…………….
✍ داوود حشمتی
سید عباس عراقچی اخیراً در واکنش به اظهارات وزیر خارجه روسیه مبنی بر آمادگی این کشور برای نگهداری اورانیوم غنیشده ایران در صورت توافق تهران و واشنگتن، گفته است: «کشورهایی هستند که در مذاکرات گذشته نقش مهمی ایفا کردند و از نظر ما نقش سازندهای داشتند. این نقش اکنون هم میتواند وجود داشته باشد.»
در همین چارچوب، بار دیگر بحث «نقش سازنده» روسیه در مذاکرات هستهای مطرح شده است؛ اما آیا باید این نقش را بیچونوچرا پذیرفت؟ یا باید آن را در بستر واقعی عملکرد گذشته این کشور سنجید؟
نباید تاریخ را تحریف کرد
نقش امروز روسیه در مهار فشارهای آمریکا و تسهیل روند دیپلماسی را نمیتوان انکار کرد. اما همانقدر که باید از فرصتهای امروز استفاده کرد، نباید دچار سادهسازی و تحریف تاریخ شد.
اگر واقعگرا باشیم، فراموش نکردهایم که در مقاطع سرنوشتساز، از جمله در جریان نهاییسازی برجام، روسیه لزوماً در کنار منافع ایران نبود.
در فایل صوتی منتشرشده از گفتوگوی محمدجواد ظریف با سعید لیلاز در سال ۱۴۰۰، ظریف بهصراحت میگوید که روسیه تلاش کرد مانع امضای برجام شود.
به گفته او، وزیر خارجه روسیه حتی حاضر نشد در روز امضای توافق نهایی در وین بماند. این غیبت، اگر نه خصومتآمیز، دستکم بیتفاوتی مسکو نسبت به یک موفقیت دیپلماتیک ایران را نشان میداد.
تجربه بوشهر و دیکته تکنولوژیک
از دیگر شواهد این رویکرد، موضوع سوخت نیروگاه بوشهر بود.
ایران در برجام تلاش می کرد ظرفیت غنیسازی بالایی را برای خود حفظ کند. از همین رو اعلام کرده بود که برای نیروگاه بوشهر نیاز به اورانیوم غنی شده دارد. اما در همان مذاکرات روسها اعلام کردند که سوخت مورد نیاز نیروگاه بوشهر را خودشان تامین می کنند. معنای روشن این سیاست آن بود که نخواستند در برنامه ایران همراهی کنند.
جالبتر اینکه، این سیاست دیکتهشده، توسط همان کشوری اعمال شد که امروز از «نگهداری اورانیوم ایران» سخن میگوید.
این یک سابقه است، نه یک پیشفرض؛ و قضاوت درباره آینده، بدون در نظر گرفتن این پیشینه، سادهانگارانه است.
احتیاط، نه بیاعتمادی مطلق
در شرایط فعلی مهم است چراکه نقش روسیه میتواند مفید باشد؛ بهویژه اگر این کشور بتواند در باز کردن گرههای باقیمانده از دوران ترامپ، نقش تسهیلگر ایفا کند. اما یادمان نرود: نقش سازنده را باید اثبات کرد، نه صرفاً به آن لقب داد.
اعتماد بیحساب، بهویژه در پروندههایی با حساسیت هستهای، جایی در سیاست خارجی مسئولانه ندارد. باید با روسیه کار کرد، اما با چشم باز. همانطور که نباید دشمنتراشی کرد، قهرمانسازی هم نباید جایگزین تحلیل واقعگرایانه شود.