…………………………………….
✍ آرش پالیزبان، دکترای زبانشناسی
اخیراً در فضای مجازی مطلبی با عنوان «شبیخون فرهنگی در ایلام» از آقای شایان کرمی منتشر شده بود. پراکنده گویی و ادعاهای غیرعلمی در این مطلب چنان موج میزد که لازم ندیدم در مورد آن جوابیهای بنویسم. اما متأسفانه بعدها متوجه شدم از همین نویسنده پیشتر هم مطلبی موهن و سخیف تحت عنوان «ایلام دال شناور» در فضای مجازی منتشر شده است. خداوندگار سخن، سعدی شیرازی میفرماید: «معصیت از هر که صادر شود ناپسندیده است و از علما ناخوبتر که علم سلاح جنگ شیطان است و خداوند سلاح را چون به اسیری برند شرمساری بیش برد.»
بنابراین، انتظاری زیاده از حد نیست که هنگامی که کسی قلم به دست میگیرد؛ مستدل و مستند بنویسد، حرمت نگه دارد و ساحت مقدس علم را آلوده توهمات و اغراض شخصی خود نکند.
اما در پاسخ به این نویسندۀ محترم باید عرض کنم که حقیر با نظر شما در این مورد که جریانهایی در ایلام در حال سورانی سازی هستند، همداستان نیستم و معتقدم که نظر حضرتعالی حداقل در حوزه جغرافیایی استان ایلام مصداق ندارد، و بر این باورم که بیشتر با عینک بدبینی و نگاه امنیتی به مسائل فرهنگی پرداخته اید. دلیل این مدعا هم این که:
۱. همگان شاهد بوده و هستیم در طول چهار دهه ای که از عمر انقلاب اسلامی می گذرد، فرهنگ، زبان و ادبیات کردی در خدمت انقلاب، میهن دوستی، دفاع مقدس، شهادت، عاشورا و مناسبت های دینی دیگر بوده است. در این مورد جنابعالی را به دهها جشنواره، سوگواره، مراسم و یا اشعار شاعران این دیار در این چهل و اند سال ارجاع می دهم تا بالعینه ببینید که در همه این برنامهها رسمالخط کردی مورد استفاده قرار گرفته است.
۲. ادعا نمودهاید که «کرد یک قوم با فرهنگ و زبان مشترک نیست» اما برای این مدعا هیچ مستندی ارائه نکردهاید. به قول شیخ اجل سعدی: دلایل قوی باید و معنوی/ نه رگهای گردن به حجت قوی. پیشنهاد میکنم حداقل چند منبع علمی زبانشناسی بخوانید، تا برایتان مسجل شود که کردی یکی از مهمترین شاخههای زبانهای ایرانی شمال غربی با گویشها و لهجههای متفاوت است. مثلاً کتاب زبانهای ایرانی دکتر محمد دبیرمقدم استاد گروه زبانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی، را که عنوان کتاب برگزیده سال جمهوری اسلامی ایران را کسب نموده و سالهای متوالی است از سوی انتشارات سمت تجدید چاپ میشود.
۳. گفتهاید که «سه دهه است رسمالخط کردی سورانی به عنوان اسب تروای پان کردستانیسم به ایلام وارد شده است و این شبیخون فرهنگی در غیاب واکنش مسئولین فرهنگی استان و سکوت تحصیل کردگان انجام شده است».
ضمن یادآوری این نکته که نهادهای فرهنگی استان هرکدام متولی و مسئول خاص خود را دارد، برای اینکه یقین حاصل کنید این ادعا توهمی بیش نیست باید خدمتتان عرض کنم که:
الف. وجود آواهای زبانی مستقل در زبان کردی که در علم زبانشناسی «واج» نامیده میشوند، باعث شده است تا زبان کردی هم به رسمالخطی روی بیاورد که این آواها دقیق تر نمایانده شوند. از زمان ابداع این شیوه از رسمالخط حدوداً یکصد سال میگذرد و درشگفتم جنابعالی بر چه مبنایی استفاده کنندگان از این رسمالخط را با عناوینی چون پانکرد و فاشیست نواختهاید. شاید برایتان جالب باشد بدانید که این رسمالخط چنان دقیق و روزآمد بوده است که زبانوران بلوچی، گیلکی و لری را هم در سالهای اخیر مجاب کرده تا به همین شیوه از رسمالخطی مستقل و اختصاصی برای زبان خود استفاده کنند. مزید اطلاع حضرتعالی، هموطنان لرزبان عنوان خط خود را پاپریک نامیدهاند.
ب. شما که ادعای دکترای تاریخ دارید، لازم نیست به دورههای تاریخی بسیار دور بپردازید، بلکه اگر به سه دهه ادعایی خودتان نگاهی واقع بینانه داشته باشید، یکی از نشریات تأثیرگذار در ترویج رسمالخط به زعم شما سورانیزه در استان ایلام، ماهنامه آوینه بود که از سال ۱۳۶۸ به وسیله سازمان تبلیغات اسلامی کشور در حوزه استان های کردنشین منتشر میشد. یا حداقل به فعالیتها و خدمات نهادهای فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، صدا و سیمای مرکز ایلام و نیز حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی استان در این مدت توجه میکردید که صدها کتاب، نشریه و مقاله و برنامه از شاعران و نویسندگان و پژوهشگران این دیار با همین رسمالخط چاپ، پخش و یا منتشر کردهاند.
ج. ادعا نمودهاید که این عمل در سکوت تحصیل کردگان [استان] انجام شده است. به قول حضرت مولانا: «این چه ژاژست و چه کفر است و فُشار / پنبهای اندر دهان خود فشار»
همگان میدانند که در این سه دهه ادعایی حضرتعالی، تحصیلکردگانی که دغدغهمندترین افراد در حوزه زبان، فرهنگ و ادبیات کردی بودهاند به ترویج همین رسمالخط به قول شما سورانیزه همت گماشتهاند؛ یعنی شاعران، نویسندگان و پژوهشگران. آیا انتظار داشتید عوام و افراد غیر متخصص در این حوزه وارد عمل شوند؟
۴. در تناقضی آشکار ادعا کردهاید که در سکوت نخبگان و نهادهای فرهنگی، رسمالخط سورانیزه وارد استان شده اما عوام آن را نپذیرفتهاند و تلویحا این را نشانه بی بصیرتی گروه اول و بصیرت عوام دانستهاید؛ یاللعجب!!
انتظار نداشته باشید افراد کم سواد این رسمالخط را به راحتی بپذیرند چراکه همین افراد در شیوه نگارش فارسی هم مشکل دارند و کافی است به فرهنگستان زبان و ادب فارسی رجوع کنید تا ببینید یکی از دغدغههای اصلی امروزی این نهاد اصلاح رسمالخط غیر علمی کاربران فضای مجازی و آموزش شیوه نگارش فارسی رسمی است. بنابراین، آنچه که جنابعالی با عنوان «یک رسمالخط خودجوش مردمی» از آن یاد میکنید، کردی که سهل است، شیوه نگارش فارسی معیار را هم به تباهی کشانده است.
۵. در پایان به حضرتعالی توصیه میکنم به مصداق آیه قرآنی «وَلَا تَقفُ مَا لَیسَ لَكَ بِهِۦ عِلمٌۚ» به آنچه که تخصصی در آن ندارید ورود نکنید تا بیش از این مرتکب نظریهپردازی های بعضاً خندهدار نشوید. مثلاً:
الف. «زبان مادری» را عنوانی جعلی دانستهاید که پانکردستانیسمها در ایلام رواج دادهاند.
ب. ادعا کردهاید که «کردی سورانی در جهت زبان عربی توسعه و تکامل یافته و توسعه زبان کردی در شاخه ایلامی و کرمانشاهی همسو با زبان فارسی است».
ج. پاسخ به مطلب «ایلام دال شناور» را به مجالی دیگر موکول میکنم؛ اما، اطلاع داشته باشید که کردی جنوبی تنها در ایلام و کرمانشاه رایج نیست، بلکه با گونه چاردولی از شاهین دژ و تکاب در آذربایجان غربی شروع شده، با گونه گروسی از قروه و بیجار در کردستان گذشته و سپس به شهرستانهای اسدآباد و بهار در همدان میرسد، آنگاه با گونه لکی در لرستان به ایلام و کرمانشاه ختم میشود.