نویسنده کتاب «فراگرد تکامل فرهنگی» پس از برگزاری آیین رونمایی از این کتاب ضمن سپاسگزاری از دکتر یارمحمد قاسمی-استاد تمام جامعهشناسی دانشگاه ایلام-و دکتر بهروز سپیدنامه-جامعهشناس فرهنگی و شاعر برجسته کشور-که به نقد علمی و تفسیری و محوری کتاب مذکور پرداختند، در یک تحلیل توصیفی نکاتی را در ارتباط با نقد و نظرهایی که درمورد کتاب مذکور ارائه گردید بیان کرد.
عباس صیدی، به یکی از ویژگیهای فرهنگ اشاره کرد و گفت: نهاد فرهنگ به عنوان منبع ایجاد اطلاعات و دانشی که ریشه در عرف و ادبیات شفاهی مردم دارد همواره عامل رشد انسان، جامعه و تغییرات آن است زیرا فرهنگ ازسویی حاصل کنش های فردی و جمعی درزندگی اجتماعی است.
این نویسنده و فرهنگ پژوه فعال،به بخشی از ویژگیهای کتاب «فراگرد تکامل فرهنگی» پرداخت و گغت: از ان جا که روشهای ایجاد تغییر فرهنگی را باید درجامعه نهادینه کرد و باید تلاش کرد که فرهنگ را همگام با زمان معاصر درزندگی امروزی جاری نمود، از این رو دراین کتاب تعدادی از مهمتربن مؤلفههای مؤثر در تحول وتکامل فرهنگی مورد بررسی وتحلیل قرار گرفته است به طوری که دو نوع گفتمان اصلی شامل: رویکرد و جایگاه اومانیسم ونیز به نوعی رویکرد جهانی شدن فرهنگ، و هم چنین درزیرساخت مباحث کتاب، شناسایی وبیان مفاهیم دگرگونزا و تصویر کنونی فرهنگ درجامعهی ایران مطرح شده است. از انجا که سیر مباحث این کتاب تابع تحقیق میدانی و پیمایش خاصی غیراز توصیفها و تحلیلهای اسنادی نیست لذا میتوان گفت این کتاب نتیجهی یافتههای ملموس، تجربی، علمی و مطالعات فرهنگی نویسنده است هرچند که اکنون در فرهنگ ما هنوز تلاشهای برجسته و قابل توجهی برای تدوین معیارهای قابل قبول در ارزیابی فرهنگ انجام نگرفته است و در این جا برای رسیدن به این موضوع حتمن نیاز به پژوهش میدانی میباشد.
این شاعر و فعال فرهنگی به یکی دیگر از روشهای نگارش کتاب خود اشاره کرد و بیان نمود: دراین کتاب روشی استقرایی حاکم شده است؛ یعنی پس از انتخاب وکشف مفاهیم ومصادیق فرهنگی به تعاریف وتحلیل رسیده است ونویسنده اعتقاد دارد پرداختن به مفاهیم فرهنگی دراین کتاب رویکردی کیفی دارد که بدون شک مبانی نظری و تجربه های عینی و اقدام عملی درمیدان های فرهنگی، براین روش اثرگذاری مستقیم دارد.
دکتر صیدیکلهر در ادامهی بیان ویژگیهای نگارش کتاب «فراگرد تکامل فرهنگی» افزود: دربعضی از بخش های این کتاب نویسنده برای رسیدن به هدف مطلوب اقدام به مفهوم سازی های جدیدی نموده است که درجای دبگر یا عنوان نشده اند یا خیلی کم عنوان به ان ها اشاره شده است ،که مهم ترین ان ها عبارتند از:
١)موجههی هرمنوتیکی با فرهنگ وتاثیر ان درفرهنگ
٢)تاثیر فرایند عنصر زمان درفرهنگ
٣)تاثیر پدیدهی صنعت گرایی در فرهنگ
٤)عقل درقاموس فرهنگ
٥)ادب، هنر، وکلام بلیغ،به عنوان سه وجهه ی زیبا شناسناسانه وارتباط انها با فرهنگ.
ایشان در ادامهی همین موضوع گفت: دراین کتاب هم چنین جریانهای نوپدید درعرصهی فرهنگ شناسایی شده است که مهمترین انها عبارتند از:
١)نوکیسگی فرهنگی درتعارض با رشد فرهنگی ودگرگونی منفی دران
٢)نقدنشدن شخصیت توجیه گران آسیبهای فرهنگی
٣)همانند سازیهای کاذبانهی فرهنگی وتعارض ان با رشد فرهنگی
٤)ابهامها و ابهام افرینان فرهنگی وتعارص ان ها با رشد فرهنگ.
این فرهنگ پژوه فعال دربخشی از گزارش خبری خود به نوع نگاه،کردن به این کتاب اشاره کردو اضافه نمود: اگر جامعه شناسی فرهنگی با نگاه حکمرانی پژوهشی به این اثر بنگریم از ان جا که گاهی داده های یک موضوع تحقیقی نیز به طور مطلق صحیح نیست و نتیجه ای نسبی دارد،لذا نمی توانیم به طور قطع به ان داده ها اکتفا کنیم زیرا گاهی داده های یک پژوهش براساس رابطه ای که یک قشر خاص باهم دارند دستخوش تغییرات غیر واقعی می شود.ازاین می توان گفت امروزه حوزهی نظری درفرهنگ درحال گسترش است وحل شدن جریان های منفی فرهنگی در داخل یک جامعه درگرو فهم عمیق انهاست زیرا شناخت جریانها وتحلیل انها درنهایت به نوعی سلوک فرهنگی منجر میشود وازسویی همین جریانها و نظریهها وهمین ادبیات علمی در حوزهی فرهنگ باید به عنوان پشتیبانی برای پژوهشگران ما قرار بگیرد.
عباس صیدی کلهرادامه داد: امروه به دلیل ماهیت فراگیر وسهل ممتنع بودن فرهنگ پرداختن به ان بسیار سخت است ،چون فرهنگ و نظریه ی فرهنگ چنان درهم تنیده هستند که به قدرت موشکافانه ای برای بحث دراین حوزه نیاز می باشدبه عنوان مثال یک نظریه پرداز فرهنگی باید خودش در قاموس اصلی ولایه های همان فرهنگ باشد وبکوشد تا به فهم معانی ذاتی اعمال اجتماعی برسد وبتواند درخدمت جامعه به کارگیرد وبه این خاطراست که دکتر عماد افروغ گفته است «فرهنگ باید خادم انسان باشد٠»