کاپیتان «شوشع» در دو نیمه فوتبال و سیاست!

……………………

مهران‌نیوز- خداداد ابراهیمی

نیمه‌ی اول: «شوشع» الجزایری تبار، ۳۹ ساله، عاشق فوتبال و کم‌توان ذهنی است. او این روزها همزمان با جام ملت‌های آسیا، در شبکه‌های اجتماعی «تیک‌تاک» و «اینستاگرام»، شهرتی مثال‌زدنی یافته و توجه میلیون‌ها نفر از کشورهای عربی را به خود جلب کرده است.صفحه اینستاگرامش را بیش از ۶ میلیون نفر‌ دنبال می‌کنند و «کریستیانو رونالدو» و «کیلیان امباپه» نیز آن را تعقیب می‌کنند.

در کلیپ‌های مختلفی از او می بینیم که چگونه شوشع، مصمم و جدی وارد میدان می شود و عاشقانه به سمت توپ و دروازه حمله می کند اما‌ ناجوانمردانه بازیچه و مضحکه‌ی تماشاگرنماها می‌شود؛

دروازه خالی‌ست، شوشع با پیراهن شماره ۱۰ پا به توپ، به سمت دروازه‌ی حریف، یورش می‌برد. او می‌خواهد توپ را شوت کند اما پایش روی توپ جفت و جور نمی‌شود و نقش زمین می شود تا هزاران تماشاچی حاضر در اطراف زمین فوتبال باحسرتی ساختگی فریاد بکشند؛

«آه یا شوشع! حیف شد که گُل نشد!»

شوشع مدام فول می کند تا توپ را تصاحب کند اما داور، خودش را به کوچه علی چپ می زند. شوشع که با دروازه خالی روبرو می شود، ناباورانه بازهم توپ را چند متر دورتر از چهارچوب دروازه به بیرون می زند.

دقایق پایانی مسابقه، هر دوتیم در توافقی پشت پرده، شرایط را برای گلزنی‌ کاپیتان شوشع فراهم می‌کنند و او گل اول را به دروازه تیم حریف وارد می‌کند. اما متوجه نمی شود که چرا هم مردم، هم داوران و حتی تماشاگران طرفدار تیم حریف، از  گلزنی او خوشحال هستند و برایش هورا می کشند.شوشع، سرخوش و خوش‌خیال، به سمت تماشاچیان می دود و پشتک و وارو می زند و انگشت سبابه‌اش را عمود بر بینی و لبان خود می چسپاند که؛«منم فوتبالیست بلامنازع و آقای گل جهان!»

نیمه‌ی دوم: هرچند که شوشع بالقوه انسانی شریف، خوش قلب و خوش‌باور است واگر فریب تشویق‌های دروغین، جوسازی‌های ساختگی و قهرمان سازی‌های تصنعی تماشاگرنماها نمی شد شاید هیچ وقت سراغ فوتبال نمی رفت و دستمایه طنز و ریشخند اطرافیان قرار نمی گرفت.اما بُعد توهم قهرمان بودن و خودشیفتگی بی حد وحصر وی، تمثیل سزاواری‌ست برای سباستمداری که سیاست نمی‌داند، اما ملعبه‌ی لیدرهای سیاسی قرار می گیرد، شاهد ملموسی برای وزیری‌ست که کیاست ندارد اما در چاه ویل مقام و منصب رانتخواران می افتد، مثال روشنی است برای نماینده‌ای که الف‌بای پارلمان را نیاموخته اما فریب سوت و کف‌های تماشاگرنماها را خورده است همه و همه نمونه‌های بارزی از خودشیفتگی و توهم شوشع‌ها هستند که نتیجه حضورشان در عرصه سیاست و مملکت‌داری جز ویرانگری و بی حاصلی، منفعت دیگری نداشته است چرا که در بین اهالی پارلمان و مردان سیاست، کم نبوده‌اند کسانی که نه به واسطه صداقت و ساده‌لوحی شوشع‌مآبانه، بلکه به واسطه قدرت طلبی، مفتون سوت و کف‌ها و تشویق‌های کذایی دلالان انتخاباتی و سیاسی، در نقش«شوشع» زمانه‌ی خود ظاهر شده‌اند تا شاید دری به تخته بخورد و کرسی مجلس و میز و منصب وزارتخانه‌ها را تصاحب کنند که هم خود و هم جامعه را به بیراهه کشانده‌اند‌ و فرجام مدیریت فشل آنان، چیزی نبوده جز اینکه جامعه را به سمت باتلاق اقتصاد بیمار و سیاست سر درگم و نظام اداری شکست خورده، سوق داده‌ و مردم را در مخمصه‌ی گرانی و تورم و بحران‌های مخرب و پُراز تباهی گرفتار کرده‌اند.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *