……………………….
✍ دکترعلی فیضاللهی
مهاجرت فرامرزی معمولاً شامل حرکت مردم ناامید از کشورهای توسعهنیافته به کشورهای توسعهیافته است و هر کدام از مهاجران انگیزههای خاص، تجربۀ زیستۀ منحصر به فرد و چشمانداز متفاوتی نسبت به آینده دارند. بخش عمدهای از مهاجران فرامرزی در جهان را پناهندگان تشکیل میدهند. مهاجرت و پناهندگی محصول شرایط دشوار یا غیرقابل تحمل ناشی از بحرانهای عمیق اقتصادی، عدم مدارای قومی و مذهبی، مداخلۀ خارجی، شورشها و جنگهای داخلی است. پیامد معمول چنین رویدادهایی مهاجرت افراد آسیبدیده به منظور زندگی در شرایط مطلوبتر است.
نظریههای مربوط به مهاجرت فرامرزی نظیر نظریههای جاذبه و دافعه، ارضای نیازها، اقتصاد نئوکلاسیک، بازار کار دوگانه، نظامهای جهانی، رژیمهای لیبرال عبور از مرز، رژیمهای لیبرال بازار کار، نظریۀ شبکه و نظریه نهادی رایجترین دیدگاههای تبیینی هستند که در مطالعات راجع به علل، فرآیندها و پیامدهای مهاجرت فرامرزی مورد استفاده قرار میگیرند اما ویژگیهای کنونی مهاجرت، کارآیی تبیینی برخی از آنها را با تردید مواجه ساخته است. به عنوان مثال حصارکشی مرز آمریکا با مکزیک برای مقابله با هجوم مهاجران جویای کار آمریکای لاتین و اتخاذ سیاستهای انقباضی مهاجرتی اروپا در پذیرش مهاجران و احیای حفاظت از مرزها انکار روشن ایدههای نئولیبرالی پیشین در زمینۀ پذیرش سخاوتمندانۀ مهاجران فرامرزی است.
بهنظر میرسد که نظریۀ شبکه و نظریۀ نهادی بهتر بتوانند رویآوری گستردۀ مهاجران افغانها در چند سال اخیر به ایران را تبیین کنند: وجود شبکهای از هموطنان، خویشاوندان و آشنایان آنان در ایران و نیز سازمانهای شبهقانونی و شبکه قاچاق انسان برای عبور غیرقانونی از مرز یا جعل اسناد اقامتی تسهیلگر مهاجرت از افغانستان به ایران بودهاست. همچنین ناکارآمدی نهادی در کشور افغانستان یکی از عوامل کلیدی مؤثر بر تصمیم به مهاجرت است و در مقابل نیز سیاست نادرست مهاجرپذیری انبوه و ارائه تسهیلات به مهاجران دعوتی در طی چند سال اخیر در ایران مؤید نظریه نهادی است.
پینوشت:
تجربۀ سوءمدیریت جریان مهاجرت فرامرزی در اروپا و آمریکا و نیز شائبۀ همکاری بهتانگیز برخی از مهاجران افغان ساکن در ایران در جریان جنگ تحمیلی جاری علیه ایران چالش مهاجرت فرامرزی را برجستهتر کرده است. مهاجرت فرامرزی ذاتاً با مسائل عمیق اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، جمعیتی، مذهبی، حقوقی، اخلاقی و امنیتی در جامعۀ مهاجرفرست و مهاجرپذیر همراه است. روند مهاجرت افغانها به ایران از زمان تهاجم شوروی سابق به افغانستان در سال ۱۹۷۹ شروع شدهاست. سیاست ایران به دلایل مذهبی، انسانی، مخالفت با اشغال و حمایت از مجاهدان جبهه شمال افغانستان معطوف به پذیرش پناهندگان بوده است. اما این روند در چهار دهه گذشته بنا به تحولات سیاسی در افغانستان – خروج شوروی، تشکیل دولت مجاهدین، تسلط طالبان، حمله آمریکا به افغانستان، سقوط طالبان، تشکیل دولت ملی، خروج آمریکا و تسلط مجدد طالبان بر آن کشور در سال ۲۰۲۱ با فراز و نشیبهایی هم در هجوم مهاجران افغان به ایران و هم در سیاستهای ایران در قبال پناهندگان همراه بوده است. اکنون که چالشها و خطرات امنیتی حضور بخش عمدهای از این مهاجران موضوع بحث عمومی در ایران است و مطالبه ملی و سیاست درست اخراج مهاجران غیرقانونی در دستور کار قرار دارد، لازم است توجه شود که ویرانی زیرساختهای افغانستان به واسطهی مداخلههای خارجی و جنگهای داخلی داشتن یک زندگی حداقلی را برای میلیونها نفر از آنان به رؤیا تبدیل کرده است اما علیرغم مشکلات اقتصادی ایران، مهاجران قانونی هم از اقتصاد ایران بهره برده و هم نقش عمدتاً مثبتی داشتهاند. در مقابل، بخش عمدهای از مهاجران غیرقانونی در نبردهای خونین توأم با جنایات جنگی در درگیریهای داخلی افغانستان بعنوان تروریست، نظامی و جاسوس نیروهای خارجی مشارکت داشته و حضور آنان در ایران با مخاطرات و خطراتی همراه بوده و هست. اینک ساماندهی بازگشت آنان به موطن خویش مستلزم جلب همکاری نهادهای بینالمللی و دولت افغانستان و استفاده از امکانات ثبت داده و نظارت دیجیتال و رعایت حقوق انسانی و مادی آنهاست. ضروری است که از تعمیم خیانت معدودی از افغانها به همه آنان یا تقلیل آسیبهای حضور آنان به یک عامل پرهیز شود. ارائه کلان روایت مناسب از خدمات ایران به مهاجران افغان در طول نیم قرن اخیر و اینکه با وجود درگیر بودن در یک جنگ ۸ ساله و تحریمهای شدید بینالمللی بار هزینه این پناهندگان را سالها بر دوش گرفته است، از تنش احتمالی و کینتوزی خواهد کاست.