……………………
✍️اهورا جهانیان
دربی تهران، امشب قهرمان جام حذفی ایران را معلوم میکند. اگر چهار بازی “ناتمام” و یک بازی “برگزار نشده” بین تیمهای استقلال و پرسپولیس را منها کنیم، این دو تیم صد بار به مصاف هم رفتهاند و هر کدام ۲۶ برد به دست آوردهاند. ۴۸ بار هم با یکدیگر مساوی کردهاند.
بازی امشب برای پرسپولیس از این حیث مهم است که در صورت پیروزی، بعد از سالها بالاخره از حیث آمار برد در دربی تهران، از استقلال جلو میافتد. علاوه بر این، فتح دوگانه (لیگ و جام حذفی) نیز کاری کارستان است که یحیی گلمحمدی و شاگردانش در پی انجام آن هستند. چنین کاری را قبلا فقط علی پروین و برانکو انجام داده بودند.
استقلالیها طبیعتا انگیزۀ زیادی برای بازی امشب دارند. آنها بازی برگشت لیگ را باختند ولی میتوانستند با نتیجۀ مساوی از زمین خارج شوند. در این صورت، شاید قهرمانی لیگ هم نصیبشان میشد. بنابراین امشب میکوشند که قهرمانی جام حذفی را از دست ندهند. و نیز برتری در تعداد بردها در تاریخ دربی تهران را.
دربی در فینال جام حذفی، قاعدتا حساسیت مضاعفی دارد. در لیگ همیشه به “بازی بعدی” هم میتوان امیدوار بود ولی در جام حذفی “بازی بعدی” معنا ندارد. فینال هم که معنایش روشن است.
هر طور حساب کنیم، بازی امشب حساسیت ویژهای دارد. بنابراین احتمال تنش در داخل زمین و حتی در ورزشگاه بیشتر از اکثر دربیهای چندین و چند سال اخیر است. تماشاگران ورزشگاه آزادی نیز اکثرا از حیث سطح درآمد متعلق به طبقات پایین جامعه یا لایههای پایین طبقۀ متوسط هستند.
با این تورم و گرانی روزافزون مواد غذایی و سایر کالاها، میتوان احتمال داد که تماشاگران دربی مثل دست کم دوسوم مردم ایران، بالقوه مستعد از کوره در رفتن هستند. خشم عمیق از شرایط اقتصادی و اجتماعی، در کنار ناخرسندیهای سیاسی، وقتی به گل خوردن تیم محبوب یا اشتباه داور ضمیمه شود، هیچ بعید نیست دربی ۱۰۱ را تنشآلود کند.
در دی ماه ۱۳۷۹ که دولت خاتمی بر سر کار بود و شرایط اقتصادی بسیار بهتر از امروز بود، رد و بدل شدن دو گل در دقایق پایانی، چنان التهابی در دربی تهران پدید آورد که کار به درگیری بازیکنان کشید و غش کردن مهدی هاشمینسب و حملۀ پرویز برومند به پایان رأفت و ناصر ابراهیمی.
در دی ماه ۱۳۷۳ نیز تنش و درگیری در دربی تهران چنان بالا گرفت که شاهرودی و محرمی و قلعهنویی اخراج شدند و بازی ۲ بر ۲ مساویشده تا دقایق پایانی، ۳ بر صفر به سود استقلال اعلام شد.
در در دی ماه ۱۳۶۹ نیز دربی تهران به جنجال کشیده شد. رحیم یوسفی و شاهین بیانی اخراج شدند و در نیمۀ اول زد و خورد بین بازیکنان، نزدیک بود کار را از دست داور بیرون ببرد ولی بازیکنان دو تیم اکثرا عضو تیم ملی بودند و چند ماه قبل در بازیهای آسیایی پکن ناباورانه قهرمان شده بودند و آن قدر همدلی و رفاقت داشتند که سریع نفرات درگیر را از هم جدا کنند.
علی پروین هم که مربی تیم ملی بود، رابطۀ بسیار خوبی با بازیکنان استقلال داشت و اصلا استقلالیها ارکان تیمش بودند: عابدزاده، حسنزاده، زرینچه، مهدی فنونیزاده، شاهرخ بیانی، صمد مرفاوی.
به هر حال الان در خرداد ماه به سر میبریم نه در ماه درگیریخیزِ دی! ولی الان شرایط اجتماعی با سالهای ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۹ فرق دارد. مردم عصبانیترند و احساس ناکامی در جامعه بیشتر است. در چنین فضایی، آن هم پس از باخت یک ماه قبل استقلال به پرسپولیس، ورزشگاه آزادی بالقوه استعداد بیشتری برای میزبانیِ یک بازیِ تنشآلود دارد.
اگرچه ممکن است عدهای همین تنشها را بخشی از جاذبۀ فوتبال بدانند، ولی واقعیت این است که “لذت تماشای فوتبال” اولین قربانی مسبقات تنشآلود است. زد و خورد آرژانتینیها و انگلیسیها در جام جهانی ۱۹۶۶، کیفیت آن بازی را به قربانگاه برد ولی بیست سال بعد، وقتی بازیکنان دو تیم مصافی بدون درگیری را تجربه کردند، یکی از زیباترین بازیهای تاریخ جام جهانی رقم خورد. مارادونا هفت نفر را دریبل کرد و بهترین گل تاریخ فوتبال را زد.
در اسفند ۱۳۸۳ که استقلال ۳ بر۲ پیروز شد، شاهد یکی از زیباترین دربیهای تهران بودیم ولی چون کار به گردنکشی و یقهگیری نرسید، امروز آن بازی چندان برجسته نیست در تاریخ مصافهای استقلال و پرسپولیس. ولی نکتۀ مهم این است که تماشاگران (چه در ورزشگاه چه پای تلویزیون) از تماشای آن بازی لذت بردند.
همچنین در بهمن ۱۳۹۰ هم در یک بازی بدون درگیری، پرسپولیس با سه گل ایمون زاید بازی ۲ بر صفر باخته را برد و مسابقهای بسیار تماشایی رقم خورد.
فوتبال باید موجد “حال خوب” باشد و بر “لذت زندگی” بیفزاید. وگرنه چه دلیلی دارد عمر و وقتمان را صرف چیزی کنیم که کارکرد اصلیاش ایجاد تکاثف روحی است؟