………………..
✍مجتبی تابش
بیتردید «برف بازی» نشانهای از امید به زندگی و شکرگزاری خداوند است. زمستان امسال که در میانهی آن قرار گرفتهایم، آسمانی تعطیل و ابرهای خسیس و روزهای برفیاش، انعکاسی از چهره زمستان واقعی نداشت. اما دیدیم که چگونه با بارش اولین برف، مردمی که در میان روزمرگی هایشان شادی را جستجو می کردند در همان ساعات اولیه بارش، خطرات جادهای و مخاطرات آب و هوایی را به جان خریدند و در کوهپایه ها و گردنههای صعب العبور، نزدیک تونل آزادی و دره ارغوان ایلام، به شادی و برف بازی پرداختند تا شاید لحظاتی از غمها و رنجها بهدور باشند.
با بررسی دقیق چنین اجتماعات ناگهانی و بدون برنامههای از پیش تعیین شده، به حلقهی مفقودهی مهمی میرسیم که از نگاه صاحب نظران و رسانهها مغفول مانده است؛
«حلقهی مفقودهی شادی اجتماعی با زمینههای فرهنگی …»
مردم نیازمند زمانها و مکانهایی هستند که فارغ از دغدغههای اقتصادی و سیاسی، در محیطی امن، جمع شوند و شادی های اجتماعی و فرهنگی را به عنوان سپاسگزاری نعمتهای خداوند، انعکاس دهند و لحظات پرنشاطی را کنار هم سپری کنند.
اگر مکان مناسب و زمان این اجتماعات شاد با همراهی و هماهنگی متولیان فرهنگی و انتظامی استان همراه باشد، می تواند در کاهش بسیاری از آسیبهای اجتماعی موثر بوده و در جامعه امید آفرینی تولید کند. خصوصا در میان نسل جوان و نوجوانانی که طرفدار برپایی این گونه جشنهای اجتماعی ، فرهنگی در دل طبیعت هستند.