……………………..
✍ بهروز سپیدنامه
سه شنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۲ یک اتفاق خجستۀ دیگر، مانند سیبی که زمین را به سمت خود کشید در یک دورهمی صمیمی از هنرمندان و اهل نظر، رقم خورد.
این بار، استاد بهادر مرادخانی و همسر ارجمندش بانو شادی نوروزی در آموزشگاه موسیقی «نی لبک» میزبان دورهمی «اتفاق» بودند. وحید اسدی نیا ی عزیز، برنامهریز این محفل بود که با اجرای زیبا و هنرمندانۀ علیرضا آقایی به کمال رسید، اتفاق مجموعهای از حسن و ملاحت است:
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
آری به اتفاق جهان می توان گرفت (حافظ)
بهانۀ زیبای این دورهمی، تجلیل از شاعر و نویسندۀ صاحب نام ایلامی استاد محمدرضا رستمپور بود. به تجلیل از این ارجمند، سخنهای زیبا گفته شد و موسیقی روح فزا، نواخته و نوای دلنشین آواز جاری شد.
دکتر محمد علیاکبرِی، استاد محمدعلی قاسمی، استاد علیاشرف صندوقآبادی، استاد وحید اسلامی، استاد پرستو وحیدی و بهروز سپیدنامه، به تکریم از محمدرضا رستمپور سخن گفتند. استاد مهدی منصوری با تارنوازی و استاد بهادر مرادخانی با آواز، مجموعۀ گُل را کامل ساختند.
بهروز سپیدنامه در بخشی از سخنان خود اظهار داشت: در خلق هر اثر هنری دو وجه وجود دارد. یک وجه تکنیک و رعایت قواعد و وجه دیگر، صفای درون و «آن» است و این صفای درون، گاه بر تکنیک می چربد:
شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد
بندۀ طلعت آنیم که «آنی» دارد
و / یا:
داند آنکس که آشنای دل است
که صفای خط از صفای دل است
گاه با آثاری نظیر تابلوهای خوشنویسی مواجه می شویم که در نهایت قدرت و استحکام نوشته شده اند اما برخی از آن ها نسبت به سایر آثار هم تراز از حلاوت و ملاحت بیشتری برخوردارند. این شیرینی، مربوط به صفای درون هنرمند است.
هرگاه هنرمند با اثر خود به اتحاد برسد، اتفاقی که باید بیفتد خواهد افتاد و اثر بر دل خواهد نشست. اتحاد بین صاحب اثر و اثر ، اتحاد بین اسم و مسمی است و در این حالت است که به تعبیر سهراب سپهری واژه خود باد و واژه خود باران میشود. یعنی وقتی باد و باران را بر کاغذ مینویسیم، باد خواهد وزید و باران خواهد بارید.
شعرهای محمدرضا رستم چون از دل برآمده اند بر دل می نشینند. بین محمدرضا و آثار او اتحاد وجود دارد. شعرهایش وقوعی و برایند تجربۀ زیستۀ اویند. این ویژگی، مقامی است بلند که هر کس را یارای رسیدن به آن نیست.
برای محمدرضای عزیز ، همسر گرانقدر و دختران نازنیناش، آرزوی بهترینها را داریم.
پ ن:
واژه باید خود باد / واژه باید خود باران باشد (سهراب سپهری)
زین آتش نهفته که درسینۀ من است / خورشید شعله ای است که در آسمان گرفت (حافظ)