…………………………….
✍علی اکبر شیری/ پژوهشگر
چرا واژۀ «مرغداری» داریم اما «خروسداری» کاربرد ندارد؟
چرا مرغ فروشی هست اما خروس فروشی نیست؟
پاسخ این پرسشها به یک مشخصۀ زبانی به نام«نشانداری» (markedness) مربوط می شود.
اسامی با توجه به ویژگی «جنسیت»، به دو نوع «نشاندار» و «بی نشان» تقسیم می شوند. اسامی بی نشان، رایجتر و عمومیتر هستند و بر هردو جنس دلالت دارند؛
«مرغ» نسبت به «خروس» بی نشان است چون شامل هردو جنس این حیوان است.
همچنین «اسب» در مقابل «مادیان» بی نشان است، چون در زبان فارسی شامل نر و مادۀ این حیوان می شود.
گاهی برای هردو جنس یک واژه به کار می رود؛ مانند «شیر»، «سگ»، «بز» و … دراین موارد، اگر به توضیح جنسیت نیازی باشد، از صفت «نر» و «ماده» استفاده می شود: «شیرِ نر» و «شیرِ ماده»
گاهی جنسیت با واژه های جداگانه ای مشخص می شود: «برادر» در مقابل «خواهر» و یا «پسر» در مقابل «دختر».
در بعضی زبانها، با افزودن یک وند به اسم مذکر، جنسیت مؤنث نشان داده می شود؛ مثلاً در زبان عربی: «شاعره» در برابر «شاعر» یا «حاجیه» در برابر «حاجی»
در بسیاری از زبانها، مرد بی نشان و زن نشانداراست. در انگلیسی واژۀ Human به معنای انسان است و در مقابل آنHuwoman وجود ندارد. fireman (آتشنشان) داریم، اما firewoman نداریم. واژۀ cameraman (فیلمبردار) بکار می رود اما camerawomanرایج نیست و …
به نظر میرسد، در زبان فارسی، «مرد» نسبت به «زن» بی نشان بوده است. و منظور از «مرد» نوع انسان بوده است و بر «میرایی» نوع بشر دلالت دارد. و اینچنین می توان مواردی شبیه به موارد زیر را توجیه کرد که در اینجا منظور از «مرد» نوع انسان است:
مشکلی نیست که آسان نشود مرد باید که هراسان نشود
مرد آن است که در کشاکش دهر سنگ زیرین آسیا باشد
همچنین وجود ترکیباتی چون «جوانمرد»، «مرد جنگی» «مرد میدان»، «مرد خدا»، «مرد حق» و… که در برابر آنها، «جوانزن» و غیره رایج نیستند.
شاید هم این موارد، نشانه ای از تجلی فرهنگ مردسالارانه باشد، چون مشخصۀ «نشانداری»، که در عربی به آن،«قاعدۀ تغلیب» نیز می گویند، می تواند نتیجه و بازتاب اندیشه و باورهای فرهنگی باشد.