……………………………
✍️ آرش پالیزبان، دکترای زبانشناسی
نامشناسی (Onomastics) شاخهای از علم زبانشناسی است که به بررسی شکلگیری نامها و معنای آنها میپردازد. یکی از اصول ابتدایی این علم بیان میکند که واژهای که برمیگزینیم باید با چهارچوبهای جامعهشناختی هم همخوانی داشته باشد. با این مقدمه به یکی از چالشهای زبان کردی در استانهای ایلام و کرمانشاه میپردازیم؛ تعدد نامها برای یک گونه از زبان.
اگر از لحاظ جامعهشناختی این مسئله را بررسی کنیم، خود نشان از واگرایی پژوهشگران و نویسندگان این دیار دارد. چراکه اگر دلسوزان زبان و ادب کردی متفقالقول و همرأی باشند چه دلیلی برای استفاده از این همه نام در جغرافیایی کوچک وجود دارد؟ آیا دلیلی غیر از این دارد که با طرح اسامی من درآوردی بیشتر برای مطرح کردن خود هستند تا خدمتی هرچند کوچک به زبان کردی؟
همگان به خوبی میدانیم که در سال ۱۹۴۳ ولادیمیر مینورسکی شرقشناس برجسته روسی برای آن شاخه از زبان کردی رایج در استانهای ایلام و کرمانشاه و نیز شرق عراق از عبارت انگلیسی “Southern Kurdish” به معنای «کردی جنوبی» استفاده کرد و از آن زمان تا به امروز در متون علمی و آکادمیک از این نام استفاده شدهاست؛ حال، چه دلیلی دارد که هر کسی که قلم به دست میگیرد به زعم خود برای آن نامی بتراشد و از نمدش کلاهی؟
آیا تنها مشکل این زبان فقط نامی است که دغدغه برخی از کاسههای داغتر از آش شده است؟ قوز بالا قوز اینجاست که اینان خود دم از حفظ زبان مادری میزنند و ادعاهایشان گوش فلک را کر کرده است.
به راستی آیندگان در مورد ما چه قضاوتی خواهند کرد؟ آیا برای این همه انفعال و دست روی دست گذاشتن شماتت نخواهیم شد؟
با کمال تأسف باید گفت که اگر وضع به همین منوال پیش برود، از کردی جنوبی برای شصت هفتاد سال دیگر فقط نامی خواهد ماند، چرا که به دلایل زیر این زبان مانند یک بیمار در حال احتضار است:
۱. هر ساله تعداد کودکانی که به این زبان تکلم میکنند کمتر و کمتر میشود و جای خود را به زبان فارسی میدهد.
۲. در حوزه نوشتاری عمده آثاری که به کردی جنوبی چاپ میشوند به نظم هستند، نه نثر.
۳. بیشتر گویشوران رسمالخط کردی را آموزش ندیدهاند و به همین دلیل، کمتر از آن استقبال میکنند.
۴. به دلیل نبود فرهنگستانی برای واژهسازی، این زبان نمیتواند از بضاعت و ذخیره واژگانی خود برای مفاهیم جدید واژه بازتولید کند و علاوه بر آن، واژههای موجود را هم به دلیل آن که کمتر مورد استفاده قرار میگیرند، از دست میدهد.
موارد فوق نشان میدهد که برای حفظ زبان کردی انفعال هرگز روا نیست و دغدغه نامگذاری تنها یک مورد حاشیهای است و اگر دیر بجنبیم به قول معروف نه از تاک نشان ماند و نه از تاکنشان.
اگر واقعاً انتخاب نام برای کردی جنوبی به یک چالش تبدیل شده است، آیا نمیشود در فضایی دوستانه و علمی و پس از شنیدن نظرات مختلف، برای آن راهحلی پیدا کرد؟
سخن آخر آنکه: من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم/ تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال.