پایگاه خبری مهراننیوز-دکتر بهروز سپیدنامه
در ادبیات سیاسی، اپورتونیسم (Opportunism) به «فرصتطلبی»، پی فرصت مناسب بودن برای رسیدن به اهداف شخصی بدون اعتقاد به اصولی خاص معنا شده است. اپورتونیست، فرصت طلب و ابنالوقت است. برای حفظ منافع خود «نان به نرخ روز» میخورد. مبنای عمل او، نوعی «عقلانیت ابزاری» و انگارهی «هدف وسیله را توجیه میکند» است. بر اساس این منطق، ارزشهای اخلاقی و انسانی، جایگاهی در نظام معنایی و کنشی او ندارند. او خود را با هر شرایطی تطبیق میدهد و به عبارتی «حزب باد» است. همواره همنوا و همدستان حزب و جریانی است که در موضع نیرومندتری قرار دارد. همیشه جهت مسیر خود را براساس منافع تنظیم میکند.
نمود جدید اپورتونیستها را میتوان در موجسواری دلالانی یافت که نه در میدان سیاست که در ساحت اقتصاد و بازار، میدانداری میکنند. این گروه در سطوح کلان، میانی و خُرد ایفای نقش مینمایند و دگرگونی اوضاع اجتماعی، بهترین فرصت برای انتفاع اقتصادی آنان است.
پییر بوردیو برای تبیین این شرایط در فضای اجتماعی، از مفهومی به نام «ناسازی» (Hysterics) یاد میکند. از نظر بوردیو، این مفهوم– مانند آنومی دورکیم- ناظر بر زمانی است که انسانها سقف ارزشي خود را از دست ميدهند و اعتبار خوب و بد نزد آنان از بين ميرود. معیارها نابود میگردند، انسانها مردد ميشوند. وضعیت ناسازی سبب میشود تا گروهی بر موج شرایط نابسامان سوار شده و حداکثر استفادهی خود را از وضعیت موجود بنمایند. نظیر کسانی که در شرایط نابسامان اقتصادی، با خرید و فروش سکههای طلا به سودهای کلانی دست مییابند. بورديو اذعان میکند که موجسواران با تعریف فضای اجتماعی جدید، خود را در سلسله مراتب اجتماعی بالا میکشند و دیگران با از دست دادن موقعیتهای پبشین، سقوط مینمایند.
شرایط ناسازی در جامعه، کم هزینهترین شرایط برای منتفع شدن است. به عبارتی دیگر، رقم زنندهی شرایط «سواری مجانی» (Free Riding) در جامعه است. سواری مجانی به وضعیتی اطلاق میشود که فرد برای به دست آوردن حداکثر مطلوبیت و نفع، حداقل هزینهی ممکن را پرداخت میکند. نظیر کسانی که برای رسیدن به مقصد، از وسیلهی نقلیهی همکاران خود به صورت علیالدوام، استفاده میکنند.
چند سالی است که در ایام اربعین، شاهد حرکت گستردهی مردم مشتاق ایران اسلامی به قصد زیارت مضجع شریف حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و سایر بقاع متبرکه در کشور عراقیم. گستردگی این خیزش تودهای به اندازهای است که امروزه از آن به عنوان «پروژهی اربعین» یاد میشود. پروژهای که ستادی مستقل در وزارت کشور، مسئول تصمیمسازی و تصمیمگیری در خصوص آن است.
استان ایلام از جمله استانهای مرزی غرب کشور است که نزدیکترین و امنترین پایانهی مرزی (ایران – عراق) بهشمار میرود. این استان، هر ساله شاهد تردد موج عظیمی از زوار ایرانی عازم کشور عراق و زوار عراقی بقاع متبرک موجود در ایران است. چنین اتفاق مبارکی با برنامهریزی دقیق میتواند فرصتهای فراوان اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برای استان ایلام ایجاد نماید. از سویی دیگر، هر گونه اهمال در برنامهریزی و نظارت میتواند موجبات فروپاشی سرمایهی اجتماعی را فراهم سازد.
تحلیل جامع «پروزهی اربعین» و آوردهی آن برای استان ایلام، مجال گستردهتری را میطلبد، اما در این مقال، تنها به یک مورد، فرصتطلبی اشاره میشود که در صورت استمرار و عدم دخالت نهادهای نظارتی، میرود که با منطق کاسبکارانهاش، باورها را خدشهدار نماید.
قبل از ورود به فضای اربعین، شاهد باز بودن سامانهی اینترنتی فروش بلیت اتوبوس بودیم. ترمینالهای مساقربری نیز طبق روال معمول و بر اساس تعرفههای مصوب، اقدام به فروش بلیت مینمودند. اما با نزدیک شدن به ایام اربعین، شاهد به هم خوردن اوضاعیم. تمامی سامانههای فروش بلیط ایلام و حتی کرمانشاه بسته میشوند (خصوصاً مسیر تهران – ایلام) و هنگام جستجو با این پیام مواجهه میشویم: « متاسفانه برای این مسیر برای تاریخ مورد نظر شما اتوبوسی وجود ندارد». یا «ظرفیت تکمیل است». با تعاونیها تماس که میگیریم با پاسخهای متنوع زیر مواجه میشویم:
– باید صبح روز مورد نظر بیایید اگه بلیت بود، میفروشیم.
-اتوبوسها به صورت دربستی اجاره میشن رو همین حساب، سامانه فروش بلیت اینترنتی بسته میشه.
– یه اتوبوس دربستی حدود سه الی چهار برابر فروش بلیت از طریق سامانه برای ما سود داره. مگه مغز خر خوردیم که از طریق سامانه بلیت بفروشیم؟
– اگه روز مورد نظر هم بلیت داشته باشیم به قیمت تهران – مهران از شما پول می گیریم یعنی حدود ۱۵۰ الی ۱۷۰ هزار تومان.
گران شدن بلیت هواپیما از یک سو ، انحصاری شدن فروش بلیتهای اتوبوس از سویی دیگر، سبب سردرگمی قشر عظیمی از مردم طبقهی متوسط و فقیر جامعه شده است که یا بیمارند، یا دانشجو، یا گرفتاری اداری دارند و یا عازم تهرانند و یا قصد دارند از تهران به شهر و دیار خود بازگردند.
ناسازی موجود، بهترین فرصت را برای «فرصتطلبان» و «سوارکاران مجانی» فراهم ساخته است،که در صورت عدم دخالت نهادهای نظارتی، فرصت اربعین به تهدیدی برای سرمایهی اجتماعی مبدل خواهد شد. تهدیدی که فرجام آن بازتولید نظام طبقاتی و ضربه خوردن قشر آسیبپذیر جامعه است.
هربرت اسپنسر با نصبالعین قرار دادن تئوری «تنازع برای بقا» و «بقای اصلح»، داروین، با هرگونه مداخله دولت در فعالیتهای خصوصی مخالف بود. از نظر او، رقابت، موجب میشود تا افردی که به لحاظ زیستشناختی و اجتماعی صلاحیت ندارند، نابود شوند. دیدگاه فردگرایانه اسپنسر و اعتقادش به اقتصاد آزاد، با استقبال گرم سرمایهداران آمریکایی مواجه شد، چرا که برای آنان توجیه پسندیدهای فراهم میکرد تا موقعیت ممتازشان را به فضائل برترشان نسبت دهند.
اما ما در نظامی اسلامی زندگی میکنیم که بُنمایهی آن، معارف پیامبری است که رسالت خود را اتمام مکارم اخلاق دانسته است؛ لذا زیبنده نیست که عدهای معدود با منطق کاسبکارانهی خویش، ابتداییترین حق شهروندی را از طبقهی متوسط و فقیر بستانند.