………………………………………..
✍ خداداد ابراهیمی/ روزنامه نگار
حمایت از نشریات کشور در چهار قالب یارانه نقدی؛ توزیع کاغذ؛ خرید نشریات برای اهدا و توزیع آگهیها انجام می شود که همواره روزنامههای “شبه دولتی”، از دیرباز از هرچهارنوع یارانه یادشده در صدر دریافتها قرار گرفتهاند. در حالی که از انبارهای مملو از کاغذ، درآمدهای کلان، ساختمانهای اداری و چاپخانههای متعدد و آگهیهای خاص وزارتخانهها و شرکتهای نفتی و تولیدی به صورت ثابت و روز افزون بهرهمند هستند.
بر اساس آنچه اخیراً وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر کرده است ازمهرماه ۱۴۰۱ تا ابتدای مهر ۱۴۰۳ روزنامههای شبهدولتی متمول، هزاران میلیارد تومان یارانه دریافت کردهاند. به عبارت دیگر، دولت به روزنامههای ثروتمند یارانههای کلان بخشیده است. درصورتی که مطابق با قانون، یارانه برای طبقهی غیر برخوردار تعریف شده است.
بررسیها حاکی از آن است که روزنامه همشهری وابسته به شهرداری تهران با دریافت یک میلیون وپانصد هزارکیلوکاغذ یارانهای در دو سال گذشته، بیشترین و روزنامههای “صبحبخیر” (استان سمنان) ، “آوای کرمانشاه”(استانکرمانشاه ) و “ترنم شمال” ( استان مازندران) با هفتصدکیلو، کمترین کاغذ یارانهای دریافت کردهاند. در واقع توزیع تبعیض آمیز و نامتعادل يارانهها در بین روزنامههای وابسته به دولت و بخش خصوصی، موجب شده تا یک شكاف آشكار در حوزه اقتصاد مطبوعات کشور به وجود آید.
شاید یکی از دلایل بروز این تبعیض آشکار، این است که در هیچکدام از کارگروههای معاونت مطبوعاتی از جمله کارگروه توزیع کاغذ، یکنفر از مدیران مسئول مطبوعات و روزنامههای استانی، عضویت ندارد تا از حقوق روزنامههای استانی دفاع کند. از طرفی توزیع کاغذ و یارانههای نقدی، بانظارت نماینده مدیران مسئول مطبوعات و رسانهها در هیئت نظارت، در قانون دیده نشده است.
علاوه بر روزنامههای مذکور، معدودي از مالكان مطبوعات سراسري با پشتوانه سياسي و حزبي و به مدد نفوذ در دولتها، كه همواره از چارسوق رانت هاي پيدا و پنهان شرکتهای غولپیکر نفتی و وزارتخانهها ارتزاق مي كنند، هرساله، هم از یارانههای کاغذ و هم از یارانههای نقدی، به آلاف و الوف میرسند در حالی که در حوزه توسعه فرهنگی و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی، از کمترین اثرگذاری لازم، ناتوان هستند، صدای واقعی مردم نیستند وصرفاً اهداف دستگاه و سازمان متبوع خود را تبلیغ می کنند.
این درحالیست که نشریات و روزنامههای استانی، در حوزههای همبستگی ملی، انسجام قومی، تقویت زبان مادری و تعمیق و گسترش فرهنگ بومی، کارآمد و اثرگذار، ایفای نقش نمودهاند.از سوی دیگر در حالی که دولتهای پیشین اذعان داشتهاند؛ ضرایب یارانه برای استانهای کم برخوردارتر افزایش پیدا میکند و نشریات محلی استانهای مرزی مروج همبستگی، افزایش یارانه خواهند داشت، متاسفانه این مبحث به نحو جدی و ملموس اجرایی نشده است. تا جایی که این سوال پیش میآید که آیا تبعیض در توزیع يارانهی روزنامههای شبهدولتی و روزنامههای بخش خصوصی حکایت شهروند درجه اول و شهروند درجه دوم است؟
در همین راستا و با هدف استیفای مطالبات قانونی روزنامههای استانی، مدیران مسئول این روزنامهها مکرراً از مسئولان ذیربط درخواست کردهاند که با تفکیک بودجه مطبوعات و رسانههای استانی از روزنامههای سراسری آنها را به استقلال بودجهای برسانند. تا چنانچه تعدادی از روزنامه استانی از حیث نظم در انتشار، مشمول دریافت کاغذ و یارانه نقدی نشوند، بتوان یارانه آنها را به سایر مطبوعات استانی اختصاص دهند نه اینکه در اقدامی ناعدلانه و تبعیض آمیز به حساب روزنامههای شبهدولتی و خصولتی واریز شود.
باقدردانی از پیگیریهای دکتر پدرام پاک آیین نماینده مدیران مسئول در هیئت نظارت، به لحاظ مکاتبه با رئیس مجلس، در راستای حمایت جدی از رسانهها و روزنامههای استانی ازجمله؛
تعیین تکلیف در خصوص ایجاد نظام حمایتی «عدالت محور»، «شفاف» و «پیش بینی پذیر»،اعمال ضریب افزاینده دو تا سه برابری حمایت از رسانه های استانی و شهرستانی، افزایش نماینده مدیران مسئول در هیأت نظارت بر مطبوعات به حداقل سه نفر، انتظار می رود نهادهای نظارتی نسبت به چرایی نادیده گرفتن قانون و تبعیض بین روزنامههای استانی و روزنامههای وابسته به دولت در توزیع کاغذ و یارانههای نقدی، بررسی لازم را به عمل آورده و با متخلفان برخورد قانونی شود.