…………………..
امروز دوشنبه سوم مهر ۱۴۰۲ به دو دفتر فروش بلیط اتوبوس در مرکز ایلام مراجعه میکنم. اولی با یک قفل زرد، تعطیلی خود را پوزخند می زند.در دومین دفتر،یک مسافر عصبانی می گوید؛
_مسئولان مربوطه کجا هستند، چرا استعفا نمیدهند؟
دیگری با غرلند؛
_نه برای امشب بلیط دارین و نه برای فردا شب. این چه وضعیه؟
متصدی باجه با خونسردی:
_ فردا صبح تشریف بیارین شاید سرویس فوق العاده راه اندزی شد!
خسته و رنجور راهی ترمینال مسافربری ایلام می شوم.
یک راننده سواری فریاد میزند؛
_ تهران ۹۰۰ هزارتومان!
به محوطه خالی ترمینال نگاهی می اندازم. سرد و خالی و خاموش. گویی اینکه مسافران ایلامی، راهیکرمانشاه شدهاند تا شاید از آنجا عازم تهران شوند و یکی از صدها درد خود را درمان کنند.درانتهای ترمینال، فقط یک اتوبوس پارک شده است.بیدرنگ
به یاد قول مدیرکل راهداری ایلام میافتم؛
“رفع مشکل کمبود اتوبوس در ایلام تا پیش از اربعین ۱۴۰۲ رفع میشود”
اربعین تمام شد اما معضل اتوبوس هنوز تمام نشده است آقای معاون عمرانی، آقای مدیرکل، اتوبوس نیست،اتوبوس نیست، اتوبوس نیست!!