………………………….
✍خداداد ابراهیمی/مدیر مسئول مهراننیوز
خواننده هرمزگانی”صنعتگر” بود که با تمام وجود میخواند و مسافران فرودگاه را میخکوب کرده بود؛
“آهای ایران،آهای خونه!
دلم میگه و میلرزه
برم هر جای این دنیا
به دلتنگیش نمیارزه…”
فرودگاه که نبود. ایستگاه اشک و آه بود. در همهمهی مسافران، دامادجوانی به بلیط سفر خارجیاش، خیره شده بود. در خیالش گذشت؛
آلمان؟!
استرالیا؟!
یاعمان؟!
اینها را لیدر آژانس مهاجرت پرسیده بود. پول هنگفتی هم گرفته بود. نه اطمینانی، نه ضمانتی، همه چیز را به یک رابط در کشور مقصد موکول کرده بود.
داماد جوان، در ذهنش، صدای چِندش آور پلیس مهاجرت را می شنید که با عصبانیت، فریاد می کشید؛
“شما باید دیپورت بشین. کمپهای ما دیگه جایی برای اسکان امثال شماها رو ندارن، از کار و حقوق مُفت هم خبری نیست.”
کمی بعد داماد جوان، به ویدیویی در موبایلش خیره شد؛
“قایق غرق شده مهاجران، جسدهای شناور بر روی دریا، صدای شلیک تفنگها، کمپهای شلوغ، آدمهای بلاتکلیف و پلیسهای عصبانی ”
داماد جوان درحالیکه بلیط هواپیما را با عصبانیت در مشتش مُچاله میکرد به همسرجوانش نزدیک شد، آهی سرداد و گفت؛
بیا و از خر شیطون پیاده شو!
همینجا یه گوشه از وطن، زندگی کنیم.
“به دلتنگیاش نمیارزه…”، بی وطن بودن، درد بزرگیه! نیست؟!
عروس جوان با تحکم و عصبانی گفت:
نه نیست!!
درد بزرگ بیکاریه، بلا تکلیفیه… بی پولیه…
اصلا میدونی چیه اونجا توی سفارت درخواست طلاق میدم و مهرم رو اجرا میذارم…
یکساله باهم دعوا و مرافعه داریم یا مهاجرت یا طلاق، همین!
ناگهان با پخش یک آهنگ، سکوتی فضای فرودگاه را در برگرفت. محسن چاووشی خوزستانی بود که با صدای خشدارش میخواند؛
“پدرم اینجا و مادرم اینجا و وطنم ایرانه
آخه من کجا برم همه جا جز اینجا واسه من زندانه”….
این سکانس، یکی از معدود قصههای پرغصهی مهاجرتهای موهوم برخی از هموطنان ماست که صرفا به تقلید از دیگران به آن اقدام شده که اغلب به طلاق و جدایی ختم شدهاند.
پژوهشها حاکی از آن است که یکی از عوامل مؤثر در طلاق، اشتیاق به مهاجرت است که با مخالفت زن یا مرد ممکن است باعث ازهم پاشیدگی کانون خانواده شود. در این راستا بررسیها نشان میدهد که آمار طلاق در خانوادههای مهاجران رو به افزایش بوده و مخاطرات پیچیدهای را فراروی آنان قرار داده است. لذا ضرورت دارد کارشناسان و فعالان دانش آموخته حوزه مهاجرت، پدیدههایی که پیرامون مهاجرت شکل میگیرد را به صورت جامع الاطراف، تجزیه و تحلیل و در رسانهها منتشر کنند. تا در برابر ابهامها و مخاطرات مهاجرت، از جمله طلاق، چراغی فراروی مهاجران روشن کنند. چرا که آسیب های اجتماعی و فرهنگی مهاجران، فراوانند و عدم پیشگیری از این آسیبها می تواند در نهایت به افسردگی، خودکشی و طلاق منجر شود..
اغلب پژوهشگران معتقدند كه بحران هویت و تفاوتهای فرهنگی ناشی از مهاجرت به کشمکشها و تنشهای روانی مهاجران میانجامد كه بر زندگی مشترک آنان اثر منفی گذاشته و به جدایی می انجامد. تضادهای فرهنگی در چرخهی مهاجرت یکی از نکات مهمی است که به شوک طلاق منجر می شود. همسرانی که به تاسی از فرهنگ اصیل ایرانی و اعتقادات دینی، به وفاداری، ثبات و عشق به خانواده، پایبند بودهاند، در مواجهه با فرهنگ غربی و حواشی آن بیم آن میرود با تمایل به رابطههای آزاد با زنان و مردان جامعه مهاجر پذیر، با بی اعتنایی به خانواده و خیانت، کانون گرم خانوادههای خود را دچار تزلزل و ازهم پاشیدگی کنند. لذا مهاجران قبل از تصمیم به مهاجرت به مشاوره، بررسی و آگاهیهای همه جانبه نیازمندند. چرا که فرهنگ و آداب و رسومی که در مقصد مهاجرت تعریف نشدهاند، ممکن است هم موجب جدایی و طلاق شود و هم به روح و روان آنان آسیب جدی وارد کند.
در مجموع می توان گفت که مشکلات فرهنگی، زبانی، اقتصادی و استرسهای پی در پی در مهاجرت میتواند یک تجربه بسیار پیچیده و پرمخمصه باشد و به درگیری و تنش در روابط منجر شده و در نهایت به طلاق کشیده شود. دراین راستا راههای زیادی برای کاهش طلاق وجود دارد، از جمله مراجعه به مشاوران، حفظ ارتباط گرم و صمیمی با خانواده و حفظ ارزشهای دینی و باورهای اعتقادی است.
در خاتمه باید اذعان کرد؛ به طور کلی مهاجرت پدیده مثبتی است، مشروط بر آنکه ناشی از فرآیندهای قابل اعتماد و مطمئن و باهدف ارتقای علمی، اقتصادی و کسب افتخارات بین المللی باشد و مهاجران نسبت به آسیبهای مخرب آن، از جمله طلاق و ازهم گسیختگی نظام خانواده، اطلاعات و آگاهی کامل داشته باشند تا بتوانند در برابر احساس غربت و دلتنگی، احساس تعلق نداشتن، احساس شهروند درجه دوم بودن، و از همه مهمتر در برابر طلاقهای عاطفی و طلاق های رسمی، تاب آوری و ایمنی داشته باشند.