پایگاه خبری مهراننیوز- سلام امینی
اظهار نظر عالمانه استاد فرهمند خانم دکتر حسین زاده در باب ریشه های تاریخی خودکشی زنان در استان ایلام را مطالعه کردم ضمن ابراز مراتب قدردانی وحق شناسی از ایشان، به عنوان کسی که با مختصر اطلاعات جامعه شناسی، در جامعه هدف زندگی کردهام، تکملهای بر آن میافزایم:
دو بیماری روانی «مازوخیسم» و «سادیسم» به معنای خودآزاری و دگرآزاری کم و بیش در میان همه جوامع ممکن است وجود داشته باشند.
براساس آمار رسمی وزارت بهداشت به تاریخ پاییز سال ۹۷ حدودا ۲۵درصد از مردم ایران از بیماری های عصبی و روانی رنج می برند.
بخش قابل توجهی از این بیماری ها ممکن است در قالب چیزی شبیه به بیماری های خود آزاری و دگرآزاری تعریف شوند.متاسفانه آمار بیماری های روانی و با شباهت زیاد به مازو و سادیسم در استان ایلام نسبت به میانگین کشوری بالاتر است.
از دلایل آن می توان به موارد زیر اشاره کرد:
فقر فرهنگی:
فقر فرهنگی به این معنا که بیماران، شناخت مناسبی از مشکلات روانی ندارند و در نتیجه فرد از حال و روز خود باخبر نیست و اگر هم باخبر باشد حاصر نیست بپذیرد که بیمار است و اگر هم بیماری را بپذیرد جامعه، بانگاهی بیمارگونه تر دربارهی وی قضاوت خواهندکرد. به ویژه که در ایلام آمار زنان این نوع بیماری ها، شایع تر ازمردان است واز آنجا که آمار مراجعات به مراکز درمانی پایین است، آمار مستند و دقیقی از بیماران موصوف در اختیار نیست.
اما از ظاهر آمار خشونت ها و ناهنجاری های اجتماعی خواه علیه خود و یا علیه دیگران، چنین استنباط می شود که درصد بالایی از جامعه در سطوح مختلفی از این بیماری رنج می برند.
فقر اقتصادی:
استان ایلام یکی از استان های دور افتاده و تقریبا رتبه اول کشور درفقر و محرومیت را داراست،درصد بالایی از مردم استان ایلام زیر خط فقر و تحت پوشش نهادهای حمایتی هستند و به زحمت می توانند مایحتاج اولیه و ضروریات زندگی و ازجمله تغدیه مناسب را تامین نمایند، چه رسد به معالجه بیماری خود ،آن هم از نوع بیماری های غیرفیزیکی که ریشه در روح و روان آدم ها دارد.
آثار به جا مانده از جنگ:
۸سال تمام استان ایلام زیر ضربات آتش دشمن بعثی بوده، هزاران بار هواپیماهای دشمن در آسمان استان ایلام ظاهر شده اند و با شکستن دیوار صوتی باعث ایجاد رعب و وحشت مردم شده و به کرات بمب های خود را بر سر مردم بی دفاع ریختهاند. استان ایلام حداقل ۲۰۰۰ بار بمباران هوایی و موشکی شده است هزاران نفر شهید جانباز و معلول شده اند. در زمان جنگ، مدام مردم از ترس حملات هوایی و موشکی مجبور شده اند به دامن کوه ها و پناهگاه های طبیعی حومهی شهر پناه ببرند، بارها نیز در زیر چادرها و در حین زندگی آوارگی، بمباران شده اند. که همه اینها بر روحیات مردم وبویژه زنان تاثیر منفی داشته است.
مشکلات عاطفی:
عقب افتادگی استان به دلیل جنگ، محرومیت وعدم توسعه استان، بیکاری و نبود درآمد برای جوانان را درپی داشته است.متاسفانه امروزه بیکاری در استان رقم بسیار بالایی را نشان می دهد هرچند که مسولان سعی می کنند این رقم را پایین نشان دهند و به میانگین کشوری نزدیک و یا حتی کمتر نشان دهند اما واقعیت چیز دیگری است و حداقل دوبرابر میانگین کشوری است،
متعاقب بیکاری و نبود درآمدی برای حداقل معیشت ، عدم انگیزهی ازدواج جوانان، حل نشدن مسائل عاطفی و روانی را درپی داشته و در میان آمار پایین مزدوجین، شوربختانه آمار طلاق به دلیل سطح پایین درآمد و تغییر شیوه و سبک زندگی، رو به افزایش است.
این موضوعات به کرات به سمع و نظر مسئولان رسیده است اما گویا اراده ای جدی برای حل و یا کاهش این معضلات وجود ندارد.علاوه بر موضوعات مورد اشاره از نظر تاریخی و مشکلات فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی؛
خودکشی در گذشته نه چندان دور در استان ایلام و بویژه در مناطق روستایی بیشتر به نوع چهارم (قدرگرایانه) شبیه بوده است یعنی همانطور که اشاره کرده اید. مثلا طلاق تابو بوده و زنان محکوم به زندگی تحت هرشرایطی بوده اند که گاهی، کار به انتحار کشیده شده است اما امروزه این فضا به مقدار قابل توجهی تغییر یافته و به سمت خودکشی از نوع آنومی بویژه از اواخر سال های جنگ به بعد متمایل شده است.چرا که تقریبا از اواخر سالهای جنگ، جامعه ایلام مراحل گذار از سنت به مدرن را آغاز نموده است، بسیاری از ساختارهای سنتی فرو ریخته و ساختارهای مدرن بطور کامل شکل نگرفته است.
نکته پایانی اینکه ضمن قدر دانی از نگاه ژرف و تخصصی دکترحسین زاده، از همه صاحب نظران و دست اندرکاران دولتی و غیر دولتی استمداد می طلبیم که مردم ما را درفائق آمدن بر این معضل جدی اجتماعی، مدد نمایند.