یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۲ مجموعه فرهنگی شهر کتاب ایلام، با حضور جمعی از هنرمندان و اهل قلم، از مقام شامخ فرزانهی توس حکیم ابوالقاسم فردوسی سخن ها گفته شد و در تجلیل از او، هنرها ارائه گشت.
به گزارش مهراننیوز در این مجلس که با همت مدیریت مجموعه فرهنگی شهر کتاب هادی حیدری و شکیبا عزیزبیگی تدارک شده بود برنامه های متنوعی همچون سخنرانی ، نقالی و بداهه نوازی ارائه شد تا به ستایش از فردوسی بزرگ پرداخته شود.
دکتر بهروز سپیدنامه، سخنران آغازین برنامه بود. او به مباحثی در خصوص جامعه شناسی اساطیر و رهیافت های جامعه شناختی شاهنامه با تاکید بر رزمنامهی رستم و اسفندیار از منظر تفسیرگرایی پرداخت.
سپیدنامه با اشاره به تشابه روایت های اساطیری و پی رنگ های مشترک آن ها نظیر داستان آفرینش و قصه ی رویین تن ها، اسطوره را خاطره ی ازلی انسان ها در طول زمان دانست. خاطره ای که از ناخودگاه جمعی آنان برخاسته و به صورت نمادین و رمز آلود پیکرینه شده است.
انسان همواره میل به جاودانگی و مانایی داشته است اما مرگ به عنوان حقیقتی گریزناپذیر مانع از رویین تنی او در برابر این واقعیت بی گریز شده است.
بهروز سپیدنامه با اشاره به نظریاتی نظیر عقده ادیپ، هرمنوتیک، اومانیسم و نظایر آن که دارای خاستگاهی اساطیری اند (ادیپ، هرمس، پرومته) به ظرفیت فوقالعاده ی اساطیر در ایجاد دستگاه منظم نظری به منظور تبیین نظامات اجتماعی پرداخت.
سپیدنامه فردوسی را متفکر و نظریه پردازی بزرگ دانست که با پیوند دادن تاریخ به اسطوره و زمان ازلی به زمان تاریخی، به آسیب شناسی تکوین، استقرار، استمرار و اضمحلال شهریاری و حکمرانی (دولت در مفهوم جدید آن) پرداخته است.
این استاد دانشگاه اظهار داشت؛
به اعتقاد صاحب نظران، فردوسی با بهره گیری از اسطوره ی آفرینش در آیین زرتشتی و دوره های سه هزار ساله و دوران دوازه هزار ساله ی آن ، ستیزناسازها را یکی از دوره های آفرینش دانسته که در آن نور و ظلمت و اهورا و اهریمن به کارزار می آیند و با هم درگیر شده و به هم می آمیزند و آمیختگی ایجاد می شود و نور قاطی ظلمت می گردد. دوران آمیختگی برای جوامع دوران فرخنده ای نیست و انسان های آمیخته به سرنوشت بدی مبتلا می شوند و به تعبیر دکتر میرجلال الدین کزازی «آمیختگان میرایند». سیاوش، سهراب، اسفندیار و رستم محصول دوران آمیختگی اند و به همین دلیل، مرگی در خورد خود و مقام خود نیافتند و عاقبت به خیر نشدند. سرنوشت محتوم جوامع آمیخته نیز چنین خواهد بود.
سپیدنامه در ادامه با نشانه شناسی اجتماعی تراژدی رستم و اسفندیار به تبیین جامعه شناختی این داستان از منظر نظریه کشاکش و پاسخ «آرنولد توین بی» و قدرت «میشل فوکو» پرداخت. او اسفندیار را نمادی از جامعه ای دینی دانست که فاقد بصیرت و روشن بینی است و بنیاد گرایی دینی را برایند چنین جزم اندیشی هایی تعبیر نمود نظیر اسفندیار که گوش خود را به تمامی پندها و اندرزهای مادر و دوستان و خویشان بست و حتی به هشدار مرکبی که در دو راهی به زمین نشست تا مانع از سفر او گردد گوش نداد تا به مرگی دردآلود گرفتار شود.
اسفندیار اهل تعامل و گفتگو نبود و باب محاوره و تفاهم را بارها بر رستم بست
به ایوان رستم مرا کار نیست
ورا نزد من نیز دیدار نیست
و همین نخوت و خودبینی و عدم اعتقاد به تکثر و تضارب آراء او را از پای درآورد و با سلاحی از جنس تفکر خود، نابود شد. یعنی فرد مقدسی مثل اسفندیار با چوب گزی که با آب رز (شراب مقدس) آبیاری شده بود از بین رفت و این یک سنت اجتماعی است.
در خاتمه این جامعه شناس ایلامی با خوانشی جامعه شناختی از بنمایهی مفهومی داستان رستم و اسفندیار به تبیین انسداد اجتماعی، تغییر تعادلی و ساختی، رابطه بین بحران و نحوه ی پاسخ به آن و نحوه ی شکل گیری آنتی تزها و سایر مباحث مرتبط پرداخت.
خاطرنشان می شود این گعده فرهنگی از سلسله نشستهای فرهنگی و نقد و بررسی کتاب است که با استقبال کمنظیر دوستداران حوزه کتاب و نخبگان فرهنگی ایلام در محل شهر کتاب ایلام برگزار می شود