……………………………..
✍ محمدرضا ناصری شوهان
مهاجرت به معنای جابجایی افراد از مکانی به مکان دیگر به دلیل برخورداری از امکانات بیشتر مانند آموزش بهتر، درآمد بیشتر، دستیابی به آزادی های سیاسی و اجتماعی و یا به منظور فاصله گرفتن از کمبود ها، فقر، فلاکت، بلایای طبیعی، جنگ، بیکاری، کمبود امنیت و …میباشد که از سوی جوامع بینالمللی به رسمیت شناخته شده است و کشورهای برخوردار در راستای رونق هر چه بیشتر صنایع مختلف خود از متخصصین و محققین و دانشمندان و دانشجویان سایر کشورها استفاده می نمایند.
مهاجرت انواع مختلفی دارد که از آن جمله می توان به مهاجرت خارجی، مهاجرت به شکل پناهندگی، مهاجرت داخلی و انواعی از مهاجرت های فصلی و روزانه اشاره کرد.
یکی از مهم ترین اشکال مهاجرت به شکل پناهندگی می باشد، پناهندگی نوعی مهاجرت خارجی محسوب می شود که به دلیل مشکلات کشور مبدا صورت می گیرد و افراد را مجبور به مهاجرت و نقل مکان می کند. بهعنوان مثال ، تشکیل دولت اسرائیل باعث می شود تا پناهندگی بسیاری از فلسطینی ها به اردن، مصر، سوریه و لبنان شد. حمله شوروی به افغانستان و جنگهای داخلی در آن کشور، وجود شرایط دشوار اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، حوادث و رخدادهای داخلی و خارجی تأثیرگذار بر اوضاع افغانستان، به ویژه در طی چهاردهه اخیر، باعث آوارگی میلیونها افغانستانی به کشورهای دیگر از جمله ایران شده است، عدم بهبود قابل ملاحظه وضعیت امنیتی، سیاسی و اقتصادی افغانستان باعث شده با گذشت سالها هنوز بیشتر از یک میلیون پناهنده و بیشتر از دو میلیون اتباع غیرپناهنده افغانستانی در ایران ساکن باشند.
همان طور که اشاره شد یکی از مهم ترین کشورهایی که پذیرای مهاجران افغان می باشد کشور ایران است، این مهاجران و پناه جویان به دلیل ناامنی و جنگ های داخلی، وضعیت اجتماعی نابسامان و نبود اشتغال در کشور خود به ایران مهاجرت کرده اند. در طول سالیان متوالی جنگ ها و نزاع های داخلی و خارجی، حضور قدرت های بزرگ و نیز رشد افراط گرایی در افغانستان باعث شده است که در هر برهه زمانی عده ای از اتباع این کشور آواره شده و به کشورهای دیگر از جمله ایران عزیمت نمایند. این شاخص ها سبب شده که امروزه در جهان افغانستان به عنوان کشوری “مهاجرفرست” شهره بوده و مسئولین کشورمان و حتی اتحادیه اروپا را برای کاهش تبعات این مهاجرتها به ویژه بر روی امنیت ملی آنها به واکنش واداشته است.
حضور مهاجران افغانستانی در ایران آنقدر به درازا کشیده شده است که رکورد جدیدی را در جهان ثبت نموده و ایران را نیز به عنوان کشوری که طولانی ترین میزبان پناهندگان خارجی بوده مطرح ساخته است.
رویداد انقلاب اسلامی ایران و اتخاذ سیاست درهای باز و قوانین تسهیل کننده باعث شده است که امروزه جمهوری اسلامی ایران به عنوان چهارمین کشور پناهنده پذیر جهان و اولین کشوری که طولانی مدت ترین زمان میزبانی از پناهندگان را به خود اختصاص داده است، شناخته شود.
جنگ طولاني، اقتصاد در هم شکسته و خشكسالي های پي در پي در افغانستان نه تنها مانعي بر سر راه بازگشت مهاجرين افغاني نبوده، بلكه به طور مداوم موج جديدي از پناهندگان را ايجاد كرده است.
هم چنین از بحرانهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بحران مهاجرت نخبگان و استعدادهای درخشان یا به اصطلاح فرار مغزها از یک سو و از سوی دیگر سیل مهاجران کشورهای جنگ زده همسایه از جمله افغانستان میباشد، که متأسفانه دولت و مجلس نه برنامه مشخص و هدفمندی برای جلوگیری از مهاجرت نخبگان دارند و نه برای ورود مهاجرین افغانستانی که سبب مشکلات فراوانی در کشور گشته اند، دستور کار مشخص و روشنی پیاده نموده اند. این بی برنامگی سبب شده است که جامعه ایران دچار تضادهای فرهنگی، تشدید ناامنی، از بین رفتن فرصت های شغلی، هدر رفتن سرمایه های ملی مانند آب و محیط زیست و…گردد.
اگر ما نگاهی سطحی به سیاست های مهاجرتی کشورهای همسایه و منطقه از جمله ترکیه و اعراب بیندازیم روش آنها در پذیرفتن مهاجران در راستای منافع ملی و رونق اقتصادی و هم چنین استفاده از نخبگان و تحصیل کردگان مهاجر است و برای ورود مهاجرین سطح و جایگاه تحصیلی و شغلی متناسب با نیاز بازار کار خود تعریف نمودهاند، اما متأسفانه در کشور ما بدون توجه به نیاز بازار کار و بدون هیچ محدودیتی دروازه مهاجر پذیری را باز نموده اند که ضمن اینکه در توسعه و پیشرفت و ترقی کشور هیچ تاثیری ندارد بلکه موجب رکود فراوان در بازار کار، هنجار شکنی، افزایش جرم و جنایت، افزایش ناامنی و هراس در بین شهروندان ، مشغول کردن بسیاری از اوقات دستگاههای اداری بویژه سیستم قضایی و… شده است.
امروزه امنیت ملی کشورها، مبنای کلیه تلاشها را تشکیل داده و زمانی این تلاشها منجر به نتیجه می شود که امنیت در ابعاد مختلف وجود داشته باشد.
احساس ناامنی، پویایی، تحرک و انگیزه انسان را در جهت پیشرفت و تعالی تحتالشعاع قرار داده و قسمت بزرگی از پتانسیل و قابلیتهایش را به هدر میدهد.
این مهم را میتوان در حوزههای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی مورد بررسی قرار داد..
در حوزه سیاسی ایران در طول دوران مختلف و با وجود بحران های گوناگونی که در افغانستان بوجود آمده، از تجاوزات شوروی سابق تا روی کار آمدن طالبان و شکست آنها، پذیرای خیل عظیمی از اتباع این کشور بوده است. این بدان معناست که یک تقارن زمانی معناداری بین بحران در افغانستان و افزایش حجم مهاجرت مداوم وجود داشته است. بنابراین در هر برهه ای مهاجران حامل میزانی از بحران سیاسی بوده و بدین صورت در گسترش بحران نقش انتقال دهنده را ایفا نموده اند. لذا به نظر می رسد مشکلات ناشی از وجود مهاجران قانونی و غیرقانونی در دوره های مذکور، مدیریت و کنترل حضور آنها و مباحثی مانند نگرش کشور میزبان، و بحث بازگشت آنها به کشورشان و بسیاری مسائل دیگر باعث شکل گیری یک منشأ اضطراب سیاسی در روابط میان افغانستان با ایران شده است.
در حوزه اقتصادی مهاجرت تأثیر مثبتی بر اقتصاد کشور میزبان می گذارد، اما در ایران با توجه به شرایط موجود این وضعیت کمی پیچیده تر است. تحریم ها و عدم برخورداری مهاجرین از کمک های حمایتی دولتی در ایران، حقوق کم آنها، وضعیت معیشتی شان را شدیداً تحت تأثیر قرار داده است. چه بسا در مواردی بیکاری و در نتیجه فقر آنها را به دنبال داشته باشد که این موضوع میتواند اثرات مستقیمی بر افزایش بزهکاری و قاچاق مواد مخدر و متعاقب آن ایجاد مخاطراتی برای امنیت ملی را بدنبال داشته باشد.
پراکندگی افغان ها در شهرها باعث ایجاد جدایی گزینی خاص آنها در بسیاری از شهرستانهای اطراف تهران و دیگر شهرهای بزرگ ایران شده است. مهاجرت مردم افغانستان به کشورهای همسایه خاصه ایران، نوعی مهاجرت اجباری ناسالم است که با آسیب و تخریب روحی و روای اعضای خانواده های مهاجر توأم بوده است. چنین تجمعی باعث شده به برخی از مشکلات اجتماعی از جمله قاچاق مواد مخدر دامن زده شود. از طرف دیگر، بسیاری از نارسایی های فرهنگی و آموزشی آنان در مواجهه با مردم و اجتماع شهر، اثرات دراز مدتی بر کارکردهای اجتماعی و فرهنگی خواهد داشت. تصادم شدید فرهنگی و تضادهای اجتماعی ناشی از این امر نه تنها در درون تهدید برای امنیت ملی است که خود میتواند روابط سیاسی بین ایران و افغانستان را نیز تحت تأثیر قراردهد. یکی دیگر از چالشهای امنیتی مربوط به حضور اتباع افغانستان در کشور در حوزههای اجتماعی مربوط به گسترش حاشیه نشینی و نیز بهم خوردن ترکیب جمعیتی جامعه میزبان به خصوص در روستاها و مناطق با جمعیت کم می باشد. اتباع افغانستان به دلیل درآمد پائین امکان زندگی در نقاط شهری را نداشته و در نتیجه غالباً در حاشیه شهرها و یا روستاهای نزدیک به شهرها، ساکن میشوند. در نتیجه، تراکم جمعیت در این مناطق بالاتر رفته، وضعیت بهداشتی- درمانی تنزل می یابد، مشاغل کاذب زیادتر می شود و نتیجتاً بزه و اعمال خلاف قانون نیز گسترش می بابد.
طبیعی است که چنین مهاجرت هایی نمی تواند بازتاب مثبتی بر اقتصاد و امنیت کشور داشته باشد و در نتیجه چنین پیامدهایی اختلالاتی چند در سیستم اقتصادی کشور بروز می کند که در نتیجه آن باعث ایجاد یا تقویت احساس محرومیت نسبی اقتصادی در شهروندان کشور می باشد كه به شكل و قالب اعتراضات بروز مي نمايد. ضروري است كه توجه گردد، مباحثي همچون آمار بيكاري در ايران، تورم و گراني، دغدغه هاي اقتصادي و معيشتي و… از وضعيت مناسبي در ايران برخوردار نيست. حال آنكه شرايط به وجود آمده و ناشي از حضور مهاجرين، تشديد اين مباحث را به دنبال خواهد داشت. طبيعي است چنين وضعيتي بر افزايش آماري بيكاري در ايران تأثير بسزايي داشته و بالطبع امنيت اقتصادي و ملي را تهديد مي نمايد.
جا دارد با استقرار حکومت ضد حقوق بشری گروه طالبان در افغانستان، مدیران کشور بویژه نمایندگان مجلس با حساسیت و نگاه ملی گرایانه، موضوع مهاجرین افغان که محصولی جز ضرر و زیان برای کشور نداشته اند را حل و فصل نمایند و سیاست معقول و منطقی که سایر کشورها ازجمله ترکیه در قبال مهاجرین افغانستانی دارند، پیش بگیرند.