……………………
در سال ۱۳۰۰ شمسی در روستای توره سرخك اسلام آباد در خانواده ای كه نسل اندر نسل هوره چر بوده و صدای خوش داشتند به دنیا آمد (در بعضی منابع و مقالات او را اهل كرندغرب دانسته اند كه صحیح نیست). از همان كودكی با طبیعت دوستی گزید و این ارتباط برحس سرشار و ذوق لطیف او تأثیر عمیق گذاشت…
از همان كودكی دریافت كه دارای صدایی دل انگیز و روح نواز است و به دلیل ذوق و استعداد شایانی كه داشت ، احساسات و دلتنگیهای خود را در قالب مثنویهای ده هجایی كردی میسرود و به صورت هوره میخواند. چنانچه پس از مدتی خانواده و اهل آبادی و كم كم تمام مردم منطقه به صدای زیبای او پی برده و دیری نگذشت كه آوازهی این نابغه خوش ذوق ، آبادی به آبادی و شهر به شهر گشت و در تمام مناطق كردنشین معروف شد.
علی نظر كه انسانی متواضع، مهربان و مردم دار بود علاقه مندان بسیار پیدا كرد و اشعار و مقامهای اصیلش ورد زبان همه شد. پس از مدتی وی به رادیو كرمانشاه دعوت شد و صدای گرم و گیرای او به پرطرفدارترین برنامه رادیو تبدیل شد. نام علی نظر در كنار نام های بزرگی همچون سیدعلی اصغر كردستانی ، حسن زیرك ، علی مردان ، طاهر توفیق و … قرار گرفت. و صفحههای او در كنار صفحات هنرمندان بزرگ كرد و همچنین بزرگان موسیقی اصیل فارسی همچون قمرالملوك وزیری و … در تمام خانههایی كه گرامافون داشتند یافت میشد. آنچه سبب علاقهی مردم به این هنرمند می شد علاوه بر منش نیكو ، فروتنی و صمیمیت وی ، سبك منحصربه فردش در اجرای مقام های هوره بود.
او شعرهایی زیبا و متناسب با حال و هوای مقامها از شاعران بزرگ گذشته نظیر شاكه و خان منصور انتخاب میكرد و یا از گنجینهی عظیم فولكلور كلهر زیباترین شعرها را گلچین می كرد و خود نیز البته دستی در سرون داشت. تلفیق این اشعار با صدای بسیار زلال و گیرا و آسمانی علی نظر و روش خاصی كه در تلفظ و تحریر كلمات به كار میبرد هر شنونده ای را مجذوب میكرد و دارای سبكی شد كه به ، علی نظرچر ، معروف است و او را از تمام هوره خوانان قبل و بعد از او متمایز میكند.
روز هیجدهم خرداد سال ۱۳۴۱ خبری در تمام مناطق كردنشین پیچید. خبری كه مثل باد شهر به شهر ، آبادی به آبادی و دهن به دهن گشت و مردم را در بهت و اندوه فرو برد و آن این كه علی نظر این هنرمند مهربان و مردمی در جاده سنندج منطقه حسین آباد، دچار سانحه شده و فرهنگ و هنر كردی یكی از ستارگان پرفروغ خود را از دست داد. او در حای از دنیا رفت كه ۴۱ سال داشت و در اوج پختگی هنری بود و هنوز سالهای سال فرصت داشت تا مردم را از هنر ناب خویش سیراب سازد. اما تقدیر چنین بود كه او برود و با صدای ماندگارش در روح و جان مردم باقی بماند.
مرحوم علی نظر تك فرزند بوده و خواهر و برادری نداشته است. پنج پسر و دو دختر دارد كه اكثراً دارای تحصیلات عالی می باشند. با وجودی كه بعضی فرزندان او استعداد هوره دارند ، متأسفانه فعالیت هنری ندارند. آرامگاه وی در شهر قم می باشد. تصویر و صدای علی نظر بر روی سایت های جهانی اینترنت موجود است. اگر لفظ مرحوم را برای علی نظر به كار می بریم نه به این معنا كه او در میان ما نیست ، بلكه فقط به خاطر احترام قلبی است كه برای این انسان بزرگ و شریف قائلیم وگرنه هنرمند هیچگاه نمی میرد. هنرمند واقعی با روح هنرش ، با آثار ماندگارش برای همیشه در وجود مخاطبانش نفس می كشد و زندگی می كند. وقتی هنگام تنهایی و دلتنگی آوازپرشور سیدعلی اصغر كردستانی و یا صدای خسته و خش دار حسن زیرك كه رنج های بی شماری در خود پنهان كرده ، همدمت می شود ، سبكت می كند . مگر می شود گفت سید علی اصغر و زیرك مرده اند؟ و آنگاه كه تك و تنها گوشهی اتاق نشسته ای و دیوارها و سقف ازهر سو محاصره ات كرده اند و دل تنگی ها رهایت نمی كنند ، دستت بی اختیار دكمه ضبط را می فشارد . صدای زلال و دلتنگ علی نظر از پس سال ها حالی به حالیات می كند ، منقلبت می كند ، یك جوری می شوی كه بیانش سخت است …
زرهی یهی دهسی پاوهن له پامه / م لهی شاباده كی ههوا خوامه
و آنگاه یقین پیدا می كنی كه علی نظر زنده است و تو را به مهربانی ، صفا ، یكرنگی ، مهمان نوازی و خلق و خوی پاك مردمان گذشته دعوت می كند ، به یاد این جمله می افتی كه تنها صداست كه می ماند.
در زیر به چند بیت از شعرهایی كه مرحوم علی نظر با آواز هوره خوانده است اشاره می كنیم:
بنوور وهی قاقهز دووس دوره وه
بزان چووه نوساس وه دلگیرهوه ؟
ترجمه: بنگر به این كاغذ دوستم كه از دور آمده است. ببین با دل گرفته برایم چه نوشته است ؟
بلبل تو مهگیر وه زار زاره وه
بهش تو ماگه گول وه داره وه
ترجمه: بلبل اینچنین گریه نكن و زار نزن هنوز برایت تك و توكی گل بر درخت مانده است.
زرهی شهمال تیهی له لاقه سره وه
ده مچه ولا بریا گه هاوه ئه سره وه