نگاهی زبانشناختی به مجموعه رباعی‌های کردی «چوارپەڕ»

IMG_20250314_174958_237

……………..

آرش پالیزبان، دکترای زبانشناسی

«چوارپەڕ» عنوان جدیدترین اثر از دکتر حبیب اله بخشوده است که اخیراً جایزۀ هفتمین دورۀ کتاب سال استان ایلام را نیز کسب کرده است. این کتاب مجموعه رباعی‌های کردی است که از سوی انتشارات «زانا» به چاپ رسیده است. بخشوده تحصیل کردۀ رشتۀ زبان و ادبیات فارسی در مقطع دکتری است و از دیرباز در دو زبان فارسی و کردی طبع آزمایی کرده و آثار زیادی به این دو زبان منتشر کرده است. ایشان از همان دوران نوجوانی موفق به چاپ شعر در نشریات مطرح کشوری شده است. وی قلمی گیرا و طبعی روان دارد و اشعارش از زوایای مختلفی قابل بررسی است و می‌توان جنبه‌های مختلف آن را تحلیل نمود که بررسی همه آن‌ها از حوصلۀ این نوشتار خارج است؛ با این حال، به قول شاعر: «آب دریا را اگر نتوان کشید    هم به قدر تشنگی باید چشید». در این نوشتار به مفهوم زبانشناختی  «اثر باغی یا کوچه باغ» (Garden Path Effect ) در برخی از رباعی‌های مجموعۀ «چوارپەڕ» می پردازیم.

یکی از قابلیت‌های زبانشناختی در اشعار کتاب «چوارپەڕ» که بخشوده به شیوه‌ای استادانه از آن بهره گرفته است، ابهام (Ambiguity) یا آنچه در ادبیات «ایهام» می‌خوانند، است. وی آگاهانه خواننده را در حالتی از تعلیق (Suspension) قرار داده، اندکی او را با برداشت و تفسیرهای خود تنها می‌گذارد، اما هرگز او را رها نمی‌کند؛ بلکه با  تصاویری که در مصراع‌های بعد خلق می‌کند، منظور خود را به مخاطب تفهیم می‌کند. برای روشن تر شدن بحث، به این جمله از زبان فارسی توجه کنید:

وقتی رضا به بانک رسید پرداخت قسطش را تحویل داد و کارمند آن را در پرونده بایگانی کرد.

در جملۀ فوق، خواننده ممکن است در نگاه اول واژۀ «رسید» را که از لحاظ دستوری «اسم» است، «فعل» در نظر بگیرد؛ اما وقتی که در می‌یابد «رسید» در این جا یک اسم است، برداشت ذهنی خود را تغییر می‌دهد تا به مفهوم نهایی و درست برسد. این ویژگی از ابهام را در زبانشناسی «اثر کوچه باغ» می‌نامند. به‌ دلیل برخی عوامل نحوی، معنایی و حتی آوایی در صورت‌های شنیداری، خواننده یا شنونده در پردازش این ساخت‌ها با دشواری روبه‌رو می‌شود و سرعت پردازش و درک آن‌ها کاهش می‌یابد. در واقع، خواننده ابتدا ساخت نحوی‌ای را شکل می‌دهد که در ادامۀ خواندن جمله و تفکیک سازه‌ای، مشخص ‌می‌شود که این ساختاربندیِ ابتدایی نادرست است و به بازتحلیل نحوی و معنایی نیاز دارد.

برای نمونه، به این رباعی از کتاب «چوارپەڕ» نگاه کنید:

بارم دانه، بار م دانەێ گەنمە

باخێ دامە و خانگِ سەردێ سەنمە

ئشکەفت نمرچ چک چووڵێ دیتە؟

ئەو ئشکەفتە منم ک بێ تو مەنمە

در خوانش اول، خواننده وقتی عبارت «بارم دانه» را می خواند، حداقل به دو تفسیر می رسد: ۱.  بار من دانه است، ۲. مرا آواره کرده‌اند. اما وقتی به مصراع‌های بعدی می‌رسد، در می‌یابد که منظور شاعر آوارگی است. و یا در رباعی زیر باز هم شاهد یک اثر کوچه باغ دیگر هستیم:

باێەد دە سەرم چەتر تو بوو تا م بووِم

ئەر چەتر تو بوو، کوچگ بوارێ هە خووِم

ئەو شەو دە خەمت ئەور خەلیسێ واریم

لەپ دا «چەم گردەڵان» دە وەێشت ئەنووِم

وقتی که در مصراع اول خواننده «سەر» و «چەتر» را در کنار هم می‌بیند، ممکن است از «چەتر» به معنای «زلف یار» برسد. اما در مصراع دوم عبارت «کوچگ بوارێ» پردۀ ابهام را می‌زداید و این‌جاست که به مفهوم «محافظ و سایه بان» می‌رسد. نمونه‌هایی از این دست در «چوار پەڕ» فراوانند و با هدف دوری از اطناب، تنها به چند مورد دیگر و ابهامات آن‌ها بە صورت گذرا اشاره می‌شود که در همه آن‌ها منظور شاعر معنای دوم بوده است:

صفحه ۳۹ «مەغز گەنم»: ۱. مغز خراب من، ۲. مغز دانۀ گندم

صفحه ۵۴ «هێزم داگه»: ۱. هیزم فراهم کرده است، ۲. مرا بلند کرده است.

صفحه ۶۹ «چەو خسه»: ۱. نگاهی انداخت، ۲. شایعه پراکنی کرد.

صفحه ۷۴ « سەوزه »: ۱. یار گندم گون، ۲. سبز و خرم است.

در پایان ضمن تبریک به دکتر بخشودۀ عزیز، برای ایشان آرزوی سربلندی و کامیابی می‌کنم.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *