…………………..
✍خداداد ابراهیمی/ رئیس اسبق خانه مطبوعات ایران
آلبرت اینشتین میگوید:
«اگر برای حل مشکلی ۶۰ دقیقه وقت داشته باشیم، پنجاه و پنج دقیقه آن را به فکر کردن درباره مشکل موجود و پنج دقیقهاش را به راهحلها، اختصاص دهیم.»اما «پرسش» اساسی برای یافتن مشکل و راهحل آن چیست؟ چه کسی بپرسد، چه بپرسد؟چگونه بپرسد؟
اینجاست که اهمیت «پرسیدن» در گره گشایی اجتماعی برای مردم محرز می شود.
دراین راستا، مهارت در پرسشگری و رهبری یک مصاحبه ازطریق گفتگو، به جامعه کمک میکند تا مردم در عرصههای مختلفی، نظیر انتخابات، به درستی تصمیم بگیرند و با عقلانیت انتخاب کنند والبته آنچه به یک «انتخاب» قابل اطمینان و مطلوب منجر میشود، همان خروجی پرسشو پاسخهاییست که به ما کمک می کند؛ برای تصمیم گیری نهایی به اقناع برسیم.
این روزها و در بحبوحه تبلیغات ۶ نامزد انتخابات ریاست جمهوری، بی تردید یکی از برنامههای جذاب صدا وسیما در معرفی نامزدهای چهاردهمین انتخابات ریاست جمهوری، برگزاری میزگردهای تخصصی به صورت پخش زنده با حضور نخبگان فرهنگی و رسانهای و پرسشگری از نامزدها بود.این بخش از کارکردهای انتخاباتی سیمای جمهوری اسلامی وقتی عیار و اعتبار پیدا کرد که دکترحسین انتظامی معاون مطبوعاتی پیشین وزارت فرهنگ وارشاداسلامی، در آنها حضوریافت و با پرسش های دقیق، منطقی و وفق مشکلات فراروی جامعه، مدعیان پست ریاست جمهوری را به پاسخگویی صریح دعوت کرد. پرسشهایی که افزونتر از پاسخهای نامزدها با استقبال کم نظیر مردم مواجه شد. تا آنجا که مردم مترصد بودند تا ببینند و بشنوند که انتظامی در برنامه بعدی، اینبار با چه پرسشی، شفافیت نامزدهای انتخاباتی را به چالش میکشد و هرکدام چند مرده حلاجاند؟!
دراین ویژه برنامهها، برای دکتر انتظامی تفاوتی نداشت که چه کسی روبروی او قرار گرفتهاست؛ رئیس مجلس یا شهردار پایتخت، فرمانده جنگ یا وزیر سابق؟!
مهم این بود که بر سوال های خود متمرکز باشد که بود. سوالهایی پرمحتوا و غافلگیرانه مطرح کند که مطرح کرد. باآرامش و هوشمندانه بپرسد که پرسید.شفافیت نامزدها را محک بزند که زد، پرسشگری را توأم با روشنگری ساخته و پرداخته کند که کرد.
و اما مهمتر از همه این قضایا، این واقعیت در واکنشهای کاربران شبکههای اجتماعی به چشم میخورد که:
“اگر دکتر حسین انتظامی جزء نامزدهای انتخاباتی بود، بی تردید به نفر هفتم رأی می دادیم چرا که در این میزگردها، صدای رسای مردم بود”