مرد ترانه‌های عشق و احساس

IMG_20240817_001326_034

…………………………..

✍دکتر حمید حیدرپناه

یکسال از کوچ ابدی شاعر توانا و خوش‌آوازه‌ی دهلرانی؛ «استاد کیومرث مرادی» گذشت که طی این یکسال اهالی فرهنگ از ویژگی‌های ادبی و شخصیتی این  شاعر دوس‌داشتنی نوشتند که البته هرچقدر از ایشان و توانمندی‌هایش گفته شود، کم است.

در این میان یکی از حوزه‌هایی که کمتر به آن پرداخته شد، تسلط ایشان به موسیقی و سرایش ترانه‌ها و تصنیف‌هایی بود که بر روی آثار موسیقایی به بار نشست.

آشنایی نگارنده با استاد مرادی به اواخر دهه هشتاد بازمی‌گردد و دیداری که در جلسه شعر و ترانه استاد عبدالجبار کاکایی در فرهنگسرای رازی تهران داشتیم و هنگامی که استاد کیومرث پشت تریبون رفت و شعر خواند، با تشویق و تحسین ویژه حاضران همراه شد،

خصوصا آنجا که شعر مشهورش در وصف جنگ را با لحنی ساده و صمیمی خواند:

دانش‌آموزان شهرک‌های رنجیم

ابتدایی‌های سال شصت و پنجیم

با تفنگ و تیر و ترکش هم‌کلاسیم

تانک‌های واقعی را می‌شناسیم

بعد از آن حضور نگارنده در دبیرخانه شعر و ترانه مرکز موسیقی و سرود صداوسیما منجر به دعوت شاعران ایلامی برای سرایش اشعار و ترانه‌های تولیدی صداوسیما شد که بهره‌گیری از اشعار استاد مرادی شروع مسیر جدیدی در زندگی هنری این شاعر توانمند بود که منجر به سرایش چندین ترانه در مرکز موسیقی و سرود صداوسیما شد که از سوی هنرمندان برجسته کشور آهنگسازی و  توسط خوانندگان مشهور اجرا و در اختیار شبکه‌های سراسری قرار گرفت.

یکی دیگر از توانمندی‌های برجسته ایشان سرایش شعر بر روی ملودی بود که عمدتا تعداد معدودی از شاعران و ترانه‌سرایانی که با ریتم و ملودی آشنایی دقیقی داشته باشند، توانایی انجام آن را دارند که در این حوزه هم استاد مرادی با توجه به جاری بودن هنر موسیقی در خانواده و تسلطش بر این حوزه، حضوری موفق داشت.

خاطرم هست که آن‌زمان یک ملودی از استاد فریدون حافظی(در واپسین سالهای عمر پربرکت‌شان) آمده بود و قرار شد که به شاعری سفارش داده شود که روی آن شعر بسراید که بعد از انتخاب استاد مرادی از سوی نگارنده، شائبه همشهری‌گرایی پیش آمد و با اصرار ایشان، ترانه به شاعر دیگری سفارش دادیم ولی آن‌قدر ملودی سخت و سنگین بود که دونفر از شاعران برجسته کشوری نتوانستند روی آن شعر بسرایند و پس از این رفت و برگشت‌ها، تنها استاد کیومرث مرادی بود که توانست با مهارت و تسلط خاصش روی آن شعر بسراید و نام اثر را «شور غزل» گذاشتیم و با صدای مهیار شادروان تولید شد که این اتفاق باعث سربلندی و افتخار ما شد که اگر از هنر ایشان بیشتر استفاده می‌کنیم تنها به واسطه هم‌استانی بودن و رفاقت نیست، بلکه او واقعا شاعری توانمند، خوش ذوق و مسلط به ملودی است.

افسوس که استاد کیومرث مرادی با این همه توان و استعداد، خیلی زود از میان ما رفت و هزاران شعر نسروده را با خود برد…

او که همواره واژه‌ی «غزل» پرتکرارترین واژه در دیالوگ‌ها و همنشینی‌هایش بود، او که عاشق دخترش غزل بود و شیفته‌ی سرایش غزل…

دلبستگی عجیب و عاشقانه استاد کیومرث به فرزندش نمونه یک عشق واقعی و پراحساس بین دختر و پدر بود و امیدوارم دختر دلبندش که تربیت‌یافته‌ی مکتب ادبی و منش مهربانانه پدر است، ادامه‌دهنده‌ی راه او در مسیر ادبی و هنری این مرز و بوم باشد.

از استاد کیومرث مرادی که همواره ترانه‌هایش تلفیقی از عشق و احساس بوده؛  ۹ اثر ماندگار با آهنگسازی اساتیدی چون: مرحوم فریدون حافظی، جمال‌الدین منبری، فرهاد برنجان، بهروز علی‌پناهی، محمدرضا یحیی، یونس جباریان، مجید راستبد، آرش عادلپور، مرتضی ملک‌محمودی و با صدای خوانندگانی چون: مهیار شادروان، جمال‌الدین منبری، ستار سهرابی، اشکان کمانگری، فریدون بیگدلی، یاسر شیرازی، فریبرز الهیاری، رضا ریزوندی و رضا ساور در مرکز موسیقی و سرود صداوسیما تولید و در آسمان موسیقی ایران جاودانه شده که این آثار در سایت «ایران‌صدا» قابل دریافت است.

شاید این روزها جایی در گوشه‌ی آسمان، مرحوم استاد فریدون حافظی با آن تار مشهورش در حال نواختن باشد و در کنارش مرحوم استاد کیومرث مرادی در حال سرودن…

روحشان شاد و یادشان جاودانه…

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *