خلیل کمربیگی، دانش آموخته رشته جامعه شناسی و پژوهشگر اجتماعی و فرهنگی، حدود ۲۲ سال پیش(سال ۱۳۷۹)، در پایان نامه تحصیلی خود، به «بررسی پدیده شکاف نسلی در ایلام» پرداخته و نتایج آن پژوهش را در قالب چند مقاله در نشریات معتبر علمی کشور منتشر نموده است. با توجه به حوادث و رخدادهای اخیر در جامعه ایرانی و تأثیر پدیده شکاف نسلی در این رویدادها، بخشی از نتایج و راهکارهای این پژوهش که دو دهه پیش، پژوهشگر آنها را ذکر نموده، آورده میشود.
پژوهشگر در بخشی از نتایج پژوهش خود آورده است: نتايج كلی پژوهش، حكايت از شكاف عميقی در ارزشهای اجتماعی بين پدران و پسران میكند و از آنجايیكه ميانگين ارزشهای اجتماعی پسران، بالاتر از پدران خود است، نشان میدهد كه اولاً ديگر خانواده همانند سابق نميتواند، نقش يگانه الگوی اصلي جامعه پذيری فرزندان باشد، منابع و نهادهای دیگر از جمله رسانه های جمعی تأثیرات زیادی بر فرآیند جامعه پذیری آنها دارند؛ چرا كه نتایج نشان میدهد که اولاً در مباحث اجتماعی تفاوت زيادی بين پدران و پسران وجود دارد، و ثانياً گرايش پسران به مباحث و ارزشهای اجتماعیای چون ديگرخواهي، نوع دوستي، عشق به انسانها، عشق به همنوع، از خودگذشتگی و دهها موضوع اجتماعی ديگر و نگرش به برخی از مسائلی كه در نزد خانوادهها و پدران خود زشت و گناه شمرده میشود، فرق داشته، و آنها تعريف و ديدگاهی جديد در این زمینه دارند.
در حوزهی ارزشهای سياسي، نتايج اين پژوهش بیانگر آن است كه نوع نگاه پسران به مسائل و موضوعات سياسي و امنيتي با پدران خود تفاوت داشته؛ چرا که پدران به حفظ وضع موجود و گرايش به امنيت فیزیکی در جامعه، گرايش بيشتري دارند. پژوهشگر می آورد که، تصور نسل امروز از امنيت ملّي و نوع نگرش او به مسئله ی تعهد ملّي و تعريفي كه نسل امروز از اين دو مفهوم در ذهن خود دارند، با تصوير و تعريف نسل گذشته، تفاوت دارد. نسل امروز ديگر به مفهوم امنيت ملّي و تعهد ملّي همانند سابق نمي نگرد. علاوه بر امنیت جانی و مالی، امنیت فکری، فرهنگی و اجتماعی برای او نیز بسیار بااهمیت هستند. علاوه بر نقش مهم خانوادهها، برنامهريزان و مسؤولان جامعه نیز با فراهم آوردن شرايط زندگی بهتر و رفع موانع، بر دلبستگي نسل نو به این سرزمين بيفزايند و زمينههاي مهاجرت شان به سرزمينهاي ديگر را با اقدامات خود فراهم نياورند تا ما شاهد فرار نخبگان و جوانان فعال، از این کشور نباشيم.
در باب شكاف عميقی كه در حيطهی ارزشهای اقتصادی بين پدران وپسران وجود دارد، به اجمال میتوان گفت كه نوع نگاه پسران با پدران به ارزشهای اقتصادی تفاوت زيادی داشته، چرا كه پسران بيشتر به زندگی تجملی و مصرفی و زندگی رفاهی گرايش دارند و پدران به ثروت و پول. پژوهشگر در این خصوص آورده است که نتایج پژوهش بیانگر آن است که جوان و نوجوان امروزي همانند نسل گذشته اولويت اول را به اقتصاد و مسائل اقتصادي داده است. آنها نيز، چون پدران خود دغدغه ی اقتصادی داشته اند؛ چرا كه آدمي يك سلسله نيازهاي پايهاي دارد و تا آنها را رفع ننمايد، نميتواند به حل ديگر نيازها امیدوار باشد. دغدغه فرزندان در زمینه ارزش هاي اقتصادي، تنها اشتغال و رفع بیکاری نیست؛ بلکه آنها بيشتر از پدران خود، ميل به سبک زندگی مدرن، تجملات و زندگي مصرفي دارند. رهبران، مدیران و الگوهاي نوجوانان، با دوری کردن از زندگی لاکچری، نمونه و الگوي يك زندگي سالم را در جامعه به نمايش بگذارند.
گرايش نوجوانان به سمت ارزش هاي مذهبي همانند و همسان با پدران خود، حكايت از آن دارد كه هر چند نوع نگاه نسل امروز و نحوه ی گفتمان او پيرامون دين و ارزش هاي ديني متفاوت و متنوع به نظر ميرسد، اما گرايش غالب او همچنان به سمت ارزش هاي ديني است و بر پدران و متولیان جامعه است كه با همدلي و هم زباني شايسته، با نسل نو همراهی نموده، و با پرهيز از برخوردهاي قيم مآبانه و خشن به نام دين، چهرهی نيكو و خوشآيندی از آن را در باور نسل امروز به نمايش بگذارند.
پژوهشگر در نتیجه نهایی پژوهش خود آورده است: هم زبانی و هم زمانی با نسل نو، نیاز امروز جامعه ی ایرانی است. اگر این امر صورت نگیرد، در آینده تبعات گسترده ای را بر جای خواهد گذاشت.