جنگها تمام نخواهند شد وجهان پراز ناعدالتی باقی خواهد ماند. خانهها با خاک یکسان میشود اما در نهایت هیچ ملتی برای همیشه از تاریخ حذف نخواهد شد.
سجاد بهزادی – به تازگی تصاویری از غزه منتشر می شود که نشان می دهد بخش های وسیعی از این شهر با خاک یکسان شده است. این صحنههای غمبار، انسان را به یاد بمب های آمریکا بر سر مردم هیروشیما در ژاپن وهمچنین جنگ افغانستان و عراق میاندازد.
بمبی که آمریکا در آگوست ۱۹۴۵ روی هیروشیما پرتاب کرد، هزاران نفر را بلافاصله و حدود ۱۴۰ هزار نفر را تا پایان همان سال کشت. این بمب از نوع «اورانیوم» بود که با حدود سیزده کیلو تن نیرو منفجر شد. آمریکا در جنگی دیگر خانه به خانه به دنبال طالبان در افغانستان میگشت و حتی بزرگترین بمب غیراتمی خود را بر مواضع داعش در افغانستان انداخت. بمبی که با عنوان «مادر تمام بمبها» شناخته می شد و ۹متر طول و حدود ۱۰ تن وزن داشت.
در اتفاقی دیگر، در حمله ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ دو هواپیما به برجهای دوقلوی تجارت جهانی در نیویورک برخورد میکند و این امر سبب شدآمریکا فصل جدیدی از جنگ و آوارگی را آغاز کند. به عراق حمله شد و بخش های وسیعی از عراق با خاک یکسان گردید.اسامهبنلادن رهبر و بنیانگذار گروه طالبان و ایمنالظواهری رهبر بعدی درجایی دیگر، غیر از عراق کشته شدند، انسان های زیادی به خاک سیاه نشانده شد، اما دوباره وپس از مدتی آمریکا متحد عراق در خاورمیانه شد.
تاریخ، جنگهای زیادی به خود دیده است که در این مجال تنها به چند نمونه از تازه های آن اشاره کردم.جنگها ویران کننده و خانمان سوز بود و شهرهای زیادی مانند امروز غزه با خاک یکسان شدند. اما امروز طالبان کجا هستند وآیا آمریکا توانست این قوم را از بین ببرد؟ طالبان نه تنها از بین نرفتند بلکه با افکار و ایدئولوژی خطرناک تر به قدرت دوباره رسیدند. از طرفی دیگر کشور ژاپن نیز پس از جنگ، پا به پای قدرت های جهانی متحول شده است.
جنگها تمام نخواهند شد وجهان پرازناعدالتی باقی خواهد ماند. خانه ها با خاک یکسان می شود اما در نهایت هیچ ملتی برای همیشه از تاریخ حذف نخواهد شد. کودک غزه می میرد و آن کودکی که می ماند با هزاران مشکل دست وپنجه نرم خواهد کرد و سرمای مدیترانه ای در انتظار او خواهد بود، ولی غزه از صحنه روزگار محو نخواهد شد.
بی عدالتی سخت است و همین طور که امروز جامعه غزه غرق مصیبتهای گوناگون است درجایی دیگر از این جهان هستی، ملتی درانتظار آخرین مدل گوشی آیفون به صف ایستاده است.
به قول اوغلو و رابینسون در کتاب «چرا ملت ها شکست می خورند» دقیقاً در همان زمان که یک نوجوان پانزدهسالهی انگلستانی تصمیم دارد برای مهمانی آخر هفتهی خود برنامه بریزند و دوستانش را دعوت کند، کودکی در آفریقای جنوبی به دنبال تکهای نان خشک برای خوردن میگردد تا از گرسنگی نمیرد.
بسیاری از رویاهای ما برای سایر افراد خاطره و تعداد زیادی از مشکلاتمان آرزوی برخی دیگر از مردم است. ما در دنیایی زندگی میکنیم که تا این اندازه بیرحم، خشن و ناعادلانه است. هرچند فقر مفهومی نسبی است، اما این فاصله و شکاف عظیم طبقاتی در سطح بینالملل را بههیچوجه نمیتوان عادی تلقی کرد.
ملت ها شکست می خورند اما هیچ ملتی برای همیشه پاک سازی نمی شود و یک روز دوباره زندگی به حالت عادی خود بر خواهد گشت. اما نکته مهم تر اینکه چرا در این عالم هستی، یک ملتی مشخص و یک دایره ای تعریف شده، مدام در جنگ و آواره گی باشد؟
گفته می شود حدود ۷۰ درصد جنگ و درگیری های نظامی در جهان در دایره ای است که یک طرف آن خاورمیانه وبخش هایی از آفریقاست. هنر سیاست مداران ما عبور از این وضعیت و رسیدن به پایداری در صلح و امنیت است. سایه جنگ چه بسا خطرناک تر از نوع جنگ باشد. خمیر مایه وجودی ما نباید با جنگ و سایه جنگ عادت کند.
ما در خاورمیانه برای رسیدن به توسعه پایدار باید از جنگ دور باشیم. سیستم تصمیم سازی واندیشه دولت های ما نمی تواند برای همیشه معطوف به حفظ وضع موجود باشد. ملت ها نمی میرند؛ اما نباید آنها را در سایه یک جنگ تمام عیار برای مدت طولانی نگه داشت. این وضعیت خود مانند یک مرگ تدریجی است.
تا دیروز گفته می شد«جنگ اوکراین سرآغاز یک نظم جدید جهانی است.» امروز وزیر دفاع اسرائیل میگوید «این جنگ(حمله اسرائیل به غزه) وضعیت جهان را برای همیشه تغییر خواهد داد.»
نسبت دولتها و ملتها با این جنگها؛ تعیین کننده آینده آنها خواهد بود. باید بپذیریم که نمیشود برای مدت طولانی بی ثباتی اقتصادی و سیاسی داشت و باید موقعیت خود را در ژئوپولتیک جهانی باز تعریف کنیم.