به بهانه نکوداشت استاد عبدالصاحب ناصری؛

ساعت به وقت فرهنگ و حماسه

بزرگداشت

………………………

✍️ مهران‌نیوز/خداداد ابراهیمی

۱) عصر دوشنبه ۱۷ اردیبهشت سالن اجتماعات باشگاه فرهنگیان ایلام، شاهد یک رویداد بی بدیل فرهنگی بود. تجلیل از ۳۵ سال مجاهدت و مداومت فرهنگی یک معلم نام آشنا، اقدام بایسته و شایسته مجتمع آموزشی امام علی(ع) و همکارانش در نکوداشت استاد عبدالصاحب ناصری بود.
نگارنده در معرفی تلاش‌های جهادی و آموزشی استاد ناصری ناتوان است اما معتقد است که با بازنشستگی او، گویی یک آموزش و پرورش به یکباره تعطیل شد…
و شاید این کلمات دوست داشتنی، گواه راستین این ادعا باشند؛
نیمکت‌های فقرزده،
صندلی‌های فراموش شده،
دبستان‌های دور و نمور،
سقف‌های ترک‌خورده
آرزوهای شتک‌زده
و کودکان فراموش شده روستاهای فراسوی کوه‌ها و دره‌ها، که پس از سال‌ها، این روزها، امید را هجی می کنند.

۲) برای پاسداشت خدمات ناصری،همه آمده بودند، خانواده‌ بزرگ معلمان، شخصیت‌های فرهنگی، رزمندگان سالیان دفاع مقدس و…
آن یکی که در آتش جنگ شعله‌ور شده بود و این یکی که بدنش شادمانه، مینیاتوری از ترکش‌ها بود و آن دیگری که پس از سال‌ها، هنوز چهره‌اش نور بالا می زد. همان رفیقان موافق سال‌های عشق و حماسه … در این آیین نکوداشت، سخنان طنین‌‌انداز و غرای سردار «الله‌نور نورالهی» ما را به وجد آورد. مردی که جوانی‌اش را در جبهه‌ها سپری کرد و در قامت یک فرمانده نستوه و بشکوه، حواسش به همه چیز بود. مثل دیروز که حواسش به خط مقدم بود، حواسش به پشت جبهه بود، حواسش به وطن بود که؛ «در خون وخاک می تپیم اما خاک نمی دهیم!»
سردار به رسم حق‌شناسی ، ساعتش را از روی ترکش‌های مچ خود باز کرد و به استاد ناصری هدیه داد که با تشویق و تحسین حاضران مواجه شد. و حق با استاد ناصری بود که بغضش ترکید و حق با جانباز «خلیل شریفی» بود که اشک شوق ریخت و حق با معلم مهربان دیارمان «خدا رحمی» بود که بغض‌های کهنه را شاعرانه ترجمه کرد و حق با ایلام بود که به فرزندانش افتخار می‌کرد…

photo_2024-05-07_23-09-28

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *