…………………..
✍️ محمد رستمی/ فعال فرهنگی
نفرت و شیدایی در حوزه نقد رسانهای روزگار ما، همواره دو مانع اساسی شناختواقعیتهای اجتماعی بوده است. آنجا که اغلب بهجای پرداختن به برنامهها، به اشخاص پرداخته میشود و آنها را یا مسبب فجایع و نابسامانیها و یا ابر قهرمانی بلامنازع نشان میدهیم که در مجموع به اعتلای برنامه ها، اهداف و توسعه همه جانبه، کمکی نمیکنیم.
بی تردید کسی منکر نقش افراد به عنوان بانیان تحول یا عاملان زوال نیست ولی منطقی آنست که به عملکردها و رسم ها بیشتر بپردازیم تا به منصبها و اسم ها هرچند که از نگاه برخی، پرداختن به برنامه ها و نقد آنها، هیجانانگیز و چالشی نیست وبرای مخاطب جذبهای ندارد.
واقعیت تلخ آن است که ما در استان ایلام با مشکلات فراوان فرهنگی، اجتماعی و سیاسی روبرو هستیم که از نگاه رسانهها کمتر مورد توجه و نقد وبررسی قرار گرفتهاند. و چنانچه نقد شوند، بیدرنگ موضوع، به صندلی اول مدیریت آن حوزه منجر می شود .منتقد، همه چیز را از صاحب آن صندلی می بیند و مدافع، همچنان سینهچاک و حمله وار، دست به تخریب منتقد می زند.
اینجاست باید بپذیریم که نقد کارشناسی دیرزمانیست در استان ما به لبه پرتگاه رسیده است و گویی اینکه دیگر کمتر کسی با آمار و ارقام و استدلال، پای در میدان نقد میگذارد.
مدام و مکرر، به موازات خبرهای هیجانی، خبرهایی با چاشنی تعریف و تمجید منتشر می شود در حالیکه خبر باید از هر نوع جهتگیری خواه له یا علیه افراد تولید محتوا شود چرا که بین تحلیل و خبر باید تفاوت قائل باشیم . وگرنه با این روند ما می مانیم و مشکلاتی که تلنبار می شوند و مدیرانی که به تکرار عزل ونصب می شوند و این سیر قهقرایی همچنان ادامه خواهد داشت