به بهانه12 ژوئن روزجهانی مبارزه باکار کودکان؛

چرا امیدها با آرزوها بیگانه‌اند؟

-5780780493426507158_109

……………………..

✍خداداد ابراهیمی

۱) يكي از كاربران خوش قريحه و نوعدوست شبكه‌های اجتماعی، با انتشار فیلمی یک دقیقه‌ای، یکی از واقعيت‌های اجتماعی كف خيابان را باز تعريف كرده تا به مسئولان نهيبی بزند. او در مصاحبه‌ای كوتاه، ساده و بي پيرايه يکی از كودكان كار را خطاب قرار داده ؛

«چقدر چشات قشنگه؟!

مي تونستي هنرپيشه بشي ها!

فكر كن! اگه شمال شهر زندگي مي كردي، مي تونستي يه هنرپيشه بشي! »

پسرك هاج و واج فقط پوزخند مي زند.

دوباره پسرك نوجوان خطاب قرار مي گيرد؛

«وقتي بزرگ شدي، مي‌خواي چيكاره شي؟

پسرك: كار كنم

چه كاری؟

پسرك: آغشار (آشغال) جم كنم و ازهم سوا كنم و بفروشم

يه آرزوي بزرگ بكن!

پسرك: چي؟

چه آرزويي داري؟

پسرك: چي؟ آرزو؟ آرزو چيه؟ »

 

۲) كودك كار! هموطن! دلبندم!

نمي‌دانم. اهل كجايي ؟!

نامت را حتي نمي‌دانم اما “اميد” خطابت مي كنم از اينكه اميد با “آرزو” بيگانه است، سخت متأسفم، اميدهاي به آرزو نرسيده‌ی روزگار ما فراوانند. خوب مي‌دانم كه آرزو، گمشده‌ی توست. آرزو، بانك هاي مملو از اسكناس‌هايي‌ست كه از پول قُلك تو اختلاس شده، آرزو، پورشه هاي رنگارنگ آقازاده هاست كه گاه و بيگاه، از كنارت به سرعت برق مي گذرند،

آرزو را “بابك” ها از روياهايت دزديده‌اند، آرزو را “خاوري” ها به خاور دور ربوده اند، آرزو را در “صندوق ذخيره” نكردند تا سهمي از آن به تو نرسد. آرزو، ريال و تومن و هزار و ميليون نيست، آرزو ميليارد ميليارد است آنقدر كه از شمارش صفرهايش خسته مي‌شوي. اصلاً گويي اينكه حتي آرزوي شمردنش را از تو گرفته‌اند، آرزو، در حساب بانك هاي خارج از كشور، در ويلاهاي لندن، در قشلاق، ييلاق‌هاي اروپاست. در ويلاهاي شمال، در گردنه‌ی حيران، در مجوز بانك های خصوصی، در صرافي ها، در رياست مديران مادام العمر، در وي. آي .پي هواپيماها، در عرصه كشتي ها، در دلارهاي آغشته به نفت، در انحصار اسكله ها، معني كرده‌اند، تا اسكلتي بيش، از تو باقي نگذارند و در حسرت آرزوها بماني.

آرزو، درياست، روياست، فرداست، كه تو نداري. يعني حرامي ها، آنقدر به سفره‌ات دست درازي كرده‌اند كه فردايي برايت نگذاشته‌اند.

می‌دانم كه آرزو، روياي گمشده توست.  مي دانم كه از هيچ خيريه‌اي، خيري نديدي. مي دانم كه آشغال ها، آرزويت را به گَند كشيده‌اند. مي‌دانم كه آشغال‌ها، زندگيت را تهديد مي‌كنند و اما خوب مي‌دانم كه آشغال ها را بايد بی درنگ ضدعفوني كنيم. اين را همه قلم های نستوه آرماني فرياد مي زنند.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *