سازی از طریق کنترل غیر رسمی، تنبیه و مجازات قانونی راه‌حل دیگری است که می‌تواند از طریق اعمال جرائم مدنظر قرار گیرد.

از دیدگاهی الیاسی می‌توان بر نقش فشار اجتماعی و شرم تأکید کرد زیرا در فرایند متمدن‌‌شوندگی؛ آداب‌دانی، نزاکت اجتماعی، احساس شرم و ترس از مردود شدن از نظر دیگران محتملاً تغییرات رفتاری مثبتی را در پی دارد. تغییر در رفتار معمولاً بسترمند و تاریخمند است زیرا ممکن است در گذشته یک رفتار عادی و معمول بوده باشد اما در طول زمان به تدریج مسئله‌مند و ناهنجار تلقی شود. توسعۀ جامعه در سطح کلان همراه با تغییرات قابل توجهی در رفتارهای افراد در سطح خرد است. به تدریج تغییرات در سبک زندگی، شیوۀ گفتگو، آداب غذا خوردن، هنجارهای بهداشتی و … ماهیتی خویشتن‌دارانه و خودکنترلی در بین مردم پیدا کرده و بسیاری از آداب و رسوم و مناسک اجتماعی و جمعی نیز تحولات دامنه‌‌داری را از سر گذرانیده‌اند. نمونۀ ملموس آن حذف بسیاری از تشریفات زائد در مناسبتهای شادی و غم در استان ایلام است. به طور کلی، به دلیل آموزش و فرهنگ‌سازی، امروزه باید حساسیت بیشتری نسبت به رهاسازی زباله در خیابان وجود داشته باشد. همچنین خودکنترلی همراه با فشار نهادی می‌تواند پیامد آگاهی از هنجارهای اجتماعی و ترس از مورد قضاوت قرار گرفتن از جانب دیگران باشد(البته شوربختانه نظریۀ الیاس در همۀ موارد مدنظر او از زمان چاپ کتابش در سال ۱۹۳۹ محقق نشده است).

نظریه‌های الیاس، سیالدینی و آیزن تا حدودی می‌توانند به فهم دلایل رها شدن زباله در اماکن عمومی یاری رسانند. زیرا این نظریه‌ها به جنبه‌های فرهنگی، اجتماعی، ساختاری و روان‌شناختی چنین رفتارهایی توجه نشان می‌دهند. برای حل چنین مسائلی، بایستی ترکیبی از آموزش، تقویت زیرساخت‌ها، ترویج هنجارهای اجتماعی و ارزشهای مذهبی مناسکی و معطوف به اخلاق دینی و … تبدیل آنها به یک گفتمان اجتماعی شهروندمدار مدنظر قرار گیرد.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *