شادی، حلقه گمشده زندگی ایلامیان

Atch_73_wob0zbtwyrh

…………………………………………

✍️دکتر خلیل کمربیگی- جامعه شناس

چند سالی ست که ایلام با سیر فزاینده آسیب‌های اجتماعی روبه روست. به گونه‌ای که طبق آمارهای ارائه شده از منابع رسمی، نرخ برخی از این آسیب‌ها، چون خودکشی و قتل، در برخی از سال‌ها استان را به صدر جدول کشور کشانده است. در سال‌های آغازین بالا گرفتن نرخ خودکشی در ایلام، وحشت و ناراحتی، مردم و مسئولان را به فکر فرو برد؛ هر کس به دنبال راه  و چاره‌ای بود تا آن را درمان کند.
بر پایۀ همین احساس، تحقیقاتی هم صورت گرفت و حاصل آن تحقیقات منجر به ساخت مجموعه‌ای تفریحی در مرکز استان و کاشتن چندصد متر گل و چمن و افزایش چند وسیلۀ بازی و سرگرمی گردید. رنگ آمیزی‌ها و نقاشی‌هایی، چهرۀ غمگین برخی از دیوارها را شست و مراکز و مؤسساتی نیز،  برای رفع آن در ایلام پدید آمدند. کم کم احساسات فروکش نمود، رفع و دفع آسیب‌ها هم، به فراموشی سپرده شد؛ اما، فراموشی مسئولان منجر به کنترل آسیب‌های اجتماعی نشد، به طوری که علاوه بر خودکشی، آسیب‌های دیگری چون قتل، طلاق، اعتیاد و … دامن استان را  فرا گرفت تا  ایلام خود را در محاصرۀ آنها ببیند و چاره‌ای جزء تسلیم نداشته باشد.
شاید بتوان گفت یکی از ریشه‌های اصلی گسترش آسیب‌های اجتماعی ایلام پایین بودن فرهنگ شادی و نشاط در این دیار است. ساکنان این سامان، پیش‌تر به سبب بافت عشیره‌ای و سبک زندگی عشایری، از میزان شادی بالایی برخورد بودند؛ چرا که نحوۀ  زندگی بر پایۀ این سبک و زیستن در دامان طبیعت، غم را از دل‌ها می‌زدود و شادی همراه همیشگی آن بود؛ اما، با گسترش فرهنگ شهرنشینی و یکجانشین شدن مردم، آنها با سبک زندگی جدیدی مواجه شدند که اغلب آمادگی انجام آن را نداشتند. زندگی در شهر الزامات خاص خود را می‌طلبید و بدین‌گونه، گذار از شیوۀ پیشین و ورود به شیوۀ جدید زندگی، به همراه اثرات زیان بار جنگ، جامعۀ ایلام را دستخوش بحران افسردگی نمود.  دیگر از شادی‌های جمعی سابق، جلوه‌های کمتری دیده می‌شد، آوای شاواز و  شادی از میان درختان سبز ششدار به گوش نمی‌رسید، رنگ و شکل لباس‌ها و سبک پوشش مردم تغییر یافت و با گسترش دامنۀ جنگ بر تعداد مرثیه سرایان افزوده شد و نوحه‌سرایی، فزونی بیش از پیش یافت و به جای انجام فعالیت‌های شادی‌بخش و نشاط آور جمعی و کم خطر، عده‌ای از جوانان و در مجموع،  مردم این دیار به وسایل و راه‌هایی روی آوردند که هم پر خطر بود،  هم آنها را به انزوا می‌کشاند.  افسردگی و خشونت با قشر نوجوان همراه شد و بنابر نتایج تحقیقات به عمل آمده، ارزش لذت جویی در منتهی‌الیه سلسله مراتب ارزشی دانشجویان این سامان جای گرفت. نظام اداری با کاهش اخلاق در کار مواجه شد و فاصلۀ زیادی بین آنچه نظام اداری از کارکنان خود انتظار داشت با آنچه که در عمل از آنها دیده می‌شد، به وجود آمد تا این‌گونه، انگیزه و نشاط از کار گرفته شود.
بر مشتریان مجالس فاتحه خوانی در مساجد، تکایا و حسینیه‌ها افزوده شد و مراسم‌ جشن عقد و عروسی جذابیت پیشین خود را از دست داد. عده‌ای از نوجوانان و جوانان به جای تکیه بر بازی‌ها، سرگرمی‌ها و راه‌های شادی بخش ملی و محلی، به مسائلی روی آوردند که بیرون از مرزهای این سرزمین ترویج می‌شد، بالا گرفتن قدرت خرید مردم و بهبود وضعیت اقتصادی آنها نیز، سبب گرایش به تنوع، شادی‌بخشی و نشاط‌ آوری نشد؛ رنگ اغلب وسایل نقلیه در این شهر را رنگ‌های خنثی تشکیل دادند. این‌گونه سیلاب آسیب‌های اجتماعی، ایلام را در برگرفت و کمتر کسی یافت می‌شود تا فکری اساسی به حال این حوادث کند و از اثرات خسارت بار آنها بکاهد.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *