سوگواری اعداد، وقتی مرگ«مریم»می‌چیند

میرزا

……………………….

 ✍️ مهران‌نیوز/ خداداد ابراهیمی

اسفندماه ۱۳۷۶ بود که اتوبوس حامل دانشجویان ریاضی شرکت‌کننده در بیست و دومین دورهٔ مسابقات ریاضی دانشجویی، که در آن تیم متشکل از ایمان افتخاری و حسین نمازی در آن رتبهٔ اول کشور را کسب کرده بودند، که از اهواز راهی تهران بود به دره سقوط کرد و طی آن شش تن از دانشجویان نخبهٔ ریاضی دانشگاه صنعتی شریف جان باختند و مریم میرزاخانی از جمله دانشجویان بازمانده از این سانحه بود که بعدها سرطان او را از پای درآورد.
واکنش‌های مردمی و شخصیت‌های علمی و فرهنگی در مرگ او حاوی تأسف و درد وحسرت بود. برخی برایش شعر و مرثیه سرودند برخی هم تصنیف زنده یاد محمد نوری (جان مریم ) را  آهسته و اندوهبار زیر لب زمزمه کردند. مراکز علمی درسوگش تسلیت ها گفتند.حتی اعداد سوگوارش شدند.چرا که او عاشق اعداد بود.عددها گل‌های باغ دانش او بودند، عددهایش جهان را خیره کرده بود. مریم خود بی نهایت عدد بود. او به تنهایی یک عدد نامدار جهانی بود. چرا که فرمول‌ها درفرمانش بودند، هیچ معادله‌ای برایش مجهول نبود جز مرگ که معادله زندگی‌اش را به هم ریخت .
چه مایه افتخارآور بود برای ایران وردپای افتخارآفرینی‌اش بربام جهان هویدا بود . در هنگ کنگ (۱۳۹۴) و درکانادا (۱۳۹۵) که برندهٔ مدال طلای المپیاد جهانی ریاضی شد. نخستین دختری که در المپیاد ریاضی ایران طلا گرفت او سپس در سال ۱۹۹۹ مدرک کارشناسی خود را در رشتهٔ ریاضی از دانشگاه شریف و دکتریِ خود را در سال ۲۰۰۴ از دانشگاه هاروارد به سرپرستی کورتیس مک‌مولن، از برندگان مدال فیلدز، گرفت .
از او به‌عنوان یکی از ده ذهنِ جوان برگزیدهٔ سال ۲۰۰۵ از سوی نشریهٔ پاپیولار ساینس در آمریکا و ذهن برتر در رشتهٔ ریاضیات تجلیل شد. برنده جوایزی چون جایزه ستر از انجمن ریاضی آمریکا در سال ۲۰۱۳ و جایزهٔ کلی بود. وی از یازدهم شهریورماه ۱۳۸۷ ( اول سپتامبر ۲۰۰۸) در دانشگاه استنفورد استاد دانشگاه و پژوهشگر رشتهٔ ریاضیات بود .
به هرحال مرگ گاهی ریحان، گاهی هم “مریم “می‌چیند.
مرگ مریم میرزاخانی نخبه بین المللی ایران که تاثر در میان فرهیختگان، دلسوزان و عموم جامعه را به دنبال داشت یک ضایعه علمی و تلنگری بود برمسئولان و نمایندگان مجلس که به عنوان نمایندگان ملت در برابر فرار مغزها و نخبگان تدابیر لازم اتخاذنمایند و ازخروج صدها «مریم» نخبه از کشور ممانعت و تکریم مغزهای اندیشمند جوان داخل کشور را در دستور کارخود قرار دهند ضمن اینکه هوشمندانه درباره مسئله تابعیت تجدیدنظر نمایند.
درکوچ غریبانه مریم میرزاخانی چه می‌توان گفت؟!
جز یادکردی از او با شعری از سهراب سپهری که مرگ اونیز غریبانه و آسمانی بود؛
و نترسیم از مرگ …
مرگ وارونه یک زنجره نیست
مرگ در ذهن اقاقی جاریست
مرگ در آب و هوای خوش اندیشه نشیمن دارد
مرگ گاهی ریحان می‌چیند …

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *