پایگاه خبری مهراننیوز- دکتر بهروز سپیدنامه
در فضای مجازی گاهی شاهد انتساب برخی از سخنان به مفاخر ملی ایران و گاه جهان هستیم که روح آن عزیزان از این سخنان بی خبر است اما انتشار این نقل قول ها در سطح وسیع باعث اقناع خوانندگان و عدم تردید در صحت خبر می شود. گویا انتشار وسیع ، حجیتی بر سندیت و اعتبار یک اثر است. گویا «آدمک سازی» ، «بازتاب های شرطی» و «اثر بلع» سنت نانوشته ای است که به واسطه ی آن ذهن و روح خوانندگان توسط اخبار بی استناد تسخیر می گردد تا شاهد نوی «از خودبیگانگی جدید» باشیم.
امروز شاهد آنیم که جریان آثار بی استناد،دامنه ی خود را از نقل قول به سمت شعر گسترش داده است. نمونه ی بارز آن شعری است که به قیصر امین پور نسبت داده اند با مطلع:
گاهي گمان نمي کني ولي خوب مي شود
گاهي نمي شود که نمي شود که نمي شود
در حالی که این شعر از آنِ قیصر نیست برای اثبات این ادعا به نقد اجمالی اثر پرداخته ام. شعری که ایردات آن در لفافه ی صدای گرم گوینده و موسیقی قشنگ آن پنهان مانده است:
اگر قالب شعر را کلاسیک فرض کنیم از ایراداتی چون اشکال وزنی (در یک مصرع)، اشکال قافیه (در چندین مورد) و اغتشاش رنج می برد.
وزن شعر: « مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن» است اما در مصرع زیر، شاعر از وزن خارج می شود:
گاهي گداي گدايي و بخت با تو يار نيست
قالب شعر هم مشخص نیست گاهی چارپاره است گاهی به مثنوی نزدیک می شود، زمانی به غزل و گاهی به چارپاره:
گاهي گمان نمي کني ولي خوب مي شود
گاهي نمي شود که نمي شود که نمي شود
در بیت بالا که فاقد قافیه است، شاعر، قالب مثنوی را انتخاب کرده اما در ادامه از این قالب عدول کرده است.
در دو بیت زیر، قالب شعر، غزل یا بندی از یک چارپاره است:
گاهي بساط عيش خودش جور مي شود
گاهي دگر تهيه به دستور مي شود
گه جور ميشود خود آن بي مقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور مي شود
در ادامه باز قافیه ناپدید می گردد:
گاهي هزار دوره دعا بي اجابت است
گاهي نگفته قرعه به نام تو مي شود
گاهي گداي گدايي و بخت با تو يار نيست
گاهي تمام شهر گداي تو ميشود
بعد از آن، شعر وارد چارپاره می شود.
گاهی برای خنده دلم تنگ می شود
گاهی دلم تراشه ای از سنگ می شود
گاهی تمام آبی این آسمان ما
یکباره تیره گشته و بی رنگ می شود
در ادامه، قالب شعر به غزلی ناقص تغییر می کند
گاهی نفس به تیزی شمشیرمی شود
ازهرچه زندگیست دلت سیرمی شود
گویی به خواب بود جوانی مان گذشت
گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود
کاری ندارم کجایی چه می کنی
بی عشق سرمکن که دلت پیرمی شود
بر این اساس قطعا شعر ارائه شده از شاعر توانمندی چون قیصر امین پور نیست. زیرا رعایت وزن، قافیه و قالب در اشعار کلاسیک برای یک شاعر، مانند دانستن جدول ضرب برای یک ریاضی دان است. البته عدول آگاهانه از هر سه مورد ، سنتی است که شاعر به قصد شالوده شکنی ، آگاهانه و هنرمندانه انجام می دهد و شعر بالا از این هنرمندی خالی است.
نتیجهی اخلاقی: به هر نوشتهای که در فضای مجازی منتشر میشود چشم بسته اعتماد نکنیم. ابتدا متن را اعتباریابی نموده آنگاه به تأیید یا رد و یا انتشار آن مبادرت ورزیم