…………………………..
✍ عبدالصاحب ناصری/ فعال فرهنگی
آقای رئیسجمهور،
سلام
اجازه میخواهم ساده و صمیمی با تو سخن بگویم، به سادگی و صمیمیتی که تو با مرحومه فاطمه همسر همراهت، سخن گفتی!
آقای رئیسجمهور
این روزها با “دغدغههای مسعود” حال که نمیکنم، هیچ! قهرم!
هر وقت از تو دلم میگیرد، سراغ مستندهای تبلیغاتی “نسل زِد”، “مستانه شو” و “نگرانم” میروم. هر سه را دوست دارم، اما نگرانم را دوستتر میدارم، احساسم آن است آنجا دیگر خودٍ خودِ مسعودی، آنجا با آنکه نقش اولی اما نمیتوانی نقش، بازی کنی و با عشق طریق مغالطه و ناصداقتی گزینی…
آنجا تمام نگرانی و دغدغه و عهدهایت را نه با مرحومه فاطمه که با مهربان مادر همه دختران وطن، ایران جان مطرح نمودهای.
آقای رئیسجمهور، با “نگرانم”، من همواره گریستهام. پیشنهاد میکنم برای آنکه نگرانیهای مشترک و عهدهایت را با مرحومه فاطمه در ازدحام افراد پیرامونی و پروتکلهایی که به مانند اُتوآنتیبادی تو را از تو بودن میگیرند و در انبوه مشکلات، فراموشت نشوند هر از چندگاه به مرور این مستندها بنشین! بی تردید دلت در جویبار چشمانت، تنی به آب خواهد زد!
آقای رئیسجمهور،
به نهجالبلاغهای سوگند که « ذمتی بما اقول رهینه و انا به زعیم » آن محکمترین سند پیمان تو با ملت است، ما برای توفیق تو با تمام وجود، از اقناع خانواده تا جامعه در شط خون دل شنا کردهایم، هنوز پاهای استدلالمان زخمی آن سنگلاخ است!
آقای رئیسجمهور،
سفرهای استانی از آن جهت رنگ ضرورت دارد که:
۱) دولتیان با متن زندگی مردم و مشکلات آنان دچار گسست و افتراق باشند.
۲) نظام تصمیمگیری از فقر آمار و اعداد و دادهها در رنج باشد.
۳) به توان مدیریتی، صداقت و امانت متولیان استانی در اداره مناطق تحت تکفل و ارائه اطلاعات خدشه ناپذیر اعتماد لازم نباشد.
در حاکمیت چنین برداشت ذهنی، امر سفر مدیران عالی کشور به استانها ضرورت مییابد، لیکن در شرایطی که فرزندان صادق، کارآمد و شایسته وطن متکفل امور باشند و نظام تصمیمگیری و برنامهریزی کشور، به آمار و آمایش شفاف و اطمینانبخش دسترسی داشته باشد، بیدغدغه و بدون رنج سفر به اداره سرآمد وطن همت میگمارد.
اختصاص طرح و پروژه و بودجه در سفرهای استانی، نوعی روزمرّگی و بیبرنامگی القا میکند و چنانچه این موارد از پیش مطالعه و بررسی کارشناسی شده و به اتخاذ تصمیم بر اساس آمار و اعتبارات از قبل، منتج شده و در سفرها صرفاً به اعلام عمومی آنها پرداخته میشود این سخن دیگری است!
امر غیرقابل انکاری است که قطار بودجهریزی ما بر ریل ضریب نفوذ در قدرت و نیز توان چانهزنی حرکت میکند و این امر سبب توسعه سرطانی در کشور شده است!
آقای رئیسجمهور در دولت سیزدهم ماهها و در دولت چهاردهم حداقل مدت ۳ ماه است که وقت استان و امور مردم، پشت درهای بسته معطل جلساتی شده که مثلاً صرف برنامهریزی سفر در استان و تهران شده است. فارغ از هر رهآوردی که سفر شما به استان ما داشته باشد، این خسارتِ زمانی، بسیار قابل تأمل بوده و ضرورت بازنگری کلی در امر سفرهای استانی را گوشزد میکند!
علاوه بر آن تجربه تلخ حادثه سقوط بالگرد حامل رئیسجمهور شهید و هیئت همراه و حوادث مشابه دیگر که خسارات مادی، مدیریتی و روانی غیرقابل اندازهگیری را به ملت و کشور تحمیل نموده، بر اهمیت تأمل در این بازنگری میافزاید.
آقای رئیسجمهور،
امیدوارم به خاطر گزینش این زبان تلخ روایتگری که دیروز در کام شما و در گفتگوی با مرحومه فاطمه میچرخید و امروز بر قلب و قلم من حکم میراند، رنجش خاطری برای کسی و مؤاخذه نابجایی برای این کمترین حاصل نیاید!
آقای رئیسجمهور،
راستی، قرار بود سخنران جلسه نخبگان درمحضرتان باشم، گفتند که نهاد ریاست جمهوری، پروتکل تعریف کرده که از قبل، متن مکتوب سخنرانی را تحویل دهم، نپذیرفتم و عطایش را نذر لقایش کردم.
آقای رئیسجمهور،
سهم ما از فایده سفرتان، دیدار است، دیدارتان به خیر!