……………………………………….
✍ مهدی مهری – وکیل پایه یک دادگستری
آدمی صرفاً یک قالب مادی نیست؛ بعد غیرمادی انسان ضرورت و اهمیت حقوق اولیهای ازجمله حق آزادی عقیده و بیان را توجیه میکند. نوع بشر بهعنوان یک حق اساسی، برخوردار از آزادی عقیده و بیان است. هیچکس نمیتواند ادعا کند در برخورداری از حق مذکور نسبت به دیگران مزیتی دارد و نیز هیچکس تحت هیچ عنوانی حق ندارد آزادی عقیده و بیان دیگری را نادیده یا حتی محدود کند. از آنجائی که مساعد بودن فضا برای کشف حقیقت یکی از عوامل مؤثر در تعالی شخصیت آدمیان است با در نظر گرفتن این گزاره اولیه که بهطورمعمول آزادی بیان میتواند به کشف حقیقت بینجامد؛ میبایست با تضمین آزادی بیان، صلاحیت و شایستگی انسان جوینده حقیقت را در کشف آن محترم شمرد. در اینجا نگارنده در پی اثبات امر بدیهی و ضروری آزادی بیان نیست؛ بلکه در پی اعلام این مطلب است که آیا توهین، دروغ، خرافه، خشونت و نفرت پراکنی مصداقهایی از آزادی بیان هستند؟
آزادی بیان ابزاری است که انسانها با استفاده از آنها درونیات خود را بیرونی میکنند. در اسناد بینالمللی، منطقهای و متون قانونی داخلی کشورهای متمدن حق آزادی عقیده و بیان بهصراحت شناساییشده است. در نظام جمهوری اسلامی ایران اصول ۹، ۱۹، ۲۰، ۲۳، ۲۴، ۲۶ و ۲۷ قانون اساسی به محترم شمردن این حق پرداخته است؛ اما آزادی متضمن رهاشدگی نیست؛ شاهد این ادعا ماده ۲۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر است که به لزوم قاعدهمند بودن آزادی دلالت واضحی دارد. آزادی خواهان باید آزادی خود را بهگونهای اعمال کنند که کرامت و حرمت سایر انسانها مخدوش نشود؛ بهعبارتیدیگر محدودیت آزادیها در مبنای آنها نهفته است.
سوءاستفاده از آزادی، درنهایت منجر به نابودی آزادی میشود. سوءاستفاده از آزادی، گاهی ممکن است توسط ارباب قدرت، گاهی توسط اکثریت یک جامعه و گاهی نیز ممکن است توسط تکتک انسانها در جامعه یا یک فضای صنفی صورت بگیرد. قضاوت درباره مصادیق سوءاستفاده از آزادی بیان، خصلت بومی و درون فرهنگی دارد؛ در این مقطع زمانی از نگاه فرهنگی حاکم بر جامعه سوءاستفاده از آزادی توسط افراد جامعه میتواند اشکال مختلفی، همچون سوزاندن کتب الهی، مرگ خواهی و توهین نمایان شود.
براین پایه اگر درجایی گروهی از انسانها با هتاکی و هنجارشکنی بخواهند برخی از رفتارهای مضر را مشروعیت ببخشند و انسان و جامعه را از طبیعت خدادادی آن تهی کنند، ما نباید این مطالبات آنها را حق تلقی کنیم و رفتهرفته آن را غالب بدانیم؛ رفتار نادرست همیشه نادرست است چه ما بخواهیم و چه نخواهیم.
تناهی کلام اینکه برای ممانعت از سوءاستفاده از آزادی باید این وظیفه را برای نظام آموزش و فرهنگ به ویژه برای نخبگان جامعه فرض بشماریم تا در تلاش برای استقرار حق مذکور با آموزش و آگاهی بخشی به دیگران موانع لازم فکری برای غالب شدن سوءاستفاده از آزادی را شکل دهند.