………………………..
دکتر احمد ایزدیطامه
یکی از مشخصههای توسعه یافتگی افزایش صادرات نسبت به واردات در یک کشور است. این قاعده ، یک استثنا بزرگ دارد و آن هم صادرات هوش است. کشورهایی که به سایر کشورها ، هوش و استعداد صادر می کنند بازنده اصلی این تجارت محسوب می شوند.
بنمایهی اولیه هوش عقلانی که انسانها به کمک آن می اندیشند ، طراحی می کنند ، می سازند و خلاقیت به خرج می دهند ، ذاتی و ژنتیک است و به همین دلیل نیز همه انسانها به یک میزان از آن بهره مند نیستند . بر اساس آمار موجود، تقریباً از هر صد نفر ، کمتر از انگشتان یک دست افراد پرهوش و نابغه هستند.
توسعه و پیشرفت یک کشور در گرو عوامل متعددی است که سرمایه انسانی خردمند و باهوش یکی از موثرترین آنها به شمار می آید. تصور توسعه و پیشرفت یک کشور ، بدون وجود چنین انسان هایی غیر ممکن است.
توسعه اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی و علمی ، یک کشور به شدت نیازمند حضور و به کارگیری انسانهای با استعداد و خلاق در سیاست گذاری، برنامه ریزی ، اجرا و نظارت و کنترل در ارکان مختلف کشور است. به همین دلیل هم کشورهای پیشرفته برای جذب چنین اشخاصی از هیچ کوششی دریغ نمی کنند.
بنابراین افراد هوشمند و با استعداد برای یک کشور ، از هر منبع ثروت دیگری مانند نفت ، گاز ، مس ، طلا و جواهر ارزشمندتر هستند ، زیرا از یک طرف استفاده اثربخش از هر منبع دیگری در یک کشور نیازمند انسان های باهوش و مستعد است و از سوی دیگر ، سایر منابع یک کشور ، سرانجام زوال می یابند ، اما هوش و استعداد ، مجدداً هوش و استعداد می زاید و تولید می کند.
بنابراین کشورهایی که با ایجاد شرایط ناامن، امکان مهاجرت نخبگان ، نوابغ و افراد باهوش خود را فراهم می سازند ، در واقع بزرگترین ثروت خود را از دست می دهند و آینده خوبی برای آن کشورها متصور نیست. مهاجرت نخبگان در یک کشور در درازمدت موجب کاهش خزانه هوش ملی می شود و این یعنی انتقال مهمترین ثروت یک کشور به بیرون . نکته کمیک مسأله در ایران این است که این خزانه ارثی هوش عمدتاً به کشوری منتقل می شود که از دیدگاه سیاستمداران ، دشمن شماره یک کشور محسوب می شود.
کسانی که قصد تمدنسازی نوین در ایران را دارند باید به خاطر داشته باشند که این کار نیازمند ذکاوت ، نبوغ ، هوش و استعداد است و از عهده بله قربان گویان کم استعداد و پخمه برنمیآید.