چرخش تاکتیکی آمریکا؛

از میانجیگری روسیه به نامه مستقیم ترامپ به رهبر ایران

…………….

✍ حمید آصفی

۱. شوک استراتژیک ترامپ: چرا حالا و چرا مستقیم؟

– شکستن تابوی مذاکره مستقیم:

ترامپ با نادیده گرفتن نقش سنتی روسیه به عنوان واسطه، پیام واضحی به مسکو ارسال می‌کند: «آمریکا بدون واسطه با ایران ارتباط برقرار می‌کند.»

این اقدام، قصد دارد که خط قرمزهای ایران در مواجهه با پیشنهادات غیررسمی مشخص شود.

– ایجاد بحران در ساختار داخلی ایران:

این نامه به عنوان یک حمله روانی حساب‌شده عمل می‌کند؛ در صورتی که رهبری پاسخ دهد، جناح‌های ایدئولوژیک ایران او را به «سازش با دشمن» متهم می‌کنند، و در صورت سکوت، جناح‌های اصلاح‌طلب و مردم خسته از تحریم‌ها، نظام را مسئول ناتوانی اقتصادی خواهند دانست.

– تقویت تصویر قهار و تصمیم‌گیرنده:

در آستانه یک دوره حساس داخلی، این حرکت نمایشی ترامپ را به عنوان «رئیس‌جمهور قاطع و صلح‌طلب» برجسته می‌کند؛ امری که هم در داخل آمریکا و هم در سطح بین‌المللی می‌تواند فشار سیاسی را افزایش دهد.

۲. معمای روسیه: چرا واسطه‌گری مسکو ناگهان کنار گذاشته شد؟

– سنجش ظرفیت انعطاف ایران:

ادعای اولیه مسکو درباره درخواست واسطه‌گری از سوی واشنگتن، سه هدف پنهان داشت: ارزیابی واکنش تهران، ایجاد اجماع بین‌المللی و تضعیف ائتلاف تهران-مسکو. اما تجربیات گذشته، به‌ویژه در دوران برجام، ایران را نسبت به نقش روسیه دچار بی‌اعتمادی کرده است.

– تحقیر نقش کرملین:

با ارسال نامه مستقیم، ترامپ به‌طور ضمنی نقش روسیه را به عنوان یک بازیگر فرعی معرفی می‌کند. این چرخش تاکتیکی پیام می‌دهد که «مسکو دیگر توانایی کنترل معادلات منطقه‌ای را ندارد.»

۳. محاسبات دوگانه تهران: ایدئولوژی در برابر بقا

– سناریوی پذیرش غیرمستقیم:

ایران ممکن است از کانال‌های واسطه مانند روسیه یا عمان برای انتقال پیام خود به آمریکا استفاده کند. این روش، با حفظ تابوی تعامل مستقیم، از طرف جناح‌های اصلاح‌طلب به نفع حاکمیت محسوب می‌شود؛ اما سؤال اینجاست: آیا این پاسخ برای بقا و نجات اقتصادی کافی خواهد بود؟

– سناریوی رد آشکار:

در صورت رد مستقیم نامه و تکرار شعارهای مقاومت، حاکمیت ایران ضمن حفظ ایدئولوژی، با خطرات جدی مواجه می‌شود. به ویژه، فعال‌سازی مکانیسم‌های تحریم از سوی اروپا و احتمال افزایش عملیات نظامی اسرائیل، بار دیگر بحران را تشدید می‌کند.

۴. نقشه راه آینده: سناریوهای محتمل

– توافق مینیاتوری:

در صورت پاسخ مثبت ایران به صورت محدود، توافقی شامل آزادسازی بخشی از دارایی‌های مسدودشده در ازای توقف غنی‌سازی ۶۰٪ می‌تواند به عنوان «پیروزی هر دو طرف» مطرح شود.

– بن‌بست و تشدید بحران:

عدم پاسخ یا رد آشکار، می‌تواند زمینه‌ساز تشدید تحرکات نظامی (به ویژه از سوی اسرائیل در خلیج فارس) و افزایش فشارهای اقتصادی توسط واشنگتن گردد.

– بازگشت به واسطه‌گری روسیه:

اگر بن‌بست ادامه یابد، احتمالاً مسکو مجدداً به عنوان واسطه مطرح خواهد شد، اما این بار با شرایط سخت‌تر و پیش‌شرط‌های بیشتر از سوی واشنگتن.

۵. جمع‌بندی نهایی: بازی چندوجهی در آستانه پرتگاه

چرخش تاکتیکی آمریکا از میانجیگری روسیه به نامه مستقیم، بخشی از استراتژی حساب‌شده‌ای است که ترکیبی از تهدید نظامی، فشار اقتصادی و دیپلماسی نمایشی را در بر می‌گیرد.

ترامپ قصد دارد تهران را مجبور کند بین دو گزینه انتخاب کند:

۱. پذیرش ریسک سیاسی مذاکره برای نجات اقتصادی در حال فروپاشی،

۲. تثبیت گفتمان مقاومت و تحمل هزینه‌های فزاینده، از جمله احتمال بروز عملیات نظامی.

نتیجه این بازی چندوجهی، نه تنها تعیین‌کننده‌ی آینده روابط ایران و آمریکا خواهد بود، بلکه توازن قوای منطقه‌ای و نقش روسیه به عنوان بازیگری که هم شریک و هم رقیب است، نیز در دنیای دیپلماسی به شدت تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.

هر مانور اشتباه می‌تواند آتش بحران را شعله‌ورتر کند و هر تصمیم هوشمندانه، پنجره‌ای نادر برای تنفس در منطقه باز کند.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *