…………………………
✍حبیبالله بخشوده
جلیل صفربیگی از آن دسته شاعرانیست که میتوان صفت کم مانندگی را به او نسبت داد و او را در سرایش شعر و در نبوغ شاعرانه کم نظیر دانست.او در دهه ی هشتاد با انتخاب راهی جداگانه به قالب رباعی توسع معنایی و مضمونی بخشید و با در اختیار گرفتن امکانات گوناگون زبانی و بلاغی نظیر هنجارشکنی های متعدد در ساختار رباعی راه گفتمان شعر سنتی را به گفتمان شعر مدرن نزدیکتر کرد و با سپید سراییهای مختلف قالب رباعی را از شکل قدمایی خود به شکلی نو آمد رسانید و با سرایش شکلی از مفردات در قالب رباعی،ظرفیتی جدید با عنوان” نو رباعی “به سرایندگان مشتاق پیشنهاد کرد .
صفربیگی را میتوان کارخانه شعر نامید.کارخانهای که پرنیان شعر را به صورتها، رنگها و نقشهای بدیع به مخاطبانش عرضه میکند و تا به امروز هیچ مانعی نتوانسته چرخ این کارخانه را از کار بیندازد و جالب تر آن که تولیدات آن هرروز زیباتر و شکیل تر از دیروز بوده است.
مخاطبان شعر او این نکته را درتولیدآثارش در کتابهای متعددی به چاپ رسانیده،می توانند ببینند و من که توفیق همدمی بیشتر با او را داشته و دارم علاوه بر آثار مکتوبش با شعرهایی که هر هفته به شنیدن آن مشعوف می شوم،نسیج ابریشمی خیال او را بیشتر و بهتر دیده ام و می توانم این ادعا رابکنم که او در سرایش شعر نادره ای در زمانه ی ماست.
صفربیگی شاعریست که در زبان فارسی بسیاری از اشعارش موضوع پایان نامهها و رسالههای متعدد بوده و بسیاری از جویندگان دانش،با تحقیق و تفحص در ساختار و محتوای شعر او،مطالبی گرانسنگ را به جامعه ی ادبی عرضه داشته اند .این در حالیست که در کتابهای تخصصی-تحقیقی مربوط به قالب رباعی و کوتاه سرایی،آثار او فصلی جامع و مشبع را به خود اختصاص داده اندآنچه تا کنون اتفاق افتاده در زبان فارسی بوده است.
او چندسالی است در سرایش شعر کردی ودر قالبهای دوبیتی،رباعی و اخیرا هم غزل به زبان مادری روی آورده و سعادت دانستن زبان شیرین کردی،به او این فرصت را داده است تا تجربیات ارزنده اش را در شعر فارسی به شعر کردی انتقال دهد و در انباشت تولیدات فاخر ادبیات کردی نقشی اساسی ایفا نماید.
آنچه تاکنون از استاد صفربیگی شنیده ام حدودا هفتصد رباعی و نورباعی و نزدیک به هفتاد غزل است که البته این روزها،به مدد فضای مجازی صرفا چند غزل و یک قصیده از او منتشرشدە است.
عمده ویژگی این غزلها، عروضی بودن و بهرهگیری از اوزان رباعی و بحرهای مجتث و مضارع است.ردیف این غزل ها بیشتر اسمی است و این موضوع،باعث توصیف سوژه( ردیف) شده است .بهره گیری از فضای زاگرسی و المان های طبیعی و هم چنین استفاده از کنایات و اصطلاحات کردی رنگ اشعار او را بومی تر کرده که این خود هنری ظریف است که شاعران کردی سرا باید در سرایش شعر بتوانند توازن و تعادل را رعایت کنند.هم از ظرفیتهای موسیقیایی شعر عروضی بهره ببرند و هم بتوانند حس بومی گرایی خود را برجسته نمایند.با این امید که انشاءالله استاد جلیل صفربیگی اشعار کردیاش را هرچه زودتر به زیور طبع بیاراید،
غزلی زیبا از اورا باهم زمزمه میکنیم.
شەوار هاتوودەنۆ کەێ قەلارمان گیست
سیاترەک دەیە کەێ ڕووژگارمان گیست
ده هەر پەڵێگ وەدارە هزار قەڵماسگ
دجارە جاێ بکەێ تارومارمان گیست
دەیەێ ڕزار چەنێ شێر،مڵ دڕاۆ کەێمن
مەگڕ بکەێگ دەوێشه شکارمان گیست
ئڕا چەڕەخس دەوا کەێگۆ پێچ خەێ ده کەمەر
ئڕا چه کەێگ چنه بێ قەرارمان گیست
وە سووس ها دە پەێ ئیمە مەڕگ هەرجارێ
مەگڕ بکەێ دەلووخۆەێ هەشارمان گیست
هزار تاڵ بەن سەوز گڕێه دەێ داێمن
هزار جار گرنگ خس ده کارمان گیست
ده شوون خوەێ دەونێگو دە شوون خوەێ کڕنێ
ک گرتگەس وه دەسەو ئختیارمان گیست
تەناف گێس بخەو خواڕ تا درایمە دەر
مەگەر ده چاڵ خوەمان بەێ، فەرارمان گیست
بلا بخەێگ وەخاڵێ دە داممان لێوت
بلا بکەێگ وه تاڵێ مهارمان گیست
فەقەت م نەۊمە ک بۊمه ئەسیر وه دەس ت
قەلار کردگه ئێڵ و تەبارمان گیست