………………………
✍ خداداد ابراهیمی
۱) تابستان کلافهکننده، گرمای ۵۰ درجه و ناترازی مدیریت برق منطقهای غرب در توزیع ناعادلانهی برق، دست به دست هم دادهاند تا موجی از نگرانی و نارضایتی دربین مردم و کسبه بوجود آید.
گزارشها حاکی از آن است که متولیان توزیع برق، دیواری کوتاهتر از دیوار روستاهای محروم، شهرستانهای گرمسیری و مرزی ندیدهاند. آنجا که مردم روزانه چند بار، خاموشی برق را باتلخکامی، تجربه میکنند. تاجایی که مردم میگویند؛
حالا دیگر عنوان سامانه “برق من”، مفهومی مُضحک پیدا کرده و دیگر برق من نیست.چرا که واقعا مردم نمیدانند سهم برق آنان کجا مصرف میشود؟!
۲) اخیراً وزیر نیرو در حین سخنرانی در مازندران، با بیان یک جوک نخنما و بینمک فرموده؛
«خواهرزادهای من دارم میگه دایی وقتی برق میره کجا میره؟»
جناب وزیر اگر پاسخی قانع کننده و شفاف به ذهن مبارک نمیرسد ما خواهیم گفت که وقتی برق میرود، سَر از کجا در میآورد!
شاید برای رفع نگرانی مردم، سیاستگزاری کذایی و ناموفق خود را در تولید و توزیع برق تغییر دهید.
جناب وزیر وقتی برق مردم روستاهای دور دست و بی تریبون قطع میشود، به مناطقی از بالای شهر پایتخت و کلانشهرها میرود تا در کولر گازیها، لوسترها و چلچراغهای هزار رشته، با نورپردازیهای رنگینکمانی، در تالارها و سَرسراها، برای نورچشمیها و از ما بهتران خوشرقصی کند…
وقتی برق شهرهای محروم میرود، به سرعت برق وباد، به مزارع «رمز ارز»ها و «ماینر»ها میرود تا برای عزیز دُردانههای سیاست و تجارت، تولید ثروت کند، وقتی برق شهرهای گرمسیری میرود، به استانهایی میرود که در مجلس، نمایندگان بیشتر و نفوذ بیشتری دارند.
در نهایت، وقتی برق میرود به جاهایی میرود که هیچ وقت طعم تلخ بی برقی را نچشیدهاند و چنانچه گاه گاهی برقشان قطع شود، ژنراتورهای میلیاردی بیتالمال، اَمن عیش آنان را معنی میکند.آقای وزیر با این اوصاف، ماندهایم که چرا برق، از سرتان نمیپَرد؟!