……………………………
✍ دکتربهروز سپیدنامه
استاد جمیل سپیدنامه سال ۱۳۳۰ در خانواده ای اهل فضل متولد شد. پدر او «ملا ابراهیم سپیدنامه» (طایفۀ زرگوش) از مکتبداران صاحب نام عصر آخرین والی پشتکوه است. ملا ابراهیم، شاعری توانا بود و چندین منظومه نظیر «خورشید و خاور» را به زبان کوردی بازسرایی نموده است.
وی سال ۱۳۵۶ در رشته جغرافیای دانشگاه اصفهان مدرک کارشناسی خود را دریافت نمود و کتاب جغرافیای سودان را به فارسی ترجمه نمود. او در ایام دانشجویی، نفر اول رشته وزنه برداری و زیبایی اندام دانشجویان سراسر کشور شد.
دوران خدمت سربازی استاد سپیدنامه، مقارن با ایام پر جنب و جوش انقلاب اسلامی ایران شد. او در آن زمان افسر وظیفه بود و از دستور مافوق خود در سرکوب مردم سرپیچی نموده و متواری گشت و مورد تعقیب ساواک قرار گرفت و این روزها برای او به دشواری فراوان گذشت.
استاد جمیل سپیدنامه سال ۱۳۵۷ (بعد از پیروزی انقلاب) به عنوان دبیر دبیرستانهای شهر مرزی مهران استخدام شد تا به فرزندان دیارش خدمت کند. وی فردی با مطالعه بود و گسترۀ مطالعه او شامل حوزه های مختلفی چون: تاریخ، فلسفه، ادبیات، جامعه شناسی سیاست؛ دین و نجوم بود. روند این مطالعه تا واپسین لحظات استمرار یافت و هیچگاه از آموختن نیاسود.
وجه دیگر شخصیت استاد سپیدنامه، چهرۀ هنرمندانۀ اوست. او خط ثلث را نزد برادر خود شادروان «مهندس جلیل سپیدنامه» آغاز کرد و ادامۀ مسیر را با مطالعه و تمرین آثار خوشنویسان عرب و ترک نظیر «هاشم محمدالبغدادی» و «حامد الامدی» طی نمود. تا جایی که توانست تمامی خطوط اسلامی – نظیر ثلث، نسخ، دیوانی و رقعه – را استادانه بنویسید و سال ۱۳۶۶ در آزمون دوره ممتاز خط ثلث انجمن خوشنویسان ایران پذیرفته شود. استاد جمیل سپیدنامه خط تحریری نستعلیق را به شیوایی می نوشت و دانش آموزانش دوست نداشتند تخته سیاه کلاس را بعد از ساعت درس او پاک کنند.
او بر خلاف خوشنویسان جهان عرب که تابلوها را طی چندین مرحله (طراحی، نگارش اولیه روی کاغذ پوستی و انتقال اثر مرحله به مرحله به کاغذ اصلی) می نویسند، به صورت ارتجالی و مستقیم روی کاغذ می نوشت. مرکب، کاغذ و قلم ایشان عادی و استاندارد نبود و خوشنویسان می دانند که یکی از چهار رکن اصلی خوشنویسی آن است که «اسباب کتابت» به کمال باشد و نگارش با لوازم عادی کار بسیار سخت و طاقت فرسایی است. خصوصاً اگر بیماری، توان دست خوشنویس را مستحیل نموده باشد. اما با این وصف، او خرق عادت می کرد و به زیبایی تمام می نوشت زیرا به آنچه که می نوشت ایمان داشت و به مقام اتحاد بین اثر و صاحب اثر رسیده بود.
تسلط استاد سپیدنامه بر زبان انگلیسی و زبان و ادبیات عرب و ظرافت های آن، بسیار قابل توجه بود . او شعر عربی را به زیبایی می سرود و بر متون قدیم و جدید نظم و نثر عرب مسلط بود. در کنار زبان و ادبیات عرب به ادبیات فارسی عشق می ورزید و همیشه مبنای استدلال خود را به شعر یا ضرب المثلی فارسی مزین میساخت.
استاد جمیل سپیدنامه انسانی مؤمن و معتقد بود که دینداری اش، نه شناسنامه ای، که از سر تحقیق بود. تسلط او به زبان عربی و انسی که با قرآن داشت، آفاق نگاهش را به کرانه های توحید فراخواند بود. توحیدی که مخالف هرگونه پیرایه بستن بر دین بود.
او همسری دلسوز، پدری مهربان و انسانی ملتزم به مکارم اخلاق بود و از هرآن چه که آیینه دل را دچار زنگار می ساخت پرهیز می کرد. یاد و خاطره اش جاودان باد.