……………………..
✍️ اسلام انصاریفر
زبان حال هنرمندان همواره در راستای نشان دادن مشکلات جامعه در لفافهی هنر است، اما آن هنگام که هنر در ورطهی مشکلات دست و پا بزند و مسئولین در قرارگاههایی منهای فرهنگی بیقرار باشند، آن وقت جامعه دچار خشونت خواهد شد.
چند سالی از آغاز پروژه برج هنر ایلام می گذرد، اما اعتبارات قطره چکانی دردی از عدم تکمیل آن دوا نکرده و همچنان در انتظار گوشهی چشم مسئولینی است که خاک را به نظر کیمیا میکنند.
بهراستی اگر این پروژه بزرگ هنری در حوزهای غیر از فرهنگ و هنر بود، و برای مسئولین مزیت داشت، تا به حال به جای یک برج، دو برج ساخته شده بود اما متأسفانه هرگاه سخن از اعتبار فرهنگی به میان میآید، نظرها به ته جیب سوراخ اعتبار میافتد و آه و افسوس که نیست!
کار هنر و فرهنگ درآمدزا نبوده و از کنار آن بهای چندانی دست هنرمند را نمیگیرد اما مسئولین اگر به مرور از زیر بار پروژههای فرهنگی همانند فرهنگسرای ناتمام ارغوان شانه خالی کنند، آن وقت در بحبوحهی خشونتها، خودکشیها و اغتشاشات زبان باز میکنند که چرا زبان جامعه و به خصوص نسل سوم با ما یکی نیست؟!
نیمی از پروژه برج هنر ایلام را اکنون میخواهند به بخش خصوصی واگذار کنند اما چرا نباید تمام هشت طبقه به هنر اختصاص پیدا کند؟ آیا تا به حال در ساخت پروژههای عمرانی به گنجاندن سینما یا سالن تئاتر در دل آن نظری داده شده است؟
برج هنری که از ۸ طبقهاش، چهار طبقهی آن در اختیار بخش خصوصی و تبدیل آن به بوتیک و رستوران و … باشد که دیگر نام آن “برج هنر” نیست.
آیا نمیتوان همین ساختمان نیمه تمام فرهنگسرای ارغوان را به بخش خصوصی واگذار کرد و مبلغ حاصل از آن را به ادامه ی تکمیل پروژه برج هنر اختصاص داد؟
برای اتمام پروژه به گفتهی رئیس حوزه هنری ایلام اعتباری بالغ بر ۱۵۰ میلیارد نیاز است و از آن سو هم مدیرکل سازمان برنامه ریزی و بودجه استان اظهار می دارد که با ۴۰۰ میلیارد هم پایان این پروژه در هالهای از ابهام است. برجی که در میانهی اعداد و ارقام بودجه مغفول مانده و سرنوشتی نامعلوم دارد و ترس از آن است که به سرنوشت فرهنگ سرای ارغوان دچار شود.
کلنگ پروژه برج هنر در تابستان ۱۳۹۶ در زمینی به مساحت ۸۱۰۰ متر مربع با طراحی المانهای هنرهای هفت گانه نظیر سینما، سالن نمایش، سالن موسیقی و آهنگهای انقلابی، سالن انیمیشن، نگارخانه، کتابخانه تخصصی هنر و ادبیات، سالن اجتماعات، بازار هنر به منظور فروش تولیدات هنرمندان، کلاسهای آموزشی از جمله شعر، داستان، هنرهای تجسمی، موسیقی، فیلم و نمایش به زمین زده شد.
به هر حال «دست ما کوتاه و خرما بر نخیل» است و البته باید گفت «خرما بر برج» و طعم داشتن آنچنان برج هنری را زیر زبان خشکمان مزه مزه میکنیم، اما با این رویههای گذشته به قول معروف؛ چشممان آب نمیخورد.
اگر ساخته شود که چهخوب و اگر فقط نام و نشانش نقل محافلگردد، باز ما همانیم و «قبای ژنده» خویش.
« به کجای این شب تیره
بیاویزم
قبای ژنده ی خود را »
( نیما یوشیج )