وفاق انتخاباتی؛ گسست یا مشارکت؟

Atch_73_wob0zbtwyrh

……………………………..

✍خلیل کمربیگی- دانش¬آموخته جامعه¬شناسی

پرسش اصلی که نوشتار زیر می خواهد به آن پاسخ دهد این است که همبستگی یا وفاقی که در زمان انتخابات در بین اعضای ایلات، قبایل و طوایف، پیش می آید، وفاقی عام گرایانه و مشارکت اجتماعی عام به حساب می آید یا نوعی گسست اجتماعی رخ می دهد؟ این گونه از همبستگی و وفاق، منشا ثبات، امنیت و آرامش است یا به عنوان تهدیدی در راه ثبات سیاسی و عاملی برای گسترش فساد اداری و سیاسی و بروز پارتی بازی، خویشاوندسالاری و طایفه گرایی عمل می کند؟

تجربه انتخاب های پیشین در برخی از مناطق دارای ساختار ایلی و قبیله ای، بیانگر آن است همبستگی و وفاقی که در زمان انتخابات برای ساکنان این مناطق پدید می آید، منبعث از هویت قبیله ای، ایلی و طایفه ای است. این هویت جمعی، هیچ تعریف ثابت و معینی ندارد و متاثر از ویژگی های قبایل، ایلات و طوایف، حالتی سیال به خود می¬گیرد.

این نوع از وفاق، با ویژگی هایی چون: احساس تعلق به قبیله، ایل و طایفه، تعلق به یک نقطه جغرافیایی مشترک، احساسات خویشاوندی، غیرقابل پیش بینی بودن رفتارها، در نظرگرفتن منافع آنی، فردی یا مزایای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی برای اقلیتی شناخته شده، که در قبایل، ایلات و طوایف گوناگون در مناطق مختلف، با شدت و ضعف بسیار دیده می¬شود.

غلبه این نوع از وفاق که جلوه بارز آن در زمان انتخابات به چشم می خورد، وفاق اجتماعی عام را به خطر انداخته و این مناطق را در بلندمدت با چالش امنیتی روبه رو می کند. وفاقی که در زمان انتخابات در سطوح قبیله، ایل و طایفه در این مناطق پدید می آید، نوعی از گسست اجتماعی بوده که به گونه ای تصنعی، مشارکت اجتماعی لقب می گیرد.

وقتی چتر ایران برای همه ی احزاب، گروه ها و مذاهب، جای خود را به چتر قبیله، ایل و طایفه می دهد، فرهنگ حذف وابستگان به قبایل، ایلات و طوایف دیگر نیز رخ می نمایاند، نقش های کلیدی عموماً به افراد بی کفایت واگذار می شود؛ به جای بهره مندی تمامی ساکنان آن مناطق از مزایای اجتماعی، اقلیتی محدود، جایگزین اکثریت شده و عنصر خویشاوندی تعیین کننده مناسبات سیاسی و اقتصادی می¬شود. توافقی محدود بوده که موجب گسترش بی سازمانی اجتماعی شده و سر از خودرایی قبیله ای درخواهد آورد. نظمی موقتی را ایجاد می کند که بی نظمی مداومی را به دنبال دارد.

شخصیت هایی را پرورش می دهد که به جای اندیشیدن به منافع کشور، منافع فردی و حداکثر جمع محدودی در سپهر یک قبیله، ایل یا طایفه را در نظر می گیرند. به عنوان یکی از عوامل خشونت و نزاع های جمعی عمل می کند و در نهایت فرایند توسعه این مناطق را با خطر جدی مواجه می¬کند.

می توان گفت تجربه چندین دوره انتخابات مجالس شورای اسلامی و انتخابات شوراهای شهر و روستا در این مناطق نشان داده است وفاقی که در زمان انتخابات در این مناطق شکل می گیرد از نوع وفاق انفعالی، غیرقراردادی و خاص گرایانه است.

آنچه ایران در هزاره سوم میلادی به آن نیاز دارد، وفاق فعال، قراردادی، فراگیر و از نوع عام گرایانه آن است؛ این نوع از وفاق، در پرتو مشارکت همه افراد، گروه ها، اقوام، ایلات و طوایف در عرصه تصمیم گیری، اجرائی و نظارتی محقق می شود و چتری را می گستراند به اندازه تمامی ساکنان این سرزمین و راهی را برای توسعه ایران باز خواهد کرد.

*برای مطالعه کامل این یادداشت به نشانی زیر مراجعه فرمایید:

http://sharghdaily.com/fa/Main/Detail/86005/%DA%AF%D8%B3%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%D8%9F

 

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *