به بهانه ۱۲ مرداد سالگرد شهادت سردار سربدار شهید علی‌حسین ابراهیمی؛

شهید افلاکی حماسه‌های ماندگار..

IMG_20240801_133527_532

……………………..

شهید«علی‌حسین ابراهیمی» ۱۹ مهر ۱۳۳۸ چشم به جهان گشود و  ۱۲ مرداد ۱۳۶۲ در عملیات والفجر ۳ در منطقه عملیاتی مهران به شهادت رسید.

این پاراگراف، ابتدا و انتهای زندگی یک شهید ایلامی را مُجمل بیان می‌کند. این پاراگراف در خبرگزاری‌ها، در آرشیو و اسناد بنیاد شهید و در عموم رسانه‌ها دیده می‌شود. اما درواقع این تمام سرگذشت یک شهید سربدار نیست. این تمام ماجرا نیست…

ماجرا از آن جا شروع شد که هرکسی با اولین دیدار، شیفته اخلاقمداری او می شد، مجذوب مهربانی‌اش و مبهوت چهره نورانی‌اش می‌شد. یعنی اینکه محبوب قلوب ایل و تبار بود،

مردم و اطرافیان می دیدند که او در اوج نوجوانی چگونه هر بامداد از بلندی‌های کوهسار روستای “چمآب”، چابک و سبکبار، بالا می رفت و در خلوت خود، خدا را نجوا می کرد. او آرام و اندیشناک از کنار درختان بلوط عبور می‌کرد و نسیم‌وار، مهربانانه دستی بر گیسوان پرنعمت گندمزاران می‌کشید و در آبی آسمان عمیق می‌شد که؛

ای خدای بخشنده!

ای خدای مهربان!

به خاطر نعمت‌های سرشارت،

به خاطر خوان گسترده‌ات،

به خاطر طبیعت رنگارنگ‌ات،

تو را شُکر می گوییم‌.

و به راستی چه عبادتی والاتر و بالاتر از حق‌شناسی و شکرگزاری حضرت دوست؟!

آری این‌ فضیلت‌ها و خصلت‌ها، تمام قصه‌ی زندگی این شهید شجاع و نستوه نیست. رازهای زندگی‌ او مکتوم و سَر به مُهر هستند. چرا که در دل سنگرها، در هیاهوی جنگ، در لحظه‌های خوف وخطر دفاع مقدس، کمتر کسی از راز و نیازهایش با خدا خبر داشت.کمتر کسی فراز و فرودهای جوانی‌اش را درک کرد. او نه یک خاکی، یک افلاکی بود.

شهیدعارف ما، دفاع از وطن را با جانفشانی و پاکبازی به نمایش گذاشت و در نبردهای سخت، سرسختانه و متهورانه، خاطراتی دل انگیز و حماسه‌هایی افتخارآفرین برجای گذاشت که رمز و راز آن حماسه‌ها را ما خاکیان و دنیاطلبان درک نکرده‌ایم.

وچه زیبا سروده‌اند که؛

بسی گفتیم و گفتند از شهیدان

شهیدان را شهیدان می‌شناسند

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *