……………………….
✍دکتر علی فیضاللهی
تکنولوژی بهعنوان یکی از ابزارهای مدرن در عملیات نظامی شناخته میشود. پیشرفتهای فناورانه در زمینۀ ارتباطات، لجستیک، دقت تسلیحات و گسترش میدان جنگ امکان انجام عملیات با پرسنل کمتر و کارایی بالاتر را فراهم کرده است. این تغییرات، ماهیت جنگ را از مواجهه مستقیم و تنبهتن به عملیات غیرمستقیم و پراکنده تبدیل کرده است. پارادایم جبرگرایی تکنولوژیک که ریشه در عصر روشنگری دارد بر این باور است که تکنولوژی میتواند واقعیت را تحت کنترل دربیاورد و به آن بهعنوان عاملی تعیین کننده در نبرد نظامی مینگرد.
در مقابل، منتقدین بر آنند که اولاً اخلاق، حقوق بشر و فرهنگ از عوامل محدودکنندۀ استفاده از تکنولوژیهای ویرانگر در جنگها هستند و ثانیاً جبرگرایی تکنولوژیک گاهی اوقات عوامل انسانی، فرهنگی و اجتماعی را نادیده میگیرد. در همین راستا لاتور نشان میدهد که فناوری نظامی بهتنهایی تعیینکننده نتیجۀ نبرد نیست بلکه تنها یکی از عوامل مؤثر در صحنۀ نبرد است. همچنین، آلوین و هایدی تافلر در کتاب موج سوم – انقلاب کشاورزی، صنعتی و اطلاعاتی- استدلال میکنند که تحولات نظامی با تحولات تکنولوژیکی گره خوردهاند. در موج اول، جنگها توسط سربازان مزدبگیر انجام میشدند. در موج دوم، ارتشهای تودهای و سلاحهای گرانقیمت غالب شدند. در موج سوم، اطلاعات و فناوری بهعنوان سلاح و هدف اصلی مطرح است و ارتشهای کوچکتر و حرفهایتر جایگزین ارتشهای بزرگ شدهاند و جنگ هوایی با دخالت متخصصان و داشتن اطلاعات اهمیت یافته است. اما اینان نیز بر این باورند که این عامل بهتنهایی نمیتواند تعیین کننده طرف پیروز باشد.
پینوشت:
رابطه بین تکنولوژی، سازمان رزم و قدرت رزمی چندوجهی است و با وجودی که بهعنوان ابزاری قدرتمند، تأثیرات عمیقی بر سازمانهای نظامی و رزمی گذاشته است و توان ویرانگری تسلیحات را افزایش داده است ولیکن تأثیر نهایی آن در میدان نبرد به عوامل انسانی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی طرفین جنگ وابسته است. دیدگاه جبرگرایی تکنولوژیک اگرچه ظاهراً جذاب به نظر میرسد اما به دلیل غفلت از درهمتنیدگی عوامل فوقالذکر تبیینی ناکافی به دست میدهد. نظریهپردازانی مانند تافلرها و لاتور با ارائه دیدگاههای چندعاملی به درک بهتری از این روابط کمک کردهاند. بنابراین، کشورهای دارای تکنولوژی پیشرفتهتر لزوماً همیشه در جنگ پیروز نمیشوند. اگرچه فناوریهای پیشرفتهای مانند تسلیحات دقیق، ارتباطات مدرن و سیستمهای اطلاعاتی میتوانند برتری نظامی ایجاد کرده و خسارات سنگینی بر طرف مقابل تحمیل کنند اما پیروزی نهایی در جنگ بستگی به عوامل اقتصادی، سیاسی، جغرافیایی، منابع انسانی و استراتژیهای سازمانی نیز دارد. افسانۀ «برتری فناوری» گاهی ممکن است با تصمیمگیریهای ناکارآمد فروبپاشد. برای مثال، در جنگهای نامتقارن، گروههای ضعیفتر با استفاده از تاکتیکهای جنگ چریکی و شناخت مناسب از وضعیت جغرافیایی جنگ توانستهاند در برابر قدرتهای برتر مقاومت کنند. از این منظر، تکنولوژی بدون در نظر گرفتن عوامل انسانی ناکارآمد است. بهعبارتی میتوان گفت با وجودی که اطلاعات همراه با تکنولوژی، ساختار جنگ مدرن را شکل میدهند ولیکن مدیریت منابع، روحیه رزمندگی، شیوه تصمیمگیریهای سیاسی و اجرای تاکتیکهای نظامی نیز تعیینکنندهاند. اتفاقاً کشورهای پیشرفته ممکن است به دلیل هزینههای بالای تکنولوژی یا عدم شناخت از شرایط محلی شکست بخورند. بنابراین، تکنولوژی پیشرفته یک شرط لازم برای جنگیدن است، اما شرط کافی نیست و پیروزی به تعامل مناسب بین عوامل متعددی وابسته است. در بسیاری از اوقات، نتیجۀ جنگها را مردمانی شجاع رقم زدهاند که با احساسی سرشار از ایمان، وطندوستی و با شیوههای عاقلانه، صبورانه و قهرمانانه جنگیدهاند. جنگ تحمیلی جاری علیه وطن ما (که من آن را Tele-war یا جنگ از راه دور مینامم) که متکی بر فناوریهای پیشرفتۀ نظامی است نیز از این قاعده مستثنی نخواهد بود. تلفیق مقاومت ملی و خردورزی مدیران سیاسی با توانمندی دفاعی و فناوری نظامی نیروهای مسلح کشور نویدبخش است.
توجه: جنگها مشتمل بر نبردهای نظامی(کلاسیک)، استعماری، انقلابی، چریکی، اقتصادی، روانی، رسانهای، سایبری و ترکیبی است و موضوع بحث ما عمدتاً معطوف به جنگ کلاسیک است.
منابع برای مطالعه بیشتر:
۱٫ سوئترز، جوزف (۱۴۰۲). جامعهشناسی و مطالعات نظامی، ترجمه علی فیضاللهی، نشر مازیار.
۲٫ Moeleker, Rene. in Caforio, G. and Nuciari, M. (2006). Handbook of the Sociology of the Military. Springer, second edition.