……………………
✍عمران خودآموز
استاندار ایلام در آستانه دور دوم سفر رئیس جمهور به استان، از آحاد افراد جامعه خواسته است که اگر طرح توسعهای پیشران برای استان مد نظر دارند در فرصت باقی مانده تا سفر، از طریق فضای مجازی و یا حضوری ارایه کنند. بیگمان، در پاسخ به این فراخوان، انبوه طرحها و پروژههای نامآشنا در ذهن و خاطرهی جمعی ایلامیان تداعی میشود که بارها و بارها از سوی مسئولان نوید افتتاح، اتمام یا بهرهبرداری از آنها به مردم داده شده است.
صاحب این قلم، از زاویهی دیگری به موضوع مینگرد و چالش زندگی روزمرهی ایلامیان را در صدر مسائل اولویتدار استان قرار میدهد.
اینکه ما میخواهیم دروازهی مدیترانه شویم، یا قصد احداث بزرگراه ایلام، مهران، کربلا، بغداد، دمشق را داریم، یا میخواهیم سامانه گرمسیری را سامان دهیم و از این دست طرحها و ابرپروژههای بزرگ و تمدنساز، محل مناقشه نیست و آرزو میکنیم که روزی جامهی عمل بر تن کنند، اما زندگی روزمرهی مردم که مهمترین وظیفهی نظام سیاسی، حفظ آن در وضعیت عادی است نباید نادیده گرفته شود و آن را به امری رنجآور و غیرقابل تحمل برای شهروندان تبدیل کند.
جامعهشناسان معتقدند که زندگی روزمره را باید بدون فکر کردن به آن، زندگی کرد، نه اینکه امور بدیهی را تبدیل به دغدغه و رنج و عذاب کنیم. حال، با نگاهی گذرا به زندگی روزمرهی ایلامیان، در مییابیم که مسافر ایلامی اعم از دانشجو، بیمار و… مدتها است برای تهیهی بیدغدغه و بیمعطلی یک فقره بلیط رفت و برگشت به پایتخت در رنج است. بیمار ایلامی برای یک ام.آر.آی ساده باید بیش از یک ماه در نوبت باشد یا برای دیگر خدمات خاص پزشکی عازم استانهای دیگر شود؛ در همین ایام، یکی از آشنایان که بانویی باردار است و به دلیل علائم سکته مغزی نیاز به ام.آر.آی فوری داشت، دو شبانه روز در بیمارستان بستری شد تا نوبت ام.آر.آی به او برسد. از وضعیت ترافیک شهری گرفته، تا وضعیت آب و برق و اینترنت و…، زندگی روزمره را برای ایلامیان سخت و طاقتفرسا کرده است. تورم روزافزون و گرانی کالاهای اساسی و مایحتاج عمومی مردم نیز که ایلام را گرانترین استان کشور لقب داده است، وجه دیگری از وخامت اوضاع زندگی روزمره ایلامیان را به تصویر میکشد. صف خرید مرغ و نبود کارت سوخت آزاد در جایگاههای بنزین و…را به این فهرست بلند بالا بیفزایید تا خود حدیث مفصل بخوانید از این مجمل!
بنابراین، نگارنده نفسِ فراخوان استاندار ایلام را ارج مینهد و اقدامی از سر حُسن نیت میداند، ولی پیشنهاد میکند که زندگی روزمرهی شهروندان را در اولویت قرار دهد و حتی بدون کمترین عیب و عاری کمبودها و مضایق بدیهی استان را به سمع و نظر رئیس جمهور برساند.
چه اشکال دارد که استاندار ایلام به رئیس جمهور بگوید که دوبار شخصاً از پایانه مسافربری ایلام بازدید کرده و دادستان مرکز استان را نیز به مدد طلبیده، اما نتوانسته مشکل بلیط اتوبوس را حل کند؟!
چه اشکال دارد که استاندار به رئیس جمهور بگوید که بیماران ایلامی برای بدیهیترین خدمات پزشکی عازم استانهای همجوار میشوند و نیاز به فلان دستگاه تخصصی دارند؟!
چه اشکال دارد که استاندار ایلام به رئیس جمهور بگوید که خودکشی جوانان ایلامی به دلیل آن نیست که ما دروازهی مدیترانه نشدهایم یا هنوز بزرگراه ایلام، مهران، کربلا، بغداد، دمشق احداث نشده است، بلکه غالباً به دلیل اختلال در زندگی روزمره آنان، به حیات خود پایان دادهاند؟!
نگارنده، بر این باور است که رفع و رجوع زندگی روزمره مردم، بیشتر از انجام طرحها و ابرپروژههای پیشگفته با مشی و منش این دولت که عنوان مردمی را یدک میکشد، تناسب دارد و رئیس جمهور نیز تمایل بیشتری برای صدور دستورات فوری در اینگونه امور بدیهی از خود نشان میدهد.
امید است استاندار ایلام، فرصت سفر رئیس جمهور را برای رفع مشکلات مبتلابه زندگی روزمرهی ایلامیان مغتنم بداند تا شنبهی پس از سفر، کماکان مخاطب مطالبات عمومی شهروندان برای امور به ظاهر بدیهی و پیشپا افتاده نباشند.