………....…..
✍ خلیل کمربیگی، دانش آموخته جامعه شناسی و پژوهشگر اجتماعی و فرهنگی
مقدمه:
از فرهنگ به عنوان كليد واژهی توصيف و تبيين بسياري از كنشها، حالات، آداب و رسوم، خلقيات، مناسک و آئينها و نمادهاي فردی و اجتماعی یاد میکنند كه در كالبد جوامع امروزي جريان دارد و در این میان، هنر به عنوان بخشی از فرهنگ، هم زبان بیان احساسات و عواطف بشری است و هم، انتقالدهنده و تداومبخش میراث آن است. جوامع زیادی توانستهاند از طریق همین عامل از خیلی از آسیبهای فردی و اجتماعی بکاهند؛ زخمهایی که نه سیاست و نه اقتصاد، نمیتوانست التیامبخش آنها باشد.
استان ایلام از معدود استانهایی است که از ضعف مفرط زیرساختهای فرهنگی و هنری رنج میبرد. مصداق بارز این کمبود، در عدم وجود حتی یک صندلی استاندارد و مخصوص سینما، یک خانه تئاتر، یک استودیو یا سالن مخصوص موسیقی، سالن کنسرت، فرهنگسرای جامع و موارد بی شمار دیگر است؛ این در حالی است که مرکز این استان در حدود پنج دهه پیش دارای سینما بوده است. سوال یا سوالاتی که در این زمینه اهمیت دارد این است که آیا مردم و بخصوص نسل نو، از نبود زیرساختهای مهم فرهنگی و هنری در استان ایلام، رنج نمیکشند؟ آیا این کمبود، از نظر مدیران این استان، یک مسأله به حساب نمی آید؟ آیا چون این استان از کمبود زیرساختهای اقتصادی، تورم و بیکاری رنج می برد، لذا زیرساختهای صنعتی، آب، راه و مسکن مهم بوده و فعلاً نیازی به زیرساختهای فرهنگی و هنری ندارد؟ آیا از نظر مدیران، طرحها و پروژههایی چون ایجاد ایستگاه پمپاژ آب، ایجاد تأسیسات فاضلاب، آبرسانی به پایانه مرزی، تأمین آب اراضی کشاورزی، ایجاد سد، احداث راه روستایی، توسعه کشت باغات، بسته بندی لبنیات محلی، پرورش قارچ خانگی، پرورش دام سبک و سنگین، تولید گیاهان دارویی، محصولات گلخانه ای، زنبورداری، پرورش ماکیان بومی و صدها طرح و پروژه کوچک و بزرگ دیگر مهم بوده، اما ساکنان این استان احتیاجی به سالن سینما، خانه تئاتر، سالن کنسرت، استودیو موسیقی، گالریهای هنری و سایر پروژهها و اماکن هنری ندارند؟ آیا تکمیل سازهای به نام «برج هنر»، که سالهاست در غبار کمبود اعتبار مانده، اهمیتی به مانند تأمین آب اراضی کشاورزی فلان نقطه از استان ندارد؟ آیا درک مدیران این دیار آن است که فقدان زیرساختهای فرهنگی و هنری در این استان، نقشی در بروز جرایم، آسیبها، افسردگی و خودکشی در این استان نداشته است؟ و به طور کلی، آیا در اولویتبندی موضوعات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، موضوع فرهنگ و هنر و توجه به هنرهای هفتگانه از موسیقی تا حرکات نمایشی، ترسیمی، تجسمی، ادبی، سینما و … در این استان در اولویت نیستند؟
پاسخ به این پرسشها را با رجوع به وضعیت زیرساختهای هنری استان، به علاقمندان حوزه توسعه، افکار عمومی و خوانندگان این متن واگذار میکنم. در این یادداشت، به اهمیت فرهنگ و هنر و تأثیر آن در نتایج سیاستگذاریها و برنامه ریزیها، با تأکید بر ارتباط فرهنگ و هنر با رشد اقتصادی پرداخته می شود.
متن:
در طول سدههای پیشین و در حوزه توسعه، جامعه جهانی پارادایمهای مختلفی را پشت سر نهاده است. بشر از آغاز سده ۱۸ تا نیمه اول سده ۱۹، پیشرفت، تکامل و توسعه را در توجه به رشد اقتصادی و گسترش تکنولوژی دید. به تدریج ضعف ها برجسته گشت و بشر وارد عصر توجه به سیاست و نهادهای سیاسی شد؛ اندیشمندان زیادی بر این باور بودند که اگر مسأله مشارکت سیاسی و تشکیل احزاب و نهادهای سیاسی و موارد دیگر حل شود، جامعه مسیر توسعه و تکامل را در پیش میگیرد. توجه به سیاست نیز نتوانست از آلام و رنج ها بکاهد. جهان خسته از دو جنگ جهانی، راهکار را در توجه به فرهنگ و ارزشهای انسانی دید. تقریباً از آغاز دهه ۱۹۶۰، نهادهای مرتبط بینالمللی، اندیشمندان، مدیران و سیاسگذاران، چاره کار را در توجه به فرهنگ دیدند و آن را پیش شرط هرگونه توسعه ای دانستند.
مطالعات این حوزه که گسترش یافت، فرهنگ با سایر حوزهها از جمله اجتماع، اقتصاد و سیاست گره خورد و منبع اندیشه، ثروت و قدرت به حساب آمد؛ تا جایی که عنوان شد اگر جامعه را به درخت تشبیه کنیم، ریشه این درخت فرهنگ است. بدین گونه ریشه، منبع تغذیه تمام اجزای درخت شد و نقش موثر آن در بالندگیهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی آشکار گردید. اگر روزگاری بشر، فرهنگ را بخش مهمی از این درخت نمی پنداشت، اکنون، توجه به فرهنگ، محور اصلی توسعه شمرده شده و نقش آن در تمامی ساحت های زندگی آشکار گردیده است.
یکی از مهمترین اجزای فرهنگ، بخش هنر است که از مهمترین عوامل نگهداشت هویت یک جامعه به شمار میرود. کارکردهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و مذهبی هنر بر کسی پوشیده نیست؛ تا جایی که از هنر به عنوان اکسیر اجتماعی و روح جامعه یاد میشود. منبع تولید عواطف و احساسات جامعه و برپا کننده وفاق اجتماعی بوده و نقش موثری در تعالی معنوی جامعه دارد.
بر همین اساس علاوه بر شاخههای متعدد هنری، اغلب علوم نیز، ارتباط خود را با هنر برقرار نمودهاند تا آن جا که سالانه کتب و مقالات متعدد در زمینه تاریخ، روانشناسی، جامعه شناسی، اقتصاد و دهها رشته علمی دیگر، مرتبط با هنر منتشر می شود. به عنوان نمونه، امروزه از اقتصاد فرهنگ و هنر سخن به میان می آید. در این شاخه از اقتصاد، صحبت از تولید و مصرف فرهنگی و هنری است و هرکدام از هنرهای هفتگانه، بسان کارخانه و کارگاه، منشاء تولید ثروت می شوند. بازار فیلم، بازار موسیقی، بازار تئاتر، بازار مجسمه و دهها بازار دیگر شکل میگیرد. خوشنویسیهای پیمان ساداتنژاد، شمسالدین مرادی و مرحوم فرجالله بازیار، دوزله علیدوست فلاحتی و آواز محمدجواد شوهانی، بازی بازیگران سینما چون نوید محمدزاده و علی شادمان، تئاتر سعید خیرالهی و مصطفی کولیوندی، فیلمهای جعفر نورمحمدی و وحید اسلامی، مستندهای مهدی نورمحمدی و فتحالله امیری، عکسهای منوچهر تتری و سیروس لطیفیان، و … خریدار پیدا میکنند. آثار نقاشی فلان هنرمند ایلامی بر زمین نمی ماند. اگر گردشگرانی، به ایلام وارد شوند به نظاره صنایع دستی ایلامیان مینشینند. عروسی در ایلام را تماشا میکنند. افرادی حاضرند به هر قیمتی، کالاهای هنری تولید هنرمندان ایلامی را خریداری کنند.
باید دانست نماد هویت این استان، کارگاه و کارخانه نیست؛ هرچند همه اینها در جای خود بسیار اهمیت دارند، اما ایرانیان، ایلام را با شعر، ادبیات، موسیقی، زبان، پوشش، آداب و رسوم و عوامل فرهنگی میشناسند. گردشگرانی که به ایلام وارد می شوند، در برگشت، سخنی از پتروشیمی و نفت و گاز نمیگویند؛ بلکه از رقص و آواز، زبان و لهجه، پوشش و آداب و رسوم مردمان این دیار خواهند گفت. علاوه بر صاحب نظران علمی و پزشکان حاذق، ایلام با هنرمندانش بهتر قابل معرفی است تا نفت و کشاورزی.
در تاریخ ایران زمین نیز چنین بوده است. نماد هویت ایران شعر، ادبیات، موسیقی، معماری و هنر بوده تا صنعت و معدن. بر این مبنا، این موضوعات فرهنگی و هنری ایرانیان بوده که در ادوار مختلف مورد توجه جهانیان قرار گرفته است و اتفاقاً از زمانی مردم این سرزمین مورد بی احترامی و استثمار قرار گرفتند که کالایی اقتصادی به نام نفت در این کشور اولویت داده شد و اهمیت یافت. امروز هم، اگر گردشگری به اصفهان وارد میشود، به بازدید و تماشای میدان نقش جهان و بازار هنرهای دستی آن مینشیند نه کارخانه ذوب آهن. قلم کاری هنرمندان اصفهانی به او نشان داده می شود نه تیرآهن و میلگرد ۶ و ۸٫
بنابراین اگر اولویت را به رشد اقتصادی هم داده باشیم و خواهان جذب سرمایهگذار و گردشگر در این دیار هستیم، با پرورش روح زیباییشناسانه و هنری و ترویج فرهنگ و هنر بهتر و راحت تر میتوان به آن رسید؛ چراکه وجود ارزشهای زیبایی شناسی و هنری، مشوق امنیت سرمایه گذاری، کاهش دهنده جرایم و آسیب ها بوده و تولیدات و کالاهای فرهنگی، بسی زودتر و راحت تر از کالاهای اقتصادی این دیار خریدار خواهند داشت. مدیران و برنامه ریزان این استان، بایستی به این مهم برسند که امروزه سرمایه فرهنگی، به راحتی قابل تبدیل به سرمایه اقتصادی است و همین توجه به مقوله فرهنگ و هنر، ضمن برآورده نمودن نیازهای بسیاری از ساکنان و به ویژه نسل نو، موجب گسترش امر تولید و ثروت اقتصادی خواهد شد.
فارغ از بُعد اقتصادی موضوع، که با هدف توجه اذهان مدیران و برنامهریزان اقتصادی استان بر آن تأکید شد، ضرورت وجود زیرساخت های فرهنگی استان، بارها از سوی صاحب نظران و تحصیل کردههای استان عنوان شده است. این کمبود زیرساخت های فرهنگی و هنری در استان تا جایی خود را نشان داده که در پژوهش مشترکی که نگارنده با همکاری علی فیض اللهی در سال ۱۳۹۸ انجام گرفت، کمبود زیرساخت های فرهنگی و هنری در استان از نگاه صاحب نظران، در رتبه سوم مسائل فرهنگی استان قرار داشت. از سویی دیگر نتایج پژوهش دیگری که توسط نگارنده با عنوان “سلسله مراتب ارزشی دانش آموزان ایلامی” و در سال ۱۳۸۸ انجام گرفت، نشان داد که در بین ارزش های دانش آموزان ایلامی، ارزش های زیبایی شناسی و هنری در سطح پایینی قرار داشت و پیامد پایین بودن ارزش های زیبایی شناسی و هنری، گسترش آسیب هایی چون خشونت، دیگرکشی و خودکشی است که متاسفانه بی توجهی به نتایج پژوهشها، باعث روبرو شدن با پیامدهای منفی آن شده تا جایی که امروزه حتی فرد سرمایهگذاری که قصد سرمایهگذاری در این استان را دارد، جرأت ورود به این میدان پرخطر و ناامن را نخواهد داشت.
نتیجه:
در زمینه اهمیت هنر و هنرمند و چرایی آن، از زمان پیدایش بشر تاکنون، سخن بسیار گفته شده و بخش مهمی از فرهنگ و جامعه بشری به شمار رفته است. هدف از نگارش این یادداشت، برشمردن کارکردهای مختلف هنر و نقش آن در تعالی و تکامل جامعه نیست؛ بلکه لزوم توجه مدیران و برنامه ریزان استان ایلام به اهمیت مقوله فرهنگ و هنر در رشد اقتصادی و توسعه پایدار استان و کاهش برخی از آلام و رنج های ساکنان این دیار است. اگر امروزه از مفهومی به نام توسعه پایدار سخن به میان می آید، بدین معناست که در برنامه ریزی های توسعه ای، نه تنها توجه به همه نیازهای شهروندان اهمیت دارد، بلکه بایستی نیازهای نسل آتی نیز لحاظ شود. بی توجهی به برخی نیازها و برجسته کردن برخی دیگر، ما را از هدف برنامه ها، که تامین امنیت و آسایش شهروندان بوده، دور خواهد کرد. ارزش های زیبایی شناسانه و هنری، چون ارزش های سیاسی، اقتصادی و مذهبی برای شهروندان اهمیت دارند. اگر پزشک برای کارش، نیازمند بیمارستان و مراکز درمانی است، تحصیل کرده های حوزه هنر نیز نیازمند سینما، خانه تئاتر، استودیو موسیقی، گالری های هنری، سالن کنسرت و … می باشند. هنرمند نیز باید مکان و بازاری برای تولید و فروش کالاهای خود داشته باشد. کشورهای در حال توسعه، همان گونه که بایستی در حوزه های راه، آب و غیره زیرساخت هایی را فراهم کنند که شهروندان به آن ها نیاز دارند، زیرساخت های حوزه فرهنگ و هنر نیز از نیازهای اساسی است. بی توجهی به این امر، ضمن کم اثر نمودن برنامه ریزی ها، پیامدهای منفی و آسیب های زیادی را برجای گذاشته که نمودهای آن را در این استان شاهدیم. بسیاری از هزینه هایی که برای پیشگیری از جرم، آسیب های اجتماعی و برقراری امنیت فیزیکی مصرف می شود، اگر به ایجاد زیرساختهای فرهنگی و هنری در استان اختصاص می یافت، امروزه کمتر شاهد این همه خشونت علیه خود و دیگری، افسردگی و ناامنی در جامعه بودیم.
ایمان و باور به این جمله که «زیرساخت فرهنگ و هنر»، همانند «زیرساخت کشاورزی و راه» دارای اهمیت بوده و باید در عمل آن را پیاده نمود، نیاز اساسی برنامه ریزی در این استان می باشد.