خلیل کمربیگی، جامعه شناس و پژوهشگر اجتماعی
توسعهی ارتباطات با سرعتي شگرف و بياعتنا به مرزهای سنتي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي و حقوقي، مجموعهای نوين از چالشها و فرصتها را فراروی جوامع قرار داده است و جنبههای گوناگون حيات بشری را از خود متأثر ساخته است.
فارغ از تمامي پيامدهای مثبت و منفي اين پديده، آنچه اهميت ويژه مييابد، انفعال و بياختياری جوامع در رد يا قبول امواج بيامان و شتابان فضای مجازی است) کاستلز، ۱۳۸۴).
فضای مجازی به گونهای فزاينده در گسترش پيچيدگيهای متقابل فرهنگي ايفای نقش ميکند. فضايي است که همه جا هست؛ اما هيچ کجا نيست. فضايي است که در پرتو در دسترس گذاشتن اطلاعات سريع و وسيع به فرد، قدرت نمادين بيش تر و امنيت رواني گسترده تر مي بخشد، اما در همان حال او را وابستهتر، بيقدرتتر و مضطرب تر از پيش ميکند(ذکايي/خطيبي، ۱۳۸۵ : ۱۱۲)
انديشمندان، برای فضای مجازی، ويژگی ها و کارکردهای مثبت و منفي مختلفي را برشمردهاند. يکي از اين ويژگيها، به عقيده«بودريار»؛ فيلسوف شهير فرانسوی،«همانندسازی» است. در همانندسازی، واقعيت با نشانههايي از واقعيت جايگزين مي گردد. شبکه های اجتماعي واقعيت را بيثبات ميسازند، تا معنايي ديگر از آن استنباط گردد. اگر روزگاری«مارکوزه» معتقد به ازخودبيگانگي، شي شدگي و در کل، تک ساحتي شدن انسان، توسط رسانه های نظام سرمايه داری بود و ساير نظريه پردازان انتقادی از به وجود آمدن فرهنگ تودهای توسط همين رسانهها سخن مي گفتند؛ امروز شبکه های اجتماعي مجازی، قدرتمندتر از قبل، به قلب واقعيت روی مي آورند و با نظامي از نشانه های ديداری و شنيداری، گفتاری و نوشتاری، برداشت افراد از واقعيت را تغيير مي دهند.
بر همين اساس، افراد مختلف با بهره مندی از اين فضا، سعي مي کنند تا ماهي خود را صيد کنند. آنها با کمک شبکههای اجتماعي، قادرند فرد متحجری را روشنفکر جلوه دهند؛ از بي لياقتي، لياقت و ترسويي را شجاعت نشان دهند . انتشار سريع و آزادانهی اخبار و اطلاعات، سبب شده است تا آن ها از کاهي، کوهي بسازند و برعکس قادرند تمامي دستاوردهای رقبا را ناچيز جلوه دهند.
يکي از تأثيرات منفي شبکه های اجتماعي، پديده ای است که مي توان آن را« نوچه پروری مجازی» ناميد.
نوچه پروری مجازی، شکلي از نوچه پروری است که در سدههای پيشين در عالم واقعي رخ مي داد و اينک با گسترش شبکه های اجتماعي مجازی، رخ نمايانده و ظهور مجازی يافته است. فضای مجازی، مفاهيمي چون خبرنگار و روزنامه نگار را بسان ساير مفاهيم، دستخوش تغيير ساخته و يک شبه از نوچه ها، خبرنگار ميسازد. اگر از خبرنگاران به عنوان چشمان بيدار و وجدان های آگاه جامعه نام مي برند، نوچه ها چشمان خود را بسته، وجدان های خود را در خوابي عميق فرو برده و چيزی و کسي جز مرشد خود نمي شناسند.
فارغ از تفاوتي که بين مشاغلي چون خبرنگار و روزنامه نگار با نوچه های فضای مجازی، وجود دارد، بين نوچههای عصر پيشين با نوچه های عصر شبکه های مجازی نيز تفاوت آشکاری ديده مي شود . اگر در گذشته، نوچهها در روز روشن و روی صحنه ظاهر مي شدند و به دفاع از مرشد روی آورده و نفس کش ميطلبيدند، نوچه های مجازی، آشکار و پنهان و به شکل آنلاين، همان کاری را ميکنند که نوچههای عصر پيشين ميکردند. آنها، من مجازی را جايگزين من واقعي می کنند، گاه، خود را به جای ديگران گذاشته و به دفاع از مرشد روی مي آورد. مرشدان نيز که اغلب در نقش های مديريتي، ايفای نقش مي کنند، با استفاده از سربازان آشنا و گمنام، اهداف خود را دنبال مي کنند. به کمک نوچه های مجازی، پا را از جملهی معروف بودريار فراتر گذاشته و واقعيت را بي ثبات از آن چيزی که هست، نشان مي دهند.
ناشناختگي و گمنامي و يا ماندن در پس پرده های جعلي، فرصتي را در اختيار نوچه ها قرار مي دهد تا صحنهگردان بازیای شوند که هدفش قلب واقعيتهاست . نوچهها، واقعيت مورد نظر را نشانه گرفته، و آن را بيثبات مي سازند. گاه مرشد از چنان قدرتي برخوردار است که نوچه هايش را در تمامي شبکه های موثر مجازی، توزيع مي کند تا سيطره ی خود را بر آن ها، در بومي معين حفظ نمايد. نوچهها نيز که از سر ارادت مرشد، مزايای خود را کسب نموده اند، از صبح تا غروب، تسبيح گوی مرشد خويشند و وظيفهای جز دفاع از او را ندارند. اگر برای عياران و پهلوانان سابق، امنيت و آسايش مردم مهم بوده و آنها وظيفه ای برتر از، دفاع از مردم کوچه و بازار، برای خود نمي شناختند، برای نوچههای مجازی، جناب مرشد، خط قرمزشان بوده و با کوچکترين نقد بر عملکرد او، بر مي آشوبند و همچون قمه کشان عصر قاجار، از تمام ابزار خود برای منکوب کردن نقاد، استفاده مينمايند. عقل و فکر را موقتاً در اپوخه )پرانتز(گذاشته، تا سر ارادت به آستان حضرت مرشد بسايند.
نوچه ها، خواب و تفريح مرشد را به خدمت تعبير مي کنند و برای اقدامات کوچک و وظايف اداری، تيترهای جهاني مي زنند . و در اين راستا، وظايف نوچه های طايفه ای بسي بيشتر است. ناکارآمدی مرشد و يا نقايصکارها، در ميان هياهوی نوچهها به محاق مي رود. گردوغبار به پا مي خيزد تا در اين تاريکي، مرشد به پيش بتازد و سنگر بزرگتری را تصرف کند. صدای “جار جارِ حضرت عباس” نقادان به جای نمي رسد. برخي نقادان، نيز از ترس تيرهای تهمت نوچه های رها شده، و پياده شدن اخلاق از قطار فضای مجازی، عطای نقد را به لقايش مي بخشند و کارکرد پرکردن اوقات فراغت شبکه های اجتماعي مجازی را بر نقد و نقادی ترجيح ميدهند.
گاه برخي نوچهها به مرتبهای مي رسند که مرشد، او را همراه و همراز هميشگي خود پنداشته و با او در امورات مختلف به مشورت مي پردازد. در رابطهای که بين نوچه و ارباب برقرار مي شود اين ميزان لطف و کرم ارباب است که معني پيدا ميکند و نه حق و حقوق افراد و دفاع از منافع مردم. ارباب، مزايای اجتماعي را برحسب کرم خويش تقسيم کرده و نوچه ها را از آن بهرهمند ساخته و يکي را در مرتبه ای بالا و ديگر را در مقامي نازلتر جای مي دهد. او ثروت و ديگر مزايای اجتماعي را بر همين اساس توزيع نموده و اينچنين رابطهی ارباب – رعيت در قالب مدير-کارمند باز توليد ميشود. کارکردها و وظايف نقشي و رسالت علمي به فراموشي سپرده شده و سرسپردگي به مرشد چيره مي گردد. فرد بايد به آيين نوچه گي ايمان بياورد تا از مزايای اجتماعي بهره مند شود. غلبهی اين حس، شده است که شايستهسالاری رنگ ببازد و دوزيستي حاکم، و نظام اجتماعي با فساد مواجه گردد. برخي از افراد با چشمان خود نظاره ميکنند که تسليم شدگان به آيين نوچهگي، چگونه از کوتاهترين راه، به بيشترين مزايا دست مييابند.
مرشدان نيز، هرگاه با مخالفت منتقدين روبرو گردند، در ابتدا سعي ميکنند منتقد را به جمع نوچهگان بيفزايند و اگر موفق به اين کار نشدند، با انگشت اشاره، فرمان حمله را صادر کرده و نوچهگان نيز برهمان اساس و با تمام ابزارهای خود به منتقدين حمله ور شده و ميخواهند آنها را از پای درآورند. آنگاه که ندا میرسد که قرار است مرشد جای خود را به شخصي ديگری واگذار کند، آب درلانهی نوچههای مجازی ريخته شده و آسايش آنها برهم زده شده و اوضاع آشفته مي گردد. نوچه ها در آغاز سعي مي کنند، فضای مجازی رابه بمبئي بازار، تبديل کنند که از اين واقعه جلوگيری کنند؛ منجي آن ها، نجات بخش ملت خوانده ميشود و با رفتن مرشد، توسعه و امنيت به خطر مي افتد. اگر به اهداف خود دست يافتند، بازار نوچهها رونق بيشتر مي يابد. اگر مرشد به جايگاه ديگری دست يافت، همچنان ارادت خود را به مرشد نشان ميدهند تا او، ياران وفادارش را رها نکرده و در قاب جديد خود، بچيند. برخي نيز در تلاشند تا سرسپردگي خود را به مرشد جديد نشان دهند. اما اگر کالايشان، خريداری نيافت، از طريق ساختار هرمي خود، به تبليغ مرشد پرداخته و او را منجي، اقتصاد، سياست و فرهنگ معرفي مي کنند تا در جايگاه ديگری بگمارند و از اين طريق چون کنه، به زيست انگلي خود تداوم بخشند.
فضای مجازی هر روزه گسترش کمي و کيفي يافته، و تمامي خرده نظام های اين جامعه را تحت تأثير قرار مي دهد. گسترش روزافزون فضاهای مجازی، خواسته يا ناخواسته تاثيرات مثبت و منفي خود را برجای ميگذارد و اگر اين فضا به صورتي برنامهريزی شده مورد استفاده قرار نگيرد، به يکي از مهم ترين چالشهای عصر جديد، در جوامع در حال گذار تبديل خواهد شد.
راه مقابله با ترويج آيين نوچه پروری، گسترش و حاکميت شفافيت، آزادی رسانه ها در بيان انتقادات، فرهنگ شايسته سالاری و قانون گرايي است. تا شايسته سالاری نهادينه نگردد، نهادهای مدني، رسانه ها و شبکه های مختلف مجازی، رسالت اصلي خود را به درستي انجام ندهند، آيين نوچه و نوچهپروری در اشکال مختلف، به حيات خويش نيز ادامه خواهد داد.