……………………….
✍خداداد ابراهیمی
اگر غم را چو آتش، دود بودی
جهان، تاریک بودی جاودانه…
از پیچاپیچ سالهای خاکستری، در انبوه اندوه زندگی، آرام و صبور و نجیب، شاعری و نویسندگی را با سختکوشی تجربه کرده است. او در کنار سادات گرانمایه ( برادران سجادی) قلم را در ساحت رسانه به خدمت گرفته تا با افتخارآفرینی، چهره شناخته شده جشنوارههای فرهنگی و رسانهای کشور باشد. در همه این سالها کمتر کسی از او رنجیده و شاید خود او از اطرافیان رنجی دیده اما بابزرگواری تمام عدول کرده و بخشیده…
القصه انسانی شریف که همچون سنگ زیرین آسیاب، مرارتها و تلخیهای روزگار را بابردباری پشت سرگذاشته تا همچنان به عنوان خبرنگاری پیشرو، پرافتخار و با فهم عمیق و دقیق رسانهای نمود پیدا کند. این را ۱۵ کتاب و افزون بر ۲۰ عنوان فرهنگی، هنری و رسانهای او در جشنوارههای استانی، منطقهای و کشوری گواهی میدهند.
این روزها اما او در سوگ فقدان مادر، سخت ماتمزده است مثل«نامههای ابری»ش گویی اینکه «بمبی در سرش جا، مانده است» اما می دانیم که حتما سوگسرودی برای مادر، در ذهن خود پرورانده تا به آرامش برسد، می دانیم که از همدردی دوستان راستان خبرنگار خشنود و سپاسگزار است. می دانیم که بازهم مثل همیشه از سراشیبی کوه اندوه صعود خواهد کرد و همچنان صبوریاش برای همگان درسآموز خواهد شد. چرا که در برابر حکمت آن عزیز بالادست، تسلیم و شاکرست. مرحبا بر همکاران رسانهای که سوگمندانه در غمش سهیم شدند.
تسلیت به اسلام انصاریفر، خالق «نارنجهای تلخ»